پیامدهای قطعی اینترنت در همایش گروه رسانهای دنیای اقتصاد بررسی شد
سرنوشت لایههای اقتصاد دیجیتال
اقتصاد دیجیتال روی زیرساختی ایستاده است که اگر برای چند ساعت مختل شود، اثرش بلافاصله در زندگی روزمره، بازار و ذهن مردم دیده میشود. قطعی اینترنت آنگونه که تجربه ماههای اخیر نشان میدهد تنها یک وقفه فنی نیست، بلکه مکانیسم تولید نااطمینانی است که از پلتفرمها شروع میشود و به رفتار مصرفکننده و سرمایهگذار میرسد. این موضوع محور پنلی بود که روز یکشنبه در روزنامه «دنیایاقتصاد» برگزار شد؛ پنلی با حضور مدیران عامل چند کسبوکار بزرگ اقتصاد دیجیتال، از جمله نوبیتکس، زرینپال و کارنامه. در این نشست مدیران این پلتفرمها با اتکا به تجربه زیسته خود از اختلالهای اخیر، از خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم قطعی اینترنت گفتند؛ از افت شدید درآمد و توقف تراکنشها گرفته تا مهاجرت نیروی انسانی، فرسایش اعتماد عمومی و پیامدهای اجتماعی و روانی محدودسازی اینترنت. روایتهای مطرحشده در این پنل نشان میدهد که اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه زیرساختی حیاتی برای ثبات اقتصادی و اجتماعی است؛ زیرساختی که اختلال در آن هزینههایی فراتر از اعداد و ارقام بر جامعه تحمیل میکند.
مخدوش شدن اعتماد کاربران
نفس کسبوکارهای حوزه اقتصاد دیجیتال بر اثر قطعی اینترنت بریده است. اختلالهای مکرر در دسترسی به شبکه، تراکنشهای ناممکن و محدودیت در ارائه خدمات نه تنها فعالیت روزمره این کسبوکارها را متوقف کرده، بلکه اعتماد کاربران و سرمایهگذاران را نیز به شدت تحتتاثیر قرار داده است. پیامد این وقفهها فراتر از یک اختلال فنی است؛ امنیت روانی کاربران، اعتماد عمومی و حتی انگیزه نیروی کار برای ادامه فعالیت در این فضا به شدت آسیب دیده است. وقتی کاربری نمیتواند دارایی دیجیتال خود را برداشت کند، اضطراب و تشویش ایجاد میشود و اثر آن به سرعت در کل اکوسیستم اقتصاد دیجیتال پخش میشود. برای بررسی دقیقتر این موضوع پنلی در روزنامه دنیایاقتصاد برگزار شد که در آن سه مدیرعامل فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال حضور داشتند؛ علی خویی از نوبیتکس، مصطفی امیری از زرینپال و نیما نامداری از کارنامه. محور این پنل بررسی تاثیر قطعی اینترنت بر کسبوکارها، اعتماد عمومی و اقتصاد دیجیتال کشور بود. هر یک از مدیران با تجربه مستقیم خود از بحران اخیر و اثرات آن، دیدگاههای متفاوت و تحلیلهای عمیقی ارائه دادند.
قطع شریان حیاتی
علی خویی، مدیرعامل نوبیتکس، با تاکید بر اهمیت بلاکچین و رمزارزها گفت که وقتی اینترنت قطع میشود، شریان حیاتی این سیستمها نیز مسدود و دسترسی مردم به شبکه بلاکچین عملا قطع میشود. او افزود: «یک پلتفرمی که حتی در شرایط جنگ تلاش کرده امنیت کاربران را حفظ کند، وقتی اینترنت قطع شود اعتماد مردم به آن خدشهدار میشود و نتیجه آن این است که داراییها برای کاربران دیگر امن نیست.» خویی توضیح داد که این بحرانها باعث ایجاد اضطراب روانی در جامعه میشوند و امنیت روانی یکی از پارامترهای مهم است که در شرایط اختلال اینترنت آسیب میبیند. وی اضافه کرد که مردم وقتی برای برداشت داراییهای خود مراجعه میکنند و با محدودیت مواجه میشوند، تشویش و نگرانی بزرگتر و اثرات آن به کل اکوسیستم منتقل میشود.
خویی همچنین به تاثیرات بلندمدت این اختلالها اشاره کرد و گفت: «موضوع فقط متوقف شدن کسبوکارها نیست. نیروهای انسانی به فکر مهاجرت میافتند و سرمایهگذاران دوباره در فضای ناامن سرمایهگذاری نمیکنند. اگر این شرایط ادامه پیدا کند، امید نیروی کار و اعتماد مردم به تدریج کاهش مییابد و اثرات میانمدت و بلندمدت آن حتی بیشتر خواهد بود.»
تله عدم تصمیمگیریها
از سوی دیگر، مصطفی امیری، مدیرعامل زرینپال، تجربه خود را از قطعی اخیر با ارائه دادههای دقیق شرح داد. او گفت که زیرساختهای بانکی باید بتوانند به صورت ایزوله کار کنند؛ اما در عمل در روز پنجشنبه تا ساعت ۲ دسترسی به سامانهها تقریبا غیرممکن بود. او اشاره کرد که تراکنشها بسیار محدود شدند و تنها یک تراکنش برای کل کسبوکارهایی که از خدمات آنها استفاده میکردند، ثبت شد. امیری توضیح داد که این مشکلات ادامه داشت و در روز اول تنها یکدرصد تراکنشها انجام شد. او با تاکید بر اینکه بخش بزرگی از مشکلات امروز نتیجه تصمیم نگرفتنهاست، اضافه کرد که حاکمیت در طول این سالها در نقطه تصمیمگیری متوقف مانده است و ترس از اتخاذ تصمیمهای بزرگ باعث شده اثرات قطعی اینترنت بر جوانان و کاربران پررنگتر شود.
امیری همچنین به تبعات اقتصادی بلندمدت قطع اینترنت اشاره کرد و گفت: «اگر شغلها وجود نداشته باشند و پلتفرمها دچار اختلال شوند، حتی نمونههایی مانند اسنپ هم نمیتوانند اثر مثبتی روی روح و روان مردم داشته باشند. وقتی هر چیز را تهدید ببینیم، نتیجه هم از جنس تهدید و ترس خواهد بود.» او معتقد بود که سه ماه پایانی سال برای کسبوکارهای دیجیتال باید فرصت بازسازی و آمادگی برای بحرانهای احتمالی آینده باشد، اما عدم ثبات در زیرساختها این فرصت را از بین میبرد.
ترجیح امنیت بر رشد اقتصادی
نیما نامداری، مدیرعامل کارنامه، بحث را از سطح اختلالهای فنی و خسارتهای مقطعی فراتر برد و آن را به سطح سیاستگذاری کلان و منطق تصمیمگیری گره زد. او در ابتدای صحبتهایش دو فرض اساسی را مطرح کرد که بدون پذیرش آنها نمیتوان وضعیت فعلی اقتصاد دیجیتال و قطعی اینترنت را فهم کرد. فرض اول این بود که رشد اقتصادی، حداقل در بزنگاههای تصمیمگیری دغدغه اصلی نیست و هر جا که میان امنیت و رشد اقتصادی تعارضی ایجاد شود، کفه ترازو به نفع امنیت سنگینی میکند.
نامداری تاکید کرد که این انتخاب البته یک تناقض درونی دارد؛ زیرا امنیت بدون رشد اقتصادی پایدار نیست. او توضیح داد که در چنین چارچوبی، ادبیات خسارت اقتصادی ناشی از قطعی اینترنت یا اساسا شنیده نمیشود یا جدی گرفته نمیشود؛ چراکه در منطق تصمیمگیری اولویت دیگری تعریف شده است. فرض دوم نامداری به ماهیت امنیتی سیاست فناوری در ایران بازمیگشت. او گفت تصمیمگیری در حوزه فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال بیش از آنکه اقتصادی یا توسعهمحور باشد تحت سیطره نگاه امنیتی است و نهادهای امنیتی نقش پررنگتری از نهادهای اقتصادی و تخصصی در آن دارند. نتیجه این وضعیت به باور او فقدان ادبیات اقتصادی منسجم در سیاستگذاری فناوری است.
نامداری برای توضیح اثرات واقعی قطعی اینترنت به تفکیک لایههای اقتصاد دیجیتال پرداخت. او توضیح داد که اقتصاد دیجیتال تنها به استارتآپها و پلتفرمهای آنلاین محدود نمیشود، بلکه دستکم سه هسته یا لایه دارد. لایه اول هستهها هستند. لایهای که به گفته او، بر اساس برآوردهای مرکز آمار، حدود پنجدرصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد و گردش مالی روزانه آن به حدود ۶۰میلیون دلار یا نزدیک به ۹ هزارمیلیارد تومان (با دلار ۱۴۰هزار تومانی) میرسد. نامداری گفت شواهد نشان میدهد که این لایه در دورههای قطعی اینترنت، بهطور متوسط تا ۵۰ درصد درآمد خود را از دست میدهد.
لایه دوم کسبوکارهایی هستند که از تکنولوژی استفاده میکنند و سرویس جدید ارائه میدهند و لایه سوم کاربرد فناوری در صنایع سنتی و متعارف است؛ جایی که دیجیتالسازی به بهینهسازی، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری منجر میشود. به گفته نامداری، درباره این لایهها مخصوصا لایه سوم نه داده دقیق وجود دارد و نه اندازهگیری منسجمی انجام شده است، اما آسیب آن در زمان قطعی اینترنت کمتر از لایه اول نیست.
نامداری با اشاره به تجربه مستقیم کارنامه گفت که در دو هفته نخست قطعی اینترنت، این پلتفرم حدود ۷۰درصد از درآمد خود را از دست داده است. البته او تاکید کرد که بخشی از این کاهش به رکود بازار خودرو نیز بازمیگردد، اما نکته مهمتر به باور او تغییر رفتار مردم است. به گفته نامداری وقتی اینترنت قطع میشود مردم به این جمعبندی میرسند که شرایط عادی نیست و بنابراین خرید را به تعویق میاندازند. این یعنی اثر قطعی اینترنت صرفا متوجه کسبوکارهای دیجیتال نیست، بلکه کل چرخه تقاضا را در اقتصاد تحت تاثیر قرار میدهد.
او تاکید کرد که تمرکز صرف بر خسارتهای اقتصادی تصویر ناقصی از ماجرا ارائه میدهد. به باور نامداری، قطعی اینترنت تبعات اجتماعی و روانی عمیقی دارد که در بلندمدت خود را نشان میدهد. او توضیح داد که اینترنت در سالهای گذشته نقشی کلیدی در شکلگیری و تداوم طبقه متوسط داشته است؛ طبقهای که از اواسط دهه ۷۰ تا میانه دهه ۹۰ با ابزارهای مسالمتآمیز مطالبات خود را مطرح میکرد، اما به تدریج تضعیف شد. به گفته او در سالهای بعد اینترنت به ابزاری برای پیوند طبقات فرودست و شکلگیری گونه جدیدی از کنشگری اجتماعی تبدیل شد و همین موضوع نگاه امنیتی به اینترنت را تشدید کرد.
نامداری افزود که امروز با نسلی مواجه هستیم که تحصیلکرده است، مطالبات طبقه متوسط را دارد، اما از نظر اقتصادی در موقعیت شکنندهای قرار گرفته است؛ جوانانی که درآمد پایدار ندارند، اما سبک زندگی مدرن دارند. به باور او، اینترنت و شبکههای اجتماعی در شکلگیری هویت، ارتباط و حتی امید این نسل نقش تعیینکنندهای داشته و محدود کردن آن، خشم، اضطراب و بیاعتمادی را تشدید میکند. او با اشاره به میزان بالای استفاده روزانه از شبکههای اجتماعی تاکید کرد که قطع یا محدودسازی اینترنت نه تنها مساله را حل نمیکند، بلکه از منظر سیاستهای امنیتی نیز میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
بازوهایی برای برگشت آرامش
در جمعبندی پنل، خویی افزود که کسبوکارها در چنین شرایطی میتوانند به بازوهای بازگرداندن آرامش و اعتماد در جامعه تبدیل شوند. او گفت: «امنیت و اعتماد موردنظر ما از دل همین کسبوکارها ایجاد میشود و نمیتوان آن را تنها با محدود کردن دسترسی مردم تامین کرد.» امیری و نامداری نیز با تاکید بر اهمیت رشد اقتصادی و فناوری توافق کردند که سیاستهای امنیتی نمیتوانند بدون در نظر گرفتن اثرات اقتصادی و اجتماعی اعمال شوند. پنل نشان داد که بحرانهای اینترنتی فقط محدود به اختلالات فنی نیستند، آنها زنجیرههای اقتصادی را مختل میکنند، اعتماد و سرمایهگذاری را تضعیف میکنند و تهدیدی جدی برای امنیت روانی و اجتماعی جامعه محسوب میشوند. مدیران حاضر در پنل بر این باور بودند که تعامل فعال میان پلتفرمها، کاربران و سیاستگذاران میتواند اثرات چنین بحرانهایی را کاهش دهد و کسبوکارها میتوانند نقش مهمی در تثبیت اعتماد و ثبات اجتماعی ایفا کنند.