الزامات توسعه صنعتی در سایه کم‌آبی

 برآوردها نشان می‌دهد در بسیاری از واحدهای فولادی کشور حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آب مصرفی از منابع طبیعی و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از طریق بازچرخانی داخلی آب یا استفاده از پساب تصفیه‌شده تامین می‌شود. در برخی مجتمع‌های جدید که با فناوری‌های به‌روز و سیستم‌های مدار بسته طراحی شده‌اند، میزان بازچرخانی آب حتی به بیش از ۷۰ درصد نیز رسیده است.  با این حال با توجه به شرایط کم‌آبی کشور، افزایش بازچرخانی و استفاده از پساب دیگر یک انتخاب نیست بلکه به یک ضرورت تبدیل شده است.

منابع آب شیرین کشور با محدودیت جدی روبه‌رو هستند و ادامه روند برداشت از منابع زیرزمینی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای محیط‌زیست و پایداری تولید صنعتی داشته باشد. در چنین شرایطی توسعه استفاده از پساب شهری و صنعتی می‌تواند یکی از مهم‌ترین راهکارها برای تامین پایدار آب صنایع باشد.   در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از شکل‌گیری یک بازار واقعی برای پساب نیز دیده می‌شود. در بورس انرژی ایران گواهی سپرده آب و پساب به‌صورت شفاف معامله می‌شود و تقاضای قابل‌توجهی از سوی صنایع برای آن وجود دارد. در برخی موارد حتی پروژه‌های تامین و انتقال پساب تا چند سال آینده پیش‌فروش شده‌اند و این نشان می‌دهد که صنایع به‌خوبی متوجه ارزش و اهمیت این منبع جایگزین شده‌اند. شکل‌گیری چنین بازار شفافی می‌تواند به توسعه سرمایه‌گذاری در پروژه‌های تصفیه و انتقال پساب کمک کند و بخشی از فشار بر منابع آب طبیعی کشور را کاهش دهد.

 در کنار این موضوع، یکی از چالش‌های اساسی صنعت فولاد در ایران به الگوی استقرار صنایع بازمی‌گردد. طی دهه‌های گذشته بخش قابل‌توجهی از صنایع آب‌بر در مناطق مرکزی و کم‌آب کشور مستقر شده‌اند؛ موضوعی که فشار سنگینی بر منابع آب این مناطق وارد کرده است. در سال‌های اخیر برای جبران این وضعیت پروژه‌های انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی تعریف و اجرا شده است. هرچند این طرح‌ها می‌توانند بخشی از نیاز صنایع را تامین کنند، اما با هزینه‌های بسیار بالای سرمایه‌گذاری، مصرف قابل‌توجه انرژی، پیچیدگی‌های فنی و ملاحظات زیست‌محیطی همراه هستند و در واقع تلاشی پرهزینه‌برای جبران یک جانمایی نادرست صنعتی به شمار می‌روند.

 درحالی‌که اگر از ابتدا سیاست توسعه صنعتی کشور به سمت استقرار صنایع آب‌بر در سواحل جنوبی هدایت می‌شد، بسیاری از این هزینه‌ها قابل اجتناب بود. استقرار صنایع فولادی در سواحل دسترسی مستقیم به آب دریا را فراهم می‌کند، هزینه‌های تامین آب را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر امکان صادرات محصولات از طریق بنادر را بسیار ساده‌تر و رقابتی‌تر می‌کند. علاوه بر این، توسعه صنعتی در سواحل می‌توانست به ایجاد اشتغال گسترده و رونق اقتصادی در این مناطق منجر شود و به توزیع متوازن‌تر جمعیت در کشور کمک کند؛ موضوعی که خود می‌توانست فشار مصرف آب در شهرها و استان‌های مرکزی را کاهش دهد.

 در این میان سواحل مکران یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های مغفول توسعه‌ای کشور است. این پهنه گسترده با دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد، ظرفیت بالایی برای توسعه صنایع، لجستیک، تجارت و حتی شکل‌گیری شهرهای جدید صنعتی دارد. با این حال متاسفانه سال‌هاست که موضوع توسعه نهادی این منطقه درگیر فرآیندهای اداری شده است. اساسنامه و ساختار سازمان توسعه مکران مدت‌هاست در راهروهای دولت و مجلس میان بحث‌های اداری و تغییرات متنی معطل مانده و این ثروت بزرگ ملی عملا کمتر از ظرفیت واقعی خود مورد توجه قرار گرفته است.  در شرایطی که کشور با محدودیت منابع آب روبه‌رو است، ترکیبی از راهکارها باید در دستور کار قرار گیرد: افزایش بازچرخانی آب در صنایع، توسعه استفاده از پساب شهری و صنعتی، اصلاح الگوی استقرار صنایع آب‌بر و توجه جدی به ظرفیت‌های توسعه‌ای سواحل جنوبی به‌ویژه مکران. چنین رویکردی می‌تواند هم به پایداری تولید صنعتی کمک کند و هم فشار بر منابع محدود آب در مناطق مرکزی کشور را کاهش دهد.

*  دبیرکل فدراسیون صنعت آب ایران