آینده این ملت چگونه است؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۶۱۱۷۳ سایت-خوان

غلامرضا فدایی در خبرآنلاین نوشت: اشعاری برای کودکان سروده بودم و در فامیل هر چه گشتم خانواده ای را پیدا کنم که فرزند بین سالهای ۵-۱۷ ساله داشته باشند کمتر پیدا کردم. شما هم می توانید در فامیل خود یک جستجوئی بکنید. واقعا چه شده است؟

در زمانیکه ما در فامیل های خود انواع سن ها را داشتیم و هر کس با هم بازی خود در مراسم میهمانی هم صحبت بود حالا دیگر نه از این هم سن ها خبری است و نه از بازی ها! همه دارند با همزاد های خود یعنی رایانه و گوشی های همراه، همراهی و بازی می کنند و تازه اگر در جمع هم باشند گوئی که نیستند.

و این اگر عمومیت داشته باشد هشداری است به ما و به دولت و آنهائی که داعیه رهبری دارند و برای آینده فکر می کنند. آینده این ملت چگونه است و با چه ویژگی و با چه هرم سنی؟

البته برادران اهل سنت به این نقیصه بیشتر واقفند و توکلشان هم بیشتر. آنها به این راز پی برده اند که تکثیر نسل و به ویژه در شرائط حساس از اهمیت والائی برخوردار است و یا شاید امکانات مالی آنها بیشتر از دیگران تأمین است. شاید آنها افراط می کنند و ما تفریط، نمیدانم. من در سفری که دو سال پیش به قشم داشتم از بعضی ها از وضعیت فرزندان آنها سوال می کردم می گفتند که اغلب هرکسی بالای ده و بیست فرزند دارد. این مسئله در کنار بسیاری از شهر نشینان قابل توجه است که افراد در سنین بالا یا هنوز ازدواج نکرده اند و یا بچه ندارند و یا فقط یکی و یا حد اکثر دو تا دارند و یا متأسفانه از هم جدا شده اند. این اتفاق نامیمون واقعا فاجعه بار و تأسف بار و هشدار دهنده است.

عذر بسیاری این است که آنها نگران اداره فرزندان و مخارج آنها و بعضا تربیت آنها هستند. البته تا اندازه ای درست است ولی بعضی فکر می کنند که خودشان همه مسئولیت تربیت را به عهده دارند درحالیکه در بسیاری از موارد خود بچه ها هستند، که اگر مایه اولیه را پدر و مادر به آنها داده و مراقب هم باشند، خودشان با معاشرت با یکدیگر تربیت می شوند. آنها باید مشکلات را ببینند و آن را حل کنند. مهم خط فکری است که خانواده و به ویژه پدر و مادر به آنها می دهند. بُن مایه های فکری و اخلاقی فرزندان در سنین کودکی شکل می گیرد و اگر پدر و مادر خود مقید و به دستورات اخلاقی پایبند باشند در مصونیت فرزندان تأثیر بسیار بالائی دارد. جالب است در قرآن وقتی حضرت مریم را متهم کردند مردم به او می گفتند پدر و مادر تو که افراد بدی نبودند!

بعضی فکر می کنند اگر ازدواج نکنند کار خوبی کرده اند به قول آنها یک سرباری به جامعه اضافه نکرده اند ولی ته قضیه را اگر خوب نگاه کنیم آنها هم رسالت زندگی را درک نکرده اند و هم دنبال راحتی خودشان هستند. آنهائی که ازدواج کرده و اولاد نمی آورند هم همینطور. بعضی اوقات می گویند ما هنوز بچه ایم در حالیکه بیش از ۳۰ سال از عمرشان گذشته است. معلوم نیست چند سال می خواهند عمر کنند که تازه سی سالگی برای آنها بچگی است. بعضی ازدواج می کنند و یک بچه می آورند و می گویند بس است غافل از اینکه وقتی بچه تک و تنها باشد یا خیلی لوس و عزیز دردانه بار می آید و یا منزوی و افسرده. بعضی می گویند دوتا کافیه. البته آنها توجه دارند که در این حالت رشد تولید مثل آنها از نظر جمعیتی صفر است. یعنی به ازای خودشان که دو نفرند دو نفر جایگزین کرده اند.

از این رو برای خانواده های ایرانی که غم آتیه فرزندان را می خورند که ممکن است نتوانند تربیتشان کنند باید گفت همه واقعیت این چنین نیست. شما تلاش خود را صادقانه انجام بدهید خدا به شما کمک می کند. من گاهی اوقات در صدا و سیما می شنوم و یا می بینم که افرادی با داشتن کمترین بهره از امکانات مادی چگونه با خلاقیت و ابتکار به جائی رسیده و مشکلات خود را حل کرده اند. اساسا مشکلات انسان را می سازد و به فکر چاره می اندازد؛ البته اگر دولت هم حد اقل ها را فراهم، و به وظیفه خود عمل کرده باشد.

دولت اگر به فکر آینده کشور باشد باید برنامه های جامع برای تکثیر بیشتر و بقای نسل تدارک کند. چگونه است از انقراض ببر و یا گونه های دیگر حیوانی خبر می دهد و برای آن برنامه ریزی می کند اما برای انقطاع نسل انسانی در کشور برنامه ای جامع ندارد.
برنامه جامع از این جهت که هر کسی در این کشور باید دارای حقوقی مسلم باشد. از وقتی که به دنیا می آید، همانند کشور های مترقی، حد اقلی بر طبق قانون باید برای او در نظر گرفته شود تا در آینده چنانچه با فعالیت خود به جائی رسید این حد اقل ها قطع شود. البته اگر تورم بگذارد. در این زمینه نهاد های گوناگون و درگیر باید برنامه های هماهنگ داشته باشند که یکی دیگری را نقض نکند. بهداشت، آموزش و مسکن در اولویت اول است. ای کاش به جای این یارانه ها بیمه بیکاری برای افراد بیکار مصوب می شد.

فلسفه ازدواج چیست؟ به قول حضرت فاطمه در خطبه خود فلسفه ازدواج را تکثیر نسل دانسته است.
اما آنچه مهم است الگوی زندگی و مصرف است که سردمداران باید آن را به مردم نشان دهند و اینکه چگونه می توان صرفه جوئی کرد و زندگی آرامی داشت.
درست است که سبک زندگی در شهر ها و به ویژه شهر های بزرگ عوض شده ولی انگیزه ازدواج هم از تکثیر نسل به راحت بودن وبرطذف کردن نیاز جنسی تغییر کرده است.
به این مشکل اضافه کنید کشته شدن بچه های معصوم و احیانا نخبه کشور که به دست رانندگان ناشی داده می شود و هر روز شاهد کشته شدن گروهی از دانش آموزان هستیم.

ما داریم کجا می رویم؟ ما همه چیز را با دست خودمان تغییر داده ایم و آنوقت یا از خدا می خواهیم و یا از خدا هم قطع امید کرده ایم. خدا بنا نیست در عالم معجره کند که اگر می کرد برای اولیای خودش می کرد. دنیا باید به دست خود ما ساخته شود و این خواست خداست. و گفته است برای هر کس همان اندازه ای است که می کوشد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن