واردات از ایران از لنز چین
دنیای اقتصاد - مسیح میرجعفری: ترکیب و ابعاد تجارت خارجی ایران در ابهام قرار دارد؛ وضعیتی که نزدیک به ۹ ماه ادامه یافته است. گمرک از انتشار آمار تفصیلی تجارت سر باز میزند و تنها ارقام کلی و پراکندهای از سوی مدیران گمرک و سازمان توسعه تجارت اعلام میشود که همگی از کاهش حجم و ارزش تجارت خارجی کشور حکایت دارند. در یکی از این اظهارات، فرود عسگری، رئیس گمرک، گفته بود که از ابتدای امسال تا ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵، ارزش صادرات کشور حدود ۱۵میلیارد دلار و ارزش واردات نزدیک به ۱۷میلیارد دلار بوده است.

در جدیدترین اظهارات نیز امیر روشنبخش قنبری، معاون ارتقای کسبوکارهای بینالمللی سازمان توسعه تجارت گفته است: حجم تجارت در ۶ ماه نخست سال جاری حدود ۳۵ درصد کاهش داشته است. برآوردهای اولیه سازمان نیز افت بیشتری را پیشبینی میکرد، زیرا در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۵ درصد از کالاهای کشور از مسیر خلیج فارس و عمان جابهجا شده بود و انتظار میرفت سایر مرزها نتوانند تمام ظرفیت حملونقل دریایی را جبران کنند. اما سمت دیگر تجارت، شرکای تجاری ایران هستند که عمدتا آمار خود را منتشر میکنند، با بررسی این آمارها میتوان دریافت که عملکرد تجاری کشور چه تغییراتی داشته است. از آنجا که چین بزرگترین شریک تجاری ایران است، آمار گمرک این کشور برای ما اهمیت زیادی دارد.
اخیرا اکونومیست آمارهای گمرکی چین را بررسی کرده است. بر اساس این آمارها، اگرچه ایران هیچ محموله نفتی را در ماه سپتامبر بارگیری نکرده است، به فروش نفت به چین از طریق محمولههای روی دریا ادامه داده است. ذخیره نفتی روی دریای ایران رو به کاهش است. دادههای کپلر نشان میدهد ایران همچنان ۱۰میلیون بشکه نفت دیگر خارج از محدوده محاصره دارد و این مقدار جدای از ۱۲۰میلیون بشکهای است که پیش از جنگ داشت. به این ترتیب پرداخت پول نفت به ایران میتواند تا ماه دسامبر ادامه پیدا کند. در عین حال صادرات ایران بهشدت کاهش یافته است؛ چین، بزرگترین شریک تجاری ایران، پیش از این سالانه حدود ۴میلیارد دلار کالاهای غیرنفتی از ایران وارد میکرد، اما در ۸ ماه منتهی به ماه اوت، تنها ۷۴۶میلیون دلار از ایران وارد کرده است که نسبت به سال گذشته ۶۷ درصد و نسبت به سال ۲۰۲۴، حدود ۷۴ درصد کاهش داشته است. واردات چین از ایران از پلاستیک تا پسته متنوع است.
گزارش اکونومیست اضافه کرده است که ایران در حال انتقال تجارت به مسیرهای دیگر است که هر کدام ضعفهایی برای جایگزینی خلیج فارس دارند. کامیونها در مرزهای زمینی در صفهای چندروزه گرفتار شدهاند. دریای خزر مسیری برای ارتباط با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی فراهم میکند، اما ظرفیت بنادر و کشتیها محدود است. تلاش برای صادرات نفت به چین از طریق راهآهن نیز تنها حجم اندکی را جابهجا خواهد کرد؛ چرا که برای برابری با ظرفیت یک کشتی بزرگ، به ۲۸۰۰ واگن مخزندار نیاز است. عدم انتشار دادهها اگرچه با دلایل امنیتی صورت میگیرد اما به علت ماهیت دوطرفه تجارت قابل پنهان کردن نیست. این موضوع تنها دسترسی پژوهشگران ایرانی را دشوار میکند و تصمیمگیری برای بازیگران اقتصادی کشور را پیچیدهتر میکند.