اقتصاد جهان در دو راهی رونق فناوری و ریسک ترکیدن حباب سرمایه‌گذاری قرار دارد

ترس شیرین عصر AI

شماره روزنامه: ۶۶۸۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۷۰۳ سیاست گذاری

دنیای اقتصاد: هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر چشم‌انداز اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ فناوری‌ای که از یک‌سو با وعده افزایش بهره‌وری، تقویت رشد اقتصادی و ایجاد فرصت‌های تازه سرمایه‌گذاری، موجی از خوش‌بینی را در بازارها به راه انداخته و از سوی دیگر، نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری حباب سرمایه‌گذاری و پیامدهای احتمالی آن را افزایش داده است.

ترس شیرین عصر AI

در شرایطی که بخش بزرگی از سرمایه‌گذاری‌های جدید به توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی اختصاص یافته، این پرسش بیش از گذشته مطرح می‌شود که آیا بازده اقتصادی این فناوری می‌تواند انتظارات فزاینده بازار را برآورده کند یا شکاف میان ارزش‌گذاری‌ها و سودآوری واقعی، اقتصاد جهان را با شوکی تازه مواجه خواهد کرد؟ این پرسش در نشست‌های سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در بانکوک نیز به یکی از محورهای اصلی بحث تبدیل شد. در این نشست‌ها، کارشناسان و سیاستگذاران ضمن بررسی ظرفیت هوش مصنوعی برای تقویت رشد اقتصادی، درباره خطرات ناشی از عقب‌ماندن بازده سرمایه‌گذاری‌ها از انتظارات و پیامدهای احتمالی اصلاح بازار نیز هشدار دادند.

موتور جدید رشد اقتصادی

رونق هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از محرک‌های مهم سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی، به‌ویژه در ایالات متحده، تبدیل شده است. شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاران برای توسعه مراکز داده، خرید تراشه‌های پیشرفته و گسترش زیرساخت‌های پردازشی، منابع مالی گسترده‌ای اختصاص داده‌اند. همزمان، اقتصادهای آسیایی که در زنجیره تامین تراشه، سرور و تجهیزات مراکز داده نقش دارند، از افزایش تقاضا برای این محصولات بهره برده‌اند. این روند نشان می‌دهد که آثار اقتصادی هوش مصنوعی به شرکت‌های فعال در حوزه نرم‌افزار و فناوری محدود نیست و به‌تدریج بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. افزایش تقاضا برای تجهیزات پردازشی، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و ورود سرمایه به صنایع مرتبط، برای برخی کشورها به منبع تازه‌ای از رشد و صادرات تبدیل شده است.

با این حال، افزایش سرمایه‌گذاری به‌تنهایی تضمین‌کننده تداوم رشد نیست. تحقق وعده‌های هوش مصنوعی به این بستگی دارد که کسب‌وکارها تا چه اندازه بتوانند از این فناوری برای افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و ایجاد درآمد پایدار استفاده کنند. اگر رشد سودآوری با سرعت مورد انتظار سرمایه‌گذاران همراه نشود، ارزیابی بازار از ارزش شرکت‌ها و چشم‌انداز این صنعت ممکن است تغییر کند.

سه سناریوی پیش روی اقتصاد جهانی

چشم‌انداز اقتصادی هوش مصنوعی را می‌توان در قالب سه مسیر کلی بررسی کرد؛ مسیرهایی که هرکدام پیامدهای متفاوتی برای رشد، تورم، سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی دارند.

سناریوی نخست: تحقق وعده‌های هوش مصنوعی و افزایش بهره‌وری:  در خوش‌بینانه‌ترین حالت، هوش مصنوعی به‌تدریج در بخش‌های مختلف اقتصاد گسترش می‌یابد و با افزایش بهره‌وری نیروی کار، بهبود فرآیندهای تولید و کاهش هزینه‌ها، ظرفیت رشد اقتصادی را تقویت می‌کند. در این وضعیت، سرمایه‌گذاری‌های سنگین امروز در بلندمدت به افزایش درآمد و سودآوری منجر می‌شوند و آثار مثبت فناوری از شرکت‌های پیشرو فراتر می‌رود. با این حال، حتی در این سناریو نیز دستیابی به منافع مورد انتظار زمان‌بر خواهد بود. استقرار فناوری، تغییر ساختار کسب‌وکارها و تطبیق نیروی کار با ابزارهای جدید، فرآیندهایی نیستند که لزوما بلافاصله پس از سرمایه‌گذاری به افزایش بهره‌وری منجر شوند.

