عبدالکریم سروش در ستایش ایران سرود
متن شعر این فیلسوف و دین پژوه به شرح زیر است:
خون میچکد ز پیکر مجروحت ایوطن!/ صدها درود برتن و بر روحت ای وطن!
والله که رستمان زمان بوسه میزنند/ بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن!
دریادلانه کوه صفت ایستادهاند/ بر کف سپر، ستیرتر از کوهت ای وطن!
از دشمنان بپرس ز قهر چه میکشند/ وز دوستان مادح و ممدوحت ای وطن
خواهم که با تو شرح کنم درد اشتیاق/ ای شرحه شرحه سینه مشروحت ای وطن
در بارگاه قدس که جای ملال نیست/ سرهای قدسیان خم از اندوهت ای وطن
در ظلمتیم و خسته درهای بستهایم/ کو نور و روز و روزن مفتوحت ای وطن؟
باشد که نوبهار دگر باره بگذرد/ بر باغ و راغ و جنگل انبوهی ای وطن
روزی لعلگون شود از لالههای سرخ/ دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
ای سرخ جامه، سبز قبال گردی عاقبت/ هم بگذرد ملولی و مکروهت ای وطن
کشتی اگر شکست، چه غم؟ ناخدای هست/ تا سر نهیم در قدم نوحت ای وطن
فقر و جلال و چشم و چراغ زمانه است/ نام بلند و رایت بشکوهت ای وطن
چون شعر تر نمیدمد از خاطر جزین؟/ این شعرتر دمید ز اندوهت ای وطن
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.