از هرمز تا پکن؛ گزینه‌های ترامپ در برابر ایستادگی تهران/ محدود شدن گزینه‌های نظامی و جست‌وجوی راه خروج

«السید شبل»، نویسنده مصری در مقاله‌ای که امروز (پنج‌شنبه) تحت عنوان «از هرمز تا پکن: گزینه‌های محدود ترامپ در برابر ایستادگی تهران» در پایگاه اینترنتی شبکه خبری «المیادین» منتشر شده، نوشته است:

«درگیری میان واشنگتن و تهران وارد یک پیچ تاریخی و حساس شده است؛ جایی که ترامپ، امروز خود را در وضعیتی بحرانی می‌بیند که در آغاز تهاجم در اواخر فوریه گذشته هرگز تصورش را نمی‌کرد. در سایه پافشاری سخت‌گیرانه ایران بر تصمیم خود برای بستن تنگه هرمز و مشروط کردن بازگشایی آن به لغو کامل و نهایی همه تحریم‌ها، توازن قوا به‌طور چشمگیری به سود ایران تغییر کرده است.

آنچه این تفاوت بنیادین را رقم زده، ایستادگی بی‌سابقه ایران و پیام قاطع نیروهای مسلح این کشور است؛ از ارتش تا سپاه پاسداران، که توانایی بالای خود را در کنترل گذرگاه‌های حیاتی دریایی به نمایش گذاشته‌اند.

این هماهنگی نظامی، در کنار حمایت گسترده مردمی از رهبری سیاسی علی‌رغم شدت جنگ، عملا ترامپ را در گوشه رینگ قرار داده و او را وادار کرده میان گزینه‌هایی محدود و پرهزینه دست به انتخاب بزند؛ در حالی که هم‌زمان می‌کوشد کاهش شدت عملیات نظامی و عقب‌نشینی تدریجی ناوهای جنگی را به‌عنوان یک مانور راهبردی بازنمایی نماید، با این نگرانی که افکار عمومی آمریکا این صحنه را بزرگ‌ترین شکست نظامی از زمان ویتنام تلقی کند.

محدود شدن گزینه‌های نظامی و جست‌وجوی راه خروج

با کاهش شدت بمباران‌های هوایی و درگیری‌های مستقیم دریایی، دیگر برای ترامپ چیزی جز گزینه‌های محدود جراحی‌گونه باقی نمانده است. وی اکنون در پی آن چیزی است که می‌توان آن را عقب‌نشینی نرم نامید؛ یعنی خارج کردن ناوهای بزرگ و آسیب‌پذیر در برابر موشک‌های ایران از آب‌های خلیج (فارس)، همراه با تلاش برای جبران آن از طریق افزایش سه‌برابری عملیات پاکسازی مین‌ها.

در همین حال، احتمال دارد تحت فشار برخی مشاوران نزدیک به نتانیاهو، حملات دقیق علیه چند سایت هسته‌ای ایران نیز در دستور کار قرار گیرد.

هدف در اینجا نه آغاز یک جنگ تمام‌عیار، بلکه تلاش برای حفظ نیمه‌پایدار بودن کشتیرانی است، بدون ورود به رویارویی مستقیم که می‌تواند به غرق شدن ناوهای هواپیمابر آمریکا منجر شود؛ کابوسی که ترامپ به‌شدت از آن در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آینده هراس دارد. در این سناریو، حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران به وی این امکان را می‌دهد که ادعا کند تضمین کرده است ایران از بحران با وضعیت آستانه هسته‌ای خارج نخواهد شد.

پرونده چین: سفر به پکن و منطق معامله

پرزیدنت ترامپ در حال انجام یک سفر سطح بالا به پکن برای دیدار با رئیس‌جمهوری چین است. این سفر که در زمانی حساس انجام می‌شود، به طور اساسی با هدف فشار بر اژدهای چینی برای توقف نقش آن به‌عنوان ریه‌ای که نفت ایران از آن تنفس می‌کند، طراحی شده است. ترامپ تلاش دارد رهبری چین را قانع کند تا واردات نفت ایران از طریق پالایشگاه‌های کوچک موسوم به پالایشگاه‌های قوری را در ازای اعطای امتیازاتی در پرونده تعرفه‌های تجاری بر فناوری متوقف کند.

با این حال، ترامپ به‌خوبی می‌داند که چین، ایران را به‌عنوان شریکی راهبردی در پروژه کمربند و جاده می‌بیند؛ مسئله‌ای که مأموریت وی در پکن را یا به شکست نزدیک می‌کند یا مستلزم هزینه‌هایی سنگین خواهد کرد که می‌تواند به اقتصاد آمریکا آسیب بزند.

پروژه آزادی و بین‌المللی‌سازی بحران: از جاه‌طلبی تا عقب‌نشینی

در تلاش برای فرار از بار رویارویی یک‌جانبه، دولت آمریکا پیش‌تر ایجاد یک منطقه امنیتی تقویت‌شده را با هماهنگی عمان مطرح کرده بود تا مسیرهای جایگزین تحت حفاظت نظامی مشترک آمریکا و شرکای بین‌المللی ایجاد شود.

همچنین مقام‌های آمریکایی از پروژه آزادی نیز رونمایی کردند؛ طرحی نظامی دیپلماتیک که هدف آن ارائه حفاظت نظامی به کشتی‌های تجاری گرفتار در تنگه هرمز از طریق ناوهای آمریکایی بود.

با این حال هر دو پروژه با شکست مواجه شده و به سرعت کنار گذاشته شدند؛ دلیل اصلی نیز، ناتوانی ناوهای جنگی آمریکا در عبور امن از تنگه هرمز و همچنین مخالفت قدرت‌های اروپایی و آسیایی (مانند هند و ژاپن) با ورود به یک رویارویی نظامی مستقیم با ایران در گذرگاهی باریک و به‌شدت مین‌گذاری‌شده و موشک‌پوش بود.

این عقب‌نشینی، انزوای ترامپ را تشدید کرده و «گزینه بین‌المللی – نظامی» را به شعاری توخالی در برابر کنترل میدانی ایران تبدیل کرده است.

ترامپ در معرض طوفان

به نظر می‌رسد استراتژی بازی لبه‌ی پرتگاه در نهایت به سود طرفی تمام شده که توان تحمل بیشتری از خود نشان داده است؛ یعنی ایران.

ترامپ که با شعارهای پیروزی سریع وارد این جنگ شد، اکنون ناچار است زبانی دیپلماتیک بیابد که عقب‌نشینی را توجیه کند و آن را در پوشش انعطاف راهبردی عرضه نماید.

ایستادگی ایران نه‌تنها از مرزهای این کشور محافظت کرده، بلکه قواعد درگیری در منطقه را نیز بازتعریف ساخته است؛ و در نتیجه، ارباب کاخ سفید را در وضعیتی قرار داده که برای یافتن گزینه‌های قابل اجرا در کشوهای میز خود جست‌وجو می‌کند، در حالی که آنچه می‌یابد بیشتر به تلخی نوشیدن جام زهری شباهت دارد که خود در پی خوراندن آن به دیگران بود.

ترامپ اکنون در موقعیتی قرار دارد که هرچه فشار را افزایش دهد، مقاومت تهران بیشتر می‌شود و هرچه عقب‌نشینی کند، چهره واشنگتن ضعیف‌تر جلوه می‌کند؛ بن‌بستی که می‌تواند در ماه‌های آینده سرنوشت سیاسی وی را تعیین کند.»

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.