سناریوی دوم: تحقق ظرفیت فناوری، همراه با فشارهای تورمی:  در سناریوی دیگری که در بحث‌های اقتصادی مطرح شده، هوش مصنوعی در نهایت به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود، اما محدودیت عرضه تراشه‌ها، تجهیزات و ظرفیت زیرساختی، هزینه توسعه این فناوری را در کوتاه‌مدت بالا نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، افزایش تقاضا برای تجهیزات و خدمات مرتبط می‌تواند فشارهای تورمی ایجاد کند و احتمال افزایش نرخ‌های بهره را بالا ببرد. پیامد این وضعیت آن است که اقتصادها پیش از بهره‌مندی کامل از افزایش بهره‌وری، با هزینه‌های بالاتر تامین مالی و محدودیت‌های رشد مواجه شوند. به بیان دیگر، حتی تحقق وعده‌های بلندمدت هوش مصنوعی نیز لزوما به معنای عبور بدون هزینه از دوره گذار نخواهد بود.

سناریوی سوم: ناامیدی سرمایه‌گذاران و عقب‌نشینی بازار:  در سناریوی بدبینانه، درآمد و سودآوری شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی با انتظارات بالای سرمایه‌گذاران همخوانی پیدا نمی‌کند. در این صورت، احتمال دارد شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران در برنامه‌های توسعه‌ای خود تجدیدنظر کنند و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های پیش‌بینی‌شده به تعویق بیفتد یا متوقف شود. چنین تغییری می‌تواند ابتدا بازار سهام شرکت‌های فناوری را تحت فشار قرار دهد، اما پیامدهای آن به این بخش محدود نخواهد ماند. کاهش سرمایه‌گذاری در ایالات متحده ممکن است تقاضا برای تراشه‌ها و تجهیزات تولیدشده در اقتصادهای آسیایی را نیز کاهش دهد و از این مسیر بر تجارت جهانی اثر بگذارد. افت قیمت دارایی‌ها و تغییر مسیر جریان سرمایه نیز می‌تواند نوسان بازارهای مالی و ارزها را تشدید کند. برآورد مطرح‌شده در یکی از سناریوهای صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که ترکیدن حباب احتمالی هوش مصنوعی می‌تواند رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۸ را تا ۱.۳ واحد درصد کاهش دهد. این رقم یک برآورد سناریویی است، نه پیش‌بینی قطعی از آنچه حتما رخ خواهد داد؛ با این حال، ابعاد احتمالی اثرگذاری یک اصلاح شدید در سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی را نشان می‌دهد.

چرا ریسک هوش مصنوعی از بازار سهام فراتر می‌رود؟

یکی از نگرانی‌های اصلی درباره رونق هوش مصنوعی، تمرکز بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری و انتظارات رشد در تعداد محدودی از شرکت‌ها و صنایع است. هرچه نقش این شرکت‌ها در بازارهای مالی و زنجیره تامین جهانی پررنگ‌تر شود، تغییر ناگهانی انتظارات درباره سودآوری آنها می‌تواند آثار گسترده‌تر ی بر اقتصاد داشته باشد. نشانه‌هایی از حساسیت بازار به این نگرانی‌ها نیز دیده شده است. در روزهای اخیر، نگرانی سرمایه‌گذاران درباره هزینه تامین مالی و توانایی شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی برای کسب سود، بر سهام برخی شرکت‌های نیمه‌رسانا و اوراق بدهی شرکت‌های تامین‌کننده زیرساخت‌های هوش مصنوعی فشار وارد کرده است. همچنین، دو شرکت استرالیایی فعال در حوزه مراکز داده، برنامه‌های عرضه اولیه سهام خود را در شرایط نوسان بازار متوقف کردند.

این تحولات به‌تنهایی به معنای آغاز یک بحران نیستند، اما نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاران نسبت به هزینه‌های توسعه زیرساخت‌ها، سطح بدهی و زمان مورد نیاز برای بازگشت سرمایه حساس‌تر شده‌اند. اگر تردیدها درباره سودآوری این صنعت گسترش یابد، اصلاح قیمت دارایی‌ها می‌تواند بر تامین مالی شرکت‌ها، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و اعتماد بازار اثر بگذارد. در چنین شرایطی، ریسک اصلی فقط افت ارزش سهام نیست؛ مساله مهم‌تر، احتمال انتقال شوک از بازارهای مالی به فعالیت اقتصادی واقعی است. کاهش سرمایه‌گذاری، افت تقاضا برای تجهیزات و خدمات، و افزایش هزینه تامین مالی می‌تواند شرکت‌ها و کشورهایی را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد که مستقیما در مرکز صنعت هوش مصنوعی قرار ندارند.

