سیدمحمود دعایی: در عمر روزنامه نگاری ام ۲بار به دادگاه رفتم، هر دوبار هم بخاطر خاتمی بود
ایسنا نوشت:مراسم اهدای قلم طلایی سال ۹۶ امروز (۱۷ مرداد) به مناسبت روز خبرنگار در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.در این مراسم سیدمحمود دعایی ضمن تبریک روز خبرنگار گفت: شرمنده همه الطاف عزیزان حاضر هستم، چراکه همه خصلتهای خوب را که من اهلش نیستم، به من نسبت دادند. جامعه افسرده ما گاهی به عناصر سادهای مثل من دل میبندد و من شرمنده هستم.
او بیان کرد: زمانی که موسسه اطلاعات به من سپرده شد به حاج احمد آقا گفتم من تجربهای برای کار مطبوعاتی ندارم و امثال آقایان بهشتی و باهنر و خامنه ای و هاشمی را پیشنهاد دادم. بعد از قبول مسئولیت پیش شهید بهشتی رفتم و راهنمایی گرفتم و از طریق ایشان با آقای محمدجواد مظفر آشنا شدم. فرد دیگری که مرحوم بهشتی به من معرفی کردند میرحسین موسوی بود که ایشان آن موقع سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بودند. دیگر کسی که به ما کمک زیادی کرد شمس ال احمد بود که سردبیری اطلاعات را عهدهدار شد.
مدیرمسئول روزنامه اطلاعات یادآور شد: میخواهم شهادت بدهم درتمام دوران حیات امام مورد تاکیدی قرار نگرفتم که فلان مطلب را بنویس یا ننویس. فقط یک بار امام مدیران مسئول روزنامه ها را خواستند و گفتند شما دیگر حق ندارید خبر من را در صفحه اول بیاورید. بروید سراغ کسانی که به مملکت خدمت می کنند مثل پلیسی که در سرما و گرما در خیابان ها است یا مسئول اورژانسی که برای مردم زحمت می کشد.
چرا کتاب گلزاده غفوری را در روزنامه چاپ کردیم؟
دعایی با ذکر خاطره ای از دوران فعالیتش در روزنامه اطلاعات اظهار کرد: یک بار به مقام معظم رهبری گفتم آقای گلزاده غفوری در زمینه توحید کتاب خوبی نوشته چه اشکال دارد ما آن را منعکس کنیم. ایشان گفتند اشکالی ندارد. وقتی که چاپ شد خود آقای گلزاده غفوری به خاطر فاصله ای که از نظام گرفته بودند تعجب کرد.
او ادامه داد: رسانهای که کمتر عذرخواهی کند دلیل بر آن است که بهترین راه را رفته که اطلاعات هم خوشبختانه همین طور بوده است.
دعایی با اشاره به اینکه در این سالها به طور رسمی دوبار به دادگاه احضار شده است، گفت: یک بار در انتخابات سال ۷۶ آقای حجتی در مقالهای از آقای خاتمی تعریف و از آقای ناطق نوری انتقاد کرد که ستاد آقای ناطق نوری به حق از ما شکایت کرد اما دریادلی آقای ناطق باعث شد تا ایشان دستور دهند که این شکایت پس گرفته شود. یکی دیگر هم در دفاع از خاتمی در مقابل دادستان مطلب نوشتیم و باز هم احضار شدیم. در این باره ما نمیخواستیم این مساله رسانهای شود که آقای اژهای مطرح کرد که ما با قرار کفالت آزاد هستیم. به هر حال نظام پذیرفته که ما به «کاکا» وفاداریم.
او درپایان گفت: با امام عهدی داشتم و آن هم وفادار بودن به اینکه همان طلبه باشیم. به خاطر طلبه بودن هیچگاه کارمند نشدم و از مسیر طلبگی زندگی خود را اداره میکنم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.