فیلم برنده اسکار در فروش هم رکوردشکن شد

شکست کرونا از «انگل»

شماره روزنامه: ۴۸۳۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۲۷۳۲۷ فرهنگ و هنر

دنیای‌اقتصاد : فیلم سینمایی «انگل» یا به‌عبارت دیگر پارازیت که برخی از مخاطبان فیلم از آن با عبارت «پاراسایت» یاد می‎کنند پس از کسب موفقیت‌های چشمگیر در جشنواره‌های جهانی فیلم و مهم‌تر از آن به دست آوردن عنوان بهترین فیلم سال در جوایز آکادمی «اسکار» و سه جایزه دیگر از این رویداد، چنان‌که قابل پیش‌بینی هم بود،‌ با روند افزایش قابل توجه در فروش روبه‌رو شد. اما این همه ماجرا نبود و کارش به رکوردشکنی هم رسید. این در حالی بود که بسیاری از بازارهای سینمایی جهان از جمله چین، هنگ‌کنگ، کره جنوبی و... به واسطه گسترش ویروس کرونا با تعطیلی‌های کوتاه یا طولانی روبه‌رو شده‌اند. به رغم از دست رفتن این بازارها، همچنان فیلم انگل فروش روزافزونی را تجربه می‌کند.

شکست کرونا از «انگل»

 این فیلم ساخته بونگ جون هو در تعطیلات آخر هفته ۵/ ۵ میلیون دلار فروخت که به معنی افزایش ۲۳۴ درصدی فروش بلیت آن پس از اسکار است. این فیلم بزرگ‌ترین موفقیت فروش برای یک فیلم را پس از کسب اسکار در یک دهه اخیر رقم زد و این رکورد را به نام خودش ثبت کرد.  در مجموع تنها ۷ روز پس از کسب اسکار فروش «انگل» ۸/ ۸ میلیون دلار بوده که ۲۰ درصد آن در سرزمین مادری‌اش بوده است.  «انگل» تاکنون بیش از ۴۴ میلیون دلار در آمریکا فروخته که یک نتیجه عظیم برای یک فیلم خارجی است. این فیلم ۷/ ۱۲ میلیون دلار نیز در همین آخر هفته در بازار خارج از آمریکا فروش کرده و مجموع فروشش را به ۱۶۱ میلیون دلار رسانده است. در مجموع این فیلم تاکنون در سراسر جهان ۲۰۴ میلیون دلار فروخته است.  «انگل» نخستین فیلم غیرانگلیسی زبان در تاریخ اسکار است که موفق شد جایزه بهترین فیلم سال را از آن خودش کند. این فیلم از ۶ نامزدی اسکار جایزه بهترین فیلمنامه اورجینال، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم بین‌المللی را هم برد. این فیلم در آمریکای شمالی اکنون ۲۰۰۱ سالن سینما را در اختیار دارد که بیشترین سالن نمایش برای یک فیلم خارجی زبان است. این تعداد بیشترین سالن سینما پس از اختصاص ۲۵۰۳ سالن سینما به فیلم «جنب و جوش کونگ فو» در سال ۲۰۰۴ است.  داستان فیلم درباره خانواده بسیار فقیری است که در خانه زیر همکف زندگی می‌کنند. آنها بیکار هستند و برای تامین زندگی خود مجبور هستند هرکاری انجام دهند اما زمانی که پسر این خانواده پیشنهادی از جانب دوستش دریافت می‌کند، زندگی آنها تغییر می‌کند. این دوست به پسر خانواده می‌گوید که در غیاب او، خودش را به‌عنوان مدرس زبان جا زده و به دختر خانواده‌ای ثروتمند، زبان انگلیسی بیاموزد و البته از او مراقبت کند چراکه به او دل بسته و نمی‌خواهد کسی سراغ او برود! پسر خانواده نیز پس از پذیرش درخواست دوستش، زمانی که نزد آن خانواده می‌رود، متوجه می‌شود که مادر دختر فرد به شدت ساده‌ای است و به همین جهت نقشه‌ای می‌کشد تا بتواند دیگر اعضای خانواده اش را نیز که بیکار هستند با حیله و نیرنگ به خانه آورده و مشغول به کار کند اما...

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن