وعده سود دلاری ۱۲ درصدی؛ دولت از کدام جیب می‌پردازد؟ + فیلم

اظهارات اخیر وزیر اقتصاد درباره راه‌اندازی صندوق‌های درآمد ثابت ارزی، موجی از پرسش و تردید را در فضای اقتصادی کشور ایجاد کرده است. وعده پرداخت سود ۸ تا ۱۲ درصدی دلاری به سرمایه‌گذاران، در شرایطی مطرح می‌شود که اقتصاد ایران با رشد اقتصادی ضعیف، رکود در بخش تولید و محدودیت‌های جدی منابع ارزی مواجه است. همین تناقض‌ها باعث شده بسیاری از کارشناسان، امکان‌پذیری و منطق اقتصادی این طرح را زیر سوال ببرند.

مقایسه نرخ‌های بهره جهانی با این وعده‌ها، بر ابهامات می‌افزاید؛ جایی که حتی اوراق خزانه آمریکا سودی کمتر از ۴ درصد دارند، پرداخت سود دلاری دو رقمی از سوی یک اقتصاد تحریم‌شده نیازمند توضیحی شفاف و قانع‌کننده است. علاوه بر این، تجربه‌های گذشته و خاطره سیاست‌های ارزی دهه هشتاد، نگرانی‌هایی جدی درباره تکرار خطاهای پرهزینه ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که چنین سیاستی چه نسبتی با تولید دارد؛ وقتی بنگاه‌های داخلی همزمان با رکود و مالیات دست‌وپنجه نرم می‌کنند، جذاب‌سازی سرمایه‌گذاری دلاری بدون مالیات می‌تواند منابع را بیش از پیش از بخش مولد دور کند. بی‌تردید، موفقیت یا شکست این طرح به میزان شفافیت، تضمین‌پذیری و پاسخگویی دولت وابسته است.

 

 سناریوهای پیش روی بورس

در برنامه امروز «تیتر یک»، به یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ بازار بورس تهران می‌پردازیم؛ مقطعی که هم‌زمان با اوج‌گیری ریسک‌های ژئوپلیتیک، رکوردشکنی‌های پی‌درپی قیمت طلای داخلی و رسیدن دلار به محدوده ۱۶۰ هزار تومان، بازار سهام را در موقعیتی دوگانه و سرنوشت‌ساز قرار داده است. در چنین فضایی، بورس تهران نه‌تنها آینه‌ای از متغیرهای اقتصادی، بلکه بازتابی از انتظارات، ترس‌ها و امیدهای سرمایه‌گذاران است.

در واحد بازارهای اکوایران، تلاش کرده‌ایم با نگاهی سناریومحور، مسیرهای پیش‌روی بازار را شفاف‌تر کنیم. یک مسیر، سناریوی ریزش بازار است؛ سناریویی که در آن تشدید نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، تداوم نرخ‌های بهره بالا، فشار بر صنایع بزرگ و سیاست‌های انقباضی می‌تواند به خروج نقدینگی از بازار سهام منجر شود. در این حالت، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند دارایی‌های امن‌تر را جایگزین سهام کنند و بازار با کاهش تقاضا روبه‌رو شود.

در مقابل، سناریوی رشد بازار قرار دارد؛ مسیری که بر پایه ارزندگی سهام، جذاب شدن نسبت‌های مالی، تعدیل تنش‌های ژئوپلیتیک و اثرگذاری دلار قوی بر سودآوری شرکت‌ها شکل می‌گیرد. در این سناریو، بازار می‌تواند بار دیگر به عنوان گزینه‌ای جدی برای حفظ ارزش سرمایه مطرح شود.

در این برنامه، با تفکیک عوامل کوتاه‌مدت و بلندمدت، تلاش کرده‌ایم تصویری واقع‌بینانه از نیروهایی ارائه دهیم که می‌توانند بورس تهران را در پایان ۱۴۰۴ و نیمه نخست ۱۴۰۵ به سمت ریزش یا رشد هدایت کنند.

قیمت مسکن در فضای جنگی 

روند قیمت مسکن در سه ماه گذشته نشان می‌دهد که افزایش قیمت در بهمن به طرز مشهودی با سرعت بالایی صورت گرفته است. البته اگر نگاه دقیق‌تری داشته باشیم، متوجه این موضوع می‌شویم که سوخت این رشد، افزایش سنگین قیمت طلا بوده است. 

روز گذشته شاخص قیمت هر متر مربع مسکن در تهران به 130 میلیون تومان رسیده که نسبت به سه ماه قبل رشدی 30 درصدی داشته است. همچنین در 10 روز ابتدایی بهمن هم شاهد رشد 8 درصدی قیمت‌ها بودیم که تقریبا 7 برابر میانگین متوسط ماهانه بوده است.

رصد میدانی هم نشان می‌دهد که اکثر خریداران مسکن هنگام حضور در بنگاه‌ها، بخشی از معامله را با دارایی‌های طلای خود انجام می‌دهند.

 سایه سنگین بازگشت ارز چندنرخی 

شکاف میان نرخ ارز رسمی و آزاد بار دیگر به یکی از گره‌های اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده؛ شکافی که حالا به حدود ۲۵ درصد رسیده و از نگاه اقتصاددان‌ها، عبور آن از مرز ۱۰ درصد به معنای حاکم شدن یک نظام چندنرخی بر بازار ارز است. این فاصله از ۹ بهمن دوباره شکل گرفته و بانک مرکزی تلاش دارد با افزایش عرضه اسکناس در شبکه بانکی، ثبات را به بازار بازگرداند و به سمت یک نظام ارزی یکپارچه حرکت کند.

اما تجربه نشان داده صرف تغییر نرخ‌ها برای موفقیت این سیاست کافی نیست. اجرای یکسان‌سازی زمانی آغاز شد که منابع ارزی دولت محدود شده بود و بنگاه‌های تولیدی با کمبود شدید مواد اولیه و سرمایه در گردش مواجه بودند. نتیجه این شرایط، فشار مضاعف بر تولیدکنندگان و افزایش هزینه‌ها بود. کارشناسان تأکید می‌کنند بدون اصلاحات عمیق‌تر، حمایت مؤثر از تولید و در نظر گرفتن محدودیت‌های سیاسی و دیپلماتیک، یکسان‌سازی ارز نمی‌تواند به ثبات پایدار منجر شود.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.