با روشن شدن این نظریه، بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران دستور بازداشت مادر کودک را صادر کرد. از آنجا که این زن محل زندگی‌اش را تغییر داده و هیچ‌کس نشانی از او نداشت، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران وارد عمل شده و پس از تحقیقات تخصصی محل زندگی این زن شناسایی شد و او را دستگیر کردند.

متهم که معتاد به شیشه بود وقتی در برابر بازپرس جنایی ایستاد، برخلاف آنچه به بیمارستان گفته بود، ادعای جدیدی درباره مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: «مدت‌ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن برای تهیه هزینه مواد مخدر و خرج زندگی‌ام در خانه‌ها کار می‌کردم. هر جا می‌رفتم، بچه را هم با خودم می‌بردم و چون نوزاد بود بیشتر مواقع می‌خوابید و من به کارهایم می‌رسیدم. روز حادثه هم چون شیشه کشیده بودم حال خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم. در خواب و بیداری بودم که مهیار، پسر صاحبخانه‌ای که درآنجا کار می‌کردم را دیدم که بالای سرم ایستاده است.او داخل آب قند بچه‌ام، متادون ریخت و با زور به او خوراند. او بچه‌ام را کشت و من که در خماری مواد بودم نتوانستم هیچ حرکتی کنم. حالم که کمی بهتر شد، بچه را به بیمارستان بردم که به من گفتند او مرده است.»

با اظهارات این زن «شیشه»‌ای تحقیقات برای دستگیری «مهیار» بدون هیچ سرنخی آغاز شد. همزمان با آغاز تحقیقات درباره صحت اظهارات مادر این کودک، همسرسابق او به شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران رفت و قاتل فرزندش را بخشید. او گفت قاتل فرزندم چه همسرم باشد چه شخص دیگری از قصاص گذشت می‌کنم.»

 

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.