با تکمیل بازجویی‌ها، کیفرخواست پرونده به اتهام آدم‌ربایی صادر شد و برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده ارسال شد.

صبح دیروز، شاکی در جلسه دادگاه گفت: «متهم به نام امیر، داماد من است و دخترم همسر دوم اوست. آنها یک پسر خردسال هم دارند. مدتی قبل از حادثه، امیر، زن دیگری گرفت و با او به ماه عسل رفت. همان موقع دخترم زنگ زد و گفت در خانه اذیت می‌شود. من هم او و نوه‌ام را به خانه خودم آوردم. چند روز بعد، امیر از ماه عسل برگشت و متوجه نبود دخترم شد. به آژانس محل کارم آمد و با ساطور مرا تهدید کرد. آن روز همکارانم وساطت کردند و همه چیز تمام شد، اما یک هفته بعد دوباره برگشت و این بار با کلاشینکف همه جا را به رگبار بست. همراهش دو مرد دیگر هم بودند که مرا به زور سوار ماشین کردند و به بیابان‌های قرچک بردند. آنها با ضرب و شتم، کارت عابربانکم را گرفتند، اما من رمزش را نمی‌دانستم. آنها حرفم را باور نکردند و مرا از ماشین پایین آوردند. سرم را زیر لاستیک گذاشتند و تهدید به حرکت کردند. وقتی دیدند در آن شرایط هم می‌گویم رمز را نمی‌دانم، باور کردند و منصرف شدند.»

مرد میانسال افزود: «بعد از چند ساعت، امیر مرا به خانه عمویش برد. آنجا از من پذیرایی کرد، اما صبح روز بعد، دوباره سر قضیه دخترم عصبانی شد و مرا با تهدید به بیابان‌های بومهن برد. با کلاشینکف گلوله‌ای شلیک کرد. گفت تو را می‌کشم. خیلی ترسیده بودم، اما ماموران رسیدند و نجاتم دادند.»

پس از شاکی، نوبت به متهم رسید. او گفت: «آن روز وقتی فهمیدم همسر و فرزندم به خانه پدرزنم رفته‌اند، فکر کردم می‌خواهند طلاقش را از من بگیرند. من همسرم دومم را خیلی دوست داشتم و حاضر به این کار نبودم. چند بار تلاش کردم همسرم را برگردانم، اما موفق نشدم برای همین با اسلحه کلاشینکف سراغ پدرزنم رفتم. من فقط یک گلوله شلیک کردم و قصدم جلوگیری از طلاق بود. نمی‌دانستم اگر پدرزنم را به بیابان ببرم، جرم آدم‌ربایی مرتکب شده‌ام.»

متهم در آخرین دفاع خود نیز گفت: «از پدرزنم می‌خواهم مرا جای پسر ناخلفش بداند و ببخشد. سادگی کردم و الان یک سال است در زندانم و بچه‌ام را هم ندیده‌ام. تقاضای تخفیف دارم.» حکم دادگاه بزودی صادر می‌شود.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.