سراب معادن ونزوئلا
از یک منظر، این ایده غیرممکن به نظر نمیرسد. ونزوئلا دارای ذخایر مواد معدنی حیاتی است که در فهرست ۲۰۲۵ آمریکا از «مواد معدنی حیاتی» ثبت شدهاند و در حوزههای استراتژیک متعددی، از جمله فناوریهای انتقال انرژی، شبکههای برق و تلاشهای گستردهتر در زمینه برقرسانی، اهمیت دارند. این موضوع موجب شده تا برخی فرض کنند که ونزوئلا میتواند به منبع مواد معدنی حیاتی برای آمریکا تبدیل شود، در زمانی که تنوعبخشی به زنجیرههای تامین به یک اولویت استراتژیک تبدیل شده است.
ذخایر اسمی در برابر واقعیت
بااینحال، سه نکته مهم وجود دارد. نخست، برآورد ذخایر ونزوئلا بر پایه مطالعات زمینشناسی محدود است، بنابراین اندازه و کیفیت واقعی این ذخایر هنوز نامشخص است و ارقام ارائه شده نمیتوانند نشانگر ظرفیت واقعی باشند. از سوی دیگر داشتن ذخایر به معنای تولید مواد آماده برای صادرات نیست.
توسعه زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی نیازمند مطالعات زمینشناسی، مجوزها، توسعه معدن، تاسیسات فرآوری و لجستیک است که بخش عمدهای از آنها در ونزوئلا توسعهنیافتهاند. همچنین، حتی اگر چنین زیرساختهایی ایجاد شود، زمانبندی پروژهها احتمالا طولانیتر از آن است که بتواند در کوتاهمدت نیازهای زنجیره تامین آمریکا را تامین کند.
دادههای مربوط به معادن و پروژههای مواد معدنی حیاتی ونزوئلا توسط گلوبالدیتا این نکته را تایید میکند. بهعنوان مثال، تنها معدن نیکل تحت نظارت، «لس پیجیگواس»، بیش از یک دهه است که تعطیل است و تلاشهای دولت مادورو برای ازسرگیری آن در سال ۲۰۱۹ متوقف شدهاست. شرایط مشابهی برای دیگر مواد معدنی مهم برای تنوعبخشی زنجیره تامین آمریکا وجود دارد: تنها معدن نقره در مرحله اکتشاف است که طبق اطلاعات گلوبالدیتا، احتمال تکمیل آن پایین است. در همین حال، تنها پروژه مس این کشور هنوز در حال ساخت است و برای بوکسیت نیز تنها یک معدن عملیاتی وجود دارد. سایر استخراجها ممکن است انجام شوند اما عمدتا در شرایط غیررسمی و بدون نظارت صورت میگیرند.
محدودیتهای ساختاری ونزوئلا
فاصله بین پتانسیل زمینشناسی و تولید ناشی از مجموعهای از محدودیتهای ساختاری است. زیرساختهای مدرن معدنی، تامین برق قابل اعتماد و قابلیتهای فنی لازم برای توسعه پروژههای جدید در مقیاس بزرگ عمدتا در ونزوئلا وجود ندارد. نبود سرمایهگذاریهای جدید و فقدان بستر نهادی، ساختار اقتصادی این کشور را با پیشبینیپذیری محدود، فرآیندهای مجوزدهی نابرابر و اجرای ضعیف قراردادها مواجه کرده است. این بخش از قوانین و چارچوبهای نظارتی مستمر برخوردار نیست که معمولا برای سرمایهگذاریهای بزرگ در زنجیره ارزش معدنی ضروری هستند.
علاوه بر این، صنعت معدن ونزوئلا غالبا در فضای غیررسمی است. در برخی مناطق، استخراج معدنی بهصورت ترکیبی از کنترل دولتی و فعالیتهای غیررسمی انجام میشود که توانایی تایید مالکیت، تضمین رعایت استانداردهای زیستمحیطی و کارگری یا تضمین عدم ارتباط مواد معدنی با منابع مالی غیرقانونی را از بین میبرد. این امر موانع عملی برای خریداران آمریکایی ایجاد میکند که باید شفافیت زنجیره تامین و الزامات محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی را رعایت کنند.
تجربههای گذشته با شرکتهای معدنی خارجی نیز این ریسکها را نشان میدهد. شرکت آمریکایی Gold Reserve در سال ۲۰۰۹ پس از اختلاف طولانی بر سر مجوزها و قراردادها توسط دولت چاوز مصادره شد. اگرچه بعدها غرامتی به این شرکت پرداخت شد، اما معدن همچنان تحت کنترل غیررسمی باقی مانده است. بهطور کلی، بخش طلا در ونزوئلا در سال ۲۰۱۱ ملی اعلام شد و مالکیت اکثریت آن به دولت منتقل شد؛ اقدامی که سرمایهگذاری رسمی و خارجی را کاهش داد و نشاندهنده ضعف حقوق مالکیت و کاهش قراردادهای تجاری قانونی در این کشور است.
این مشکلات ساختاری با اولویتهای زمانی آمریکا نیز در تضاد است. استراتژی واشنگتن برای تنوعبخشی زنجیره تامین، بر دستیابی سریع به مواد خام حیاتی متمرکز است. در مقابل، بهرهبرداری از پتانسیل معدنی ونزوئلا مستلزم اصلاحات بنیادی در این بخش، سرمایهگذاری کلان و تقویت نهادها در یک بازه زمانی طولانیمدت است. چنین افقی با چرخههای سیاسی کوتاهمدت در واشنگتن یا فوریتهای مربوط به امنیت زنجیره تامین همسو نیست.
از سوی دیگر، آمریکا گزینههای عملیتری در پیش رو دارد. این کشور میتواند با تمرکز بر افزایش تولید و فرآوری داخلی، از ذخایر خود بهرهبرداری کند. به عنوان مثال، در ایالت کالیفرنیا معدن فعال لیتیوم «۵E Boron Americas Complex» وجود دارد و عملیات اکتشاف مس در ۱۰ سایت مختلف در جریان است. همچنین، تقویت همکاری با متحدانی مانند استرالیا و کانادا راهکاری مطمئنتر است. این کشورها مجموعا دارای بیش از ۲۰۰ معدن فعال در حوزه مواد معدنی حیاتی مانند مس، نیکل، کبالت، لیتیوم و منگنز هستند و چارچوبهای حکمرانی باثباتی ارائه میدهند که میتواند پایهای برای زنجیره تامینی مستقل از چین باشد.
در نتیجه، این تصور که ونزوئلا میتواند به سرعت به یک منبع جایگزین مواد معدنی حیاتی برای آمریکا تبدیل شود، واقعبینانه به نظر نمیرسد. در غیاب زیرساختهای تولیدی مطمئن و استانداردهای حکمرانی لازم برای جذب سرمایه خارجی، توسعه بخش معدن این کشور چشماندازی بلندمدت و پرریسک باقی خواهد ماند. از منظر عملی، احتمالا اولویت نخست دولت ترامپ در کوتاهمدت معطوف به بخش نفت ونزوئلا خواهد بود و تنوعبخشی در تامین مواد معدنی حیاتی، از مجرای دیگر منابع پیگیری میشود.