۵ دلیلی که رشد بیوقفه بورس را توضیح میدهد
نخست اینکه بازار سرمایه برای حدود ۹۰ روز عملا در شرایط توقف و رکود معاملاتی قرار داشت و پیش از آن نیز، یعنی قبل از آغاز جنگ، بخش قابلتوجهی از ریسکهای ناشی از این رویداد را پیشخور کرده بود. در آن مقطع بسیاری از نمادها با افت قیمت مواجه شدند و برخی سهمها حتی تا حدود ۲۰ درصد اصلاح قیمتی را تجربه کردند. بنابراین بخشی از آثار منفی جنگ پیش از وقوع آن در قیمت سهام منعکس شده بود.
نکته دوم به شرایط تورمی اقتصاد بازمیگردد. در طول این ۹۰ روز، اقتصاد کشور با سطوح بالایی از تورم مواجه بوده است. اکنون نیز با انتشار آمار تولید و فروش شرکتها، شاهد افزایش نرخ فروش محصولات در بسیاری از صنایع هستیم. این رشد نرخ فروش باعث شده شرکتها بتوانند ضمن حفظ حاشیه سود خود، سودآوری بیشتری را ثبت کنند. به همین دلیل در شرایط فعلی، در بسیاری از صنایع میتوان سهامی را یافت که با نسبت قیمت به درآمد (P/E) و نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) در محدوده دو واحد معامله میشوند. از منظر تاریخی، این سطوح ارزندگی قابلتوجهی را نشان میدهد و سرمایهگذاران را به پذیرش ریسک و خرید سهام در قیمتهای فعلی ترغیب میکند.
عامل دیگری که به رشد تقاضا در بازار سهام کمک کرده، عقبماندگی این بازار نسبت به سایر بازارهای موازی است. طی بیش از یک سال گذشته نرخ ارز افزایش یافته، قیمت طلا رشد کرده و حتی بازار مسکن نیز با افزایش قیمت مواجه بوده است. با این حال، بازار سرمایه به دلیل ریسکهای متعدد سیاسی و اقتصادی نتوانسته رشد متناسبی را تجربه کند و از سایر بازارها عقب مانده است. همین موضوع موجب شده بسیاری از سرمایهگذاران، بازار سهام را گزینهای جذابتر برای سرمایهگذاری تلقی کنند.
نکته مهم دیگر این است که شرکتهایی که در حال حاضر سهام آنها در بازار معامله میشود، عمدتا شرکتهایی هستند که از جنگ آسیب مستقیمی ندیدهاند و همچنان فعالیت تولیدی و فروش خود را ادامه میدهند. در مقابل، شرکتهایی که در جریان جنگ دچار خسارت شده یا مورد اصابت قرار گرفتهاند، همچنان با نمادهای متوقف مواجه هستند و سهام آنها معامله نمیشود. بنابراین بازار فعلی عمدتا متشکل از شرکتها و صنایعی است که فعالیت عملیاتی آنها ادامه دارد، نرخ فروش محصولاتشان افزایش یافته و چشمانداز سودآوری مطلوبی دارند. طبیعی است که چنین شرکتهایی در سطوح قیمتی کنونی برای سرمایهگذاران جذاب باشند.
در نهایت، نقش دولت را نیز نباید نادیده گرفت. یکی از ویژگیهای دولت فعلی این است که همگام با افزایش نرخ مواد اولیه و رشد بهای تمامشده تولید، به شرکتها اجازه میدهد نرخ فروش محصولات خود را نیز افزایش دهند. این موضوع به حفظ حاشیه سود بنگاهها کمک کرده و از افت سودآوری صنایع جلوگیری میکند. در سالهای گذشته بارها شاهد بودیم که هزینههای تولید افزایش مییافت، اما مجوزهای لازم برای افزایش نرخ فروش صادر نمیشد و در نتیجه حاشیه سود بسیاری از صنایع کاهش پیدا میکرد. به نظر میرسد این چالش در شرایط فعلی تا حد زیادی برطرف شده و دولت رویکردی همسو با بخش تولید و صنایع کشور در پیش گرفته است. همین مساله را میتوان یکی از عوامل حمایتکننده از سودآوری شرکتها و در نتیجه رشد بازار سرمایه دانست.
* کارشناس بازار سرمایه