تهدید دیگری برای ثبات مالی؛ حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی

در کنار ریسک‌های سرمایه‌گذاری، گسترش هوش مصنوعی می‌تواند خطرات تازه‌ای برای امنیت سایبری و ثبات نظام مالی ایجاد کند. ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی ممکن است توانایی مهاجمان را برای طراحی حملات پیچیده‌تر افزایش دهند؛ حملاتی که در صورت هدف قرار دادن بانک‌ها، زیرساخت‌های پرداخت یا نهادهای مالی مهم، می‌توانند پیامدهایی فراتر از خسارت به یک سازمان داشته باشند. در همین زمینه، صندوق بین‌المللی پول درباره تهدید حملات سایبری تقویت‌شده با هوش مصنوعی برای ثبات مالی هشدار داده است. بر اساس گزارشی که در جریان تحولات اخیر مطرح شد، هکرها در اوایل اکتبر با استفاده از یک برنامه هوش مصنوعی چینی به بانک‌های بزرگ کره‌جنوبی حمله کردند و اطلاعات شخصی ۶۸ هزار نفر را به سرقت بردند. این نمونه نشان می‌دهد که ریسک هوش مصنوعی صرفا به میزان سرمایه‌گذاری یا ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری مربوط نیست. وابستگی روزافزون اقتصاد به زیرساخت‌های دیجیتال، ضرورت تقویت امنیت سایبری، مدیریت ریسک عملیاتی و آمادگی نهادهای مالی برای مقابله با حملات پیشرفته را افزایش می‌دهد.

سیاستگذاران چگونه باید دوره گذار را مدیریت کنند؟

گسترش هوش مصنوعی، سیاستگذاران را با مساله‌ای دو وجهی روبه‌رو کرده است: از یک‌سو، ایجاد موانع غیر ضروری بر سر راه نوآوری می‌تواند فرصت‌های رشد و افزایش بهره‌وری را محدود کند؛ از سوی دیگر، نادیده گرفتن ریسک‌های مالی و امنیتی ممکن است هزینه‌های سنگینی برای اقتصادها به همراه داشته باشد. در این میان، ارزیابی دقیق‌تر ریسک‌های مالی، شفافیت درباره منابع تامین مالی پروژه‌های بزرگ، نظارت بر بدهی و تقویت تاب‌آوری زیرساخت‌های دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همچنین، برای بهره‌برداری گسترده از ظرفیت هوش مصنوعی، سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی کار و فراهم کردن زمینه تطبیق کسب‌وکارها با فناوری‌های جدید ضروری است. با این حال، سیاستگذاری موثر به معنای تلاش برای حذف تمام ریسک‌ها نیست. بخشی از عدم‌قطعیت‌ها ناشی از ماهیت یک فناوری در حال تحول است و نمی‌توان با اطمینان کامل، سرعت گسترش یا میزان بازده اقتصادی آن را از پیش تعیین کرد. هدف باید ایجاد چارچوبی باشد که در آن نوآوری امکان رشد داشته باشد و در عین حال، خطرهای قابل‌شناسایی برای بازارهای مالی و اقتصاد واقعی کنترل شوند.

قمار بر سر هوش مصنوعی

هوش مصنوعی اکنون در نقطه تلاقی دو انتظار بزرگ قرار گرفته است: امید به افزایش بهره‌وری و رشد اقتصادی از یک سو، و نگرانی از انباشت سرمایه‌گذاری‌های پرهزینه و شکل‌گیری حباب دارایی‌ها از سوی دیگر. سرمایه‌گذاری‌های گسترده در این حوزه می‌تواند زیرساخت‌های رشد آینده را فراهم کند، اما نتیجه نهایی به این بستگی دارد که فناوری با چه سرعتی در اقتصاد گسترش یابد و چه میزان ارزش اقتصادی واقعی ایجاد کند. کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول، در اشاره به فاصله میان انتظارات و واقعیت تاکید کرده است که تحقق منافع هوش مصنوعی به زمان نیاز دارد.

از این منظر، اگر سرمایه‌گذاران انتظار داشته باشند بازده این فناوری بلافاصله ظاهر شود، تاخیر در دستیابی به نتایج می‌تواند به ناامیدی و عقب‌نشینی سرمایه منجر شود؛ حتی اگر منافع بلندمدت فناوری در نهایت محقق شوند. بنابراین، پرسش اصلی دیگر این نیست که هوش مصنوعی اقتصاد جهان را متحول خواهد کرد یا نه؛ مساله این است که آیا بازارها، شرکت‌ها و سیاستگذاران می‌توانند میان سرعت سرمایه‌گذاری، زمان لازم برای تحقق بهره‌وری و ریسک‌های احتمالی توازن برقرار کنند. پاسخ به این پرسش تعیین می‌کند که موج کنونی هوش مصنوعی به سکوی رشد پایدار تبدیل می‌شود یا اصلاح انتظارات، هزینه‌ای فراتر از صنعت فناوری بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن