روایتنخستین فرمانده سپاه درباره نحوه تشکیل سپاه پاسداران/اگر سپاه زیر مجموعه دولت بود شاید منحل میشد/ اولین احکام فرماندهان را شهید بهشتی امضا کرد
دوم اردیبهشت ماه به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گره خورده است. سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرصتی استااژ برای بازخوانی یکی از نهادهای اثرگذار در تاریخ معاصر کشور؛ نهادی که از دل روزهای پرالتهاب پس از انقلاب شکل گرفت و در ادامه مسیر، در حوزههای نظامی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، دفاعی و اجتماعی نقشآفرینی کرد.
در همین راستا، جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه پاسداران، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین، درباره سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان کرد: در سال ۵۷، پیش از پیروزی انقلاب، به همراه تعدادی از دوستان مبارز در تهران و شهرستانها، به یک جمعبندی درباره آینده انقلاب رسیدیم. این جمعبندی بر این اساس شکل گرفت که با توجه به تجربه صد سال گذشته تاریخ ایران، جنبشها و انقلابهایی که توسط مردم انجام شده بود، پس از پیروزی توسط دیگران مصادره شده و عملاً مردم نتوانسته بودند از زحمات و فداکاریهای خود در جریان این جنبشها ـ از دوره پیش از مشروطه و پس از آن گرفته تا جریان ملی شدن صنعت نفت و موارد مشابه ـ بهرهبرداری کنند.
وی ادامه داد: نتیجه این بررسی ما را به این جمعبندی رساند که باید مجموعهای از نیروهای انقلابی برای حفاظت و پاسداری از انقلاب سازماندهی شوند. این ایده مطرح بود، هرچند تصور پیروزی سریع انقلاب بسیار ضعیف به نظر میرسید و برآورد این بود که این روند ممکن است چندین سال به طول بینجامد. با این حال، روند تحولات با سرعتی غیرمنتظره پیش رفت و سرانجام در بهمن ۵۷، رژیم ساقط شد و نظام جدید وارد صحنه سیاسی کشور شد.
گروهی معتقد بودند سپاه باید زیر نظر دولت باشد اما...
منصوری با بیان اینکه پس از پیروزی انقلاب، عملاً هیچ دستگاه منسجمی در کشور وجود نداشت و در واقع این مردم بودند که در صحنه حضور داشتند، گفت: در چنین شرایطی، بهصورت کاملاً خودجوش و حتی بدون طرح و برنامه قبلی، کمیتههای انقلاب شکل گرفت. با این حال، این همان چیزی نبود که پیش از انقلاب مدنظر ما بود. تصور ما، شکلگیری یک تشکیلات جامع و همهجانبه بود. کمیتههای انقلاب در آن مقطع، پاسخی ضروری و فوری برای حفظ امنیت و صیانت از امکانات کشور به شمار میرفتند و البته خدمات بسیار گسترده و قابلتوجهی نیز ارائه دادند که در جای خود شایسته احترام است.
وی افزود: ما برای تأسیس سپاه پاسداران، طبیعتاً هیچ مدل مشخصی در دنیا پیشِرو نداشتیم؛ به این معنا که الگوهای موجود عمدتاً تکبعدی بودند و بیشتر جنبه امنیتی یا در مواردی دفاعی داشتند. اما آنچه مدنظر ما بود، ساختاری با ابعاد سیاسی، فرهنگی و حتی خدماتی بود؛ نهادی که بتواند مردم را در جریان انقلاب و پس از آن همراهی کند، آنان را در صحنه نگه دارد و به ارتقای سطح زندگیشان کمک کند. بر همین اساس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با فراهم شدن مقدماتی ـ که مهمترین آن تجمیع چند گروه و تدوین یک اساسنامه بود ـ شکل گرفت. این روند از اسفند ۵۷ آغاز شد و تا فروردین ۵۸، شامل شکلگیری، تدوین و در نهایت تصویب اساسنامه ادامه یافت.
نخستین فرمانده سپاه خاطرنشان کرد: در این میان، نکتهای حائز اهمیت وجود دارد که ثبت آن در تاریخ ضروری است؛ در جریان تدوین اساسنامه، دیدگاههای متفاوتی مطرح بود. گروهی معتقد بودند سپاه باید زیر نظر دولت باشد و بر این نظر اصرار داشتند. در مقابل، عدهای دیگر بر این باور بودند که سپاه باید زیر نظر رهبری فعالیت کند. استدلال طرفداران قرار گرفتن سپاه زیر نظر دولت این بود که دولت برای اداره کشور به چنین تشکیلاتی نیاز دارد. اما دیدگاه مقابل این بود که اگرچه دستگاههای انتظامی میتوانند برای اداره امور شکل بگیرند، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراتر از یک نهاد انتظامی است؛ نهادی است که قرار است در ابعاد مختلف، برای کل انقلاب ایفای نقش کند.
همانگونه که نهادهایی مانند جهاد سازندگی یا کمیتهها بعدها منحل شدند، امکان انحلال سپاه نیز وجود داشت
وی با بیان اینکه به هر حال، با بحثهای فراوانی که صورت گرفت، دیدگاه دوم مورد پذیرش قرار گرفت و بر این اساس، در متن اساسنامه قید شد که سپاه پاسداران زیر نظر رهبری انقلاب فعالیت میکند، تصریح کرد: پس از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نیز با این مجلس رایزنی کردیم تا، نخست، موجودیت و رسمیت سپاه در قانون اساسی ذکر شود و دوم، بر قرار گرفتن آن زیر نظر رهبری تأکید شود. این امر در نهایت محقق شد و از جمله اتفاقات بسیار مهم در تاریخ انقلاب به شمار میرود.
وی ادامه داد: کسانی که با این مباحث آشنا هستند، بهخوبی میدانند اصرار بر قرار گرفتن سپاه زیر نظر رهبری چه معنایی دارد. علاوه بر این، تصریح این موضوع در قانون اساسی نیز اهمیت ویژهای داشت؛ چرا که در غیر این صورت، همانگونه که نهادهایی مانند جهاد سازندگی یا کمیتهها بعدها منحل شدند، امکان انحلال سپاه نیز وجود داشت. همچنین، اگر سپاه زیر نظر رهبری قرار نمیگرفت، با تغییر دولتها و جابهجایی مدیران، این نهاد بهتدریج به یک سازمان صرفاً اداری تبدیل میشد که ابعاد و کارکردهای آن بهمرور محدود میگردید.
منصوری گفت: در ادامه، اسامی پیشنهادی که توسط اعضای مؤسس تدوین شده بود، به تأیید شورای انقلاب رسید. در اساسنامه نیز پیشبینی شده بود که سپاه توسط هیأت «شورای فرماندهی» متشکل از هفت نفر اداره شود و برای هر یک از این افراد، حوزه مأموریتی مشخصی تعریف شده بود. انتظار ما این بود که شورای انقلاب این هفت نفر را منصوب کند، اما به ما اعلام شد که خودمان از میان اعضا، این افراد را انتخاب کنیم. بر همین اساس، رأیگیری داخلی انجام شد و هفت نفر بهعنوان اعضای شورای فرماندهی انتخاب شدند. این اسامی به شورای انقلاب اعلام شد و شورا نیز آنها را تأیید کرد.
در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸، شهید بهشتی بهطور رسمی احکام اعضای شورای فرماندهی را ابلاغ کردند
وی با اشاره به نظر امام خمینی(ره) درباره تشکیل سپاه پاسداران گفت: البته در تمام این فرآیند، از ابتدای شکلگیری جلسات و طرح مباحث تا مراحل نهایی، حضرت امام در جریان امور بودند و نظرات ایشان مورد توجه قرار داشت. ایشان نسبت به تشکیل سپاه بسیار خرسند بودند و بر تسریع در شکلگیری آن تأکید داشتند. پس از آن نیز همواره از سپاه بهعنوان نیروی حافظ انقلاب حمایت میکردند. سرانجام، در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸، شهید بهشتی بهطور رسمی احکام اعضای شورای فرماندهی را ابلاغ کردند. این احکام در اختیار روزنامهها قرار گرفت و از همان زمان، سپاه بهعنوان یک سازمان رسمی در کشور آغاز به کار کرد. البته پیش از آن، حتی قبل از ۲۲ بهمن نیز فعالیتهایی در جریان انقلاب وجود داشت، اما از دوم اردیبهشت، این فعالیتها بهصورت رسمی و در قالب یکی از ارکان جمهوری اسلامی ادامه یافت.
منصوری با اشاره به اقدامات سپاه از زمان تشکیل تا به الآن گفت: نخست، در بخش امنیتی که طبیعتاً همه نقش سپاه را در این حوزه مشاهده کردهاند و تأثیرگذاری آن در این بخش بسیار چشمگیر بوده است. دوم، در حوزه دفاع از کشور که از همان روزهای ابتدایی تشکیل سپاه، این نهاد درگیر جریانهای تجزیهطلب شد، سپس درگیر جنگ گسترده عراق علیه جمهوری اسلامی گردید و همچنین در شهرهای مختلف با جریان ضدانقلاب مواجه بود. بنابراین، سپاه برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور در سالهای اولیه تأسیس، نقش بسیار تعیینکنندهای ایفا کرد که این مسئله قابل توجه است.
سپاه مهمترین نقش را در حفظ و تقویت نظام داشته است
وی ادامه داد: در کنار این دو محور اصلی، سپاه به مسئولیتهای اجتماعی خود نیز پرداخت؛ از جمله بهرهگیری از نیروهای مردمی برای فعالیتهای خدماتی و عمومی، و همچنین مشارکت در راهپیماییها و فعالیتهای عمومی. در این مسیر، سپاه به کمکهای مردمی و تقویت نهادهای انقلاب و نهادهای مردمی نیز کمک کرد. در آذرماه ۱۳۵۸ نیز، پس از طی یک فرآیند و بنا به نظر حضرت امام، بسیج مستضعفین در ذیل سپاه تشکیل شد. سازمان بسیج در واقع بخش گسترده و همگانی این مجموعه بود که عموم مردم را تحت پوشش قرار داد و در تحولات مختلف کشور، چه در دوران جنگ تحمیلی و چه در عرصه فعالیتهای سازندگی و خدماتی و سایر حوزهها، نقش مؤثری ایفا کرده است.
نخستین فرمانده سپاه با بیان اینکه اگر بخواهیم گزارشی کلی از عملکرد سپاه در چهل و هفت سال گذشته ارائه دهیم، به اعتقاد من میتوان گفت این نهاد در یک معنا، مهمترین نقش را در حفظ و تقویت نظام داشته است، گفت: با این حال، اگر بخواهیم بهطور دقیق و جزئی مجموعه اقدامات سپاه را احصا کنیم، این کار تقریباً ممکن نیست؛ زیرا بسیاری از نیروهای سپاه در سراسر کشور خدمات بسیار ارزشمندی انجام دادهاند که حتی در حد بیان شفاهی نیز بازگو نشده، چه برسد به اینکه بهصورت مکتوب ثبت و تدوین شده باشد.
واژه «ایران» در عنوان نهایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لحاظ نشد چون...
وی بیان کرد: در مجموع، اگر بخواهیم عملکرد و دستاورد سپاه را در این مدت جمعبندی کنیم، میتوان گفت مهمترین آن، حفاظت و حراست از انقلاب اسلامی بوده است. تأکید بر «انقلاب اسلامی» نیز از این جهت است که این مأموریت صرفاً به مرزهای جغرافیایی ایران محدود نمانده است. سپاه قدس بهعنوان یکی از بخشهای سپاه پاسداران، نقش خود را در منطقه خاورمیانه ایفا کرده و ابعاد فعالیت آن برای همگان روشن است.
بنابر گفته منصوری، حتی در زمان تدوین اساسنامه نیز این بحث مطرح بود که عنوان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران» انتخاب شود، اما ما با ذکر واژه «ایران» موافق نبودیم؛ زیرا معتقد بودیم این حرکت، در واقع متوجه کلیت امتهای مسلمان و تحولات فراتر از مرزهای ملی است. بر همین اساس، واژه «ایران» در عنوان نهایی این نهاد لحاظ نشد. در نهایت، از مهمترین ویژگیها و عملکرد سپاه در این دوران میتوان گفت که جریانهای سیاسی کشور نه توانستند از سپاه بهعنوان بازوی خود استفاده کنند و نه سپاه اجازه داد که جریانهای سیاسی در ساختار آن نقشآفرینی کنند. بنابراین، سپاه بهصورت عمیق و مستمر در خدمت انقلاب، نظام، مردم و رهبری باقی ماند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.