چالش های آینده شهردار تهران
&#۳۹;چالش های آینده شهردار تهران&#۳۹;،&#۳۹;قدرت گرفتن راست میانه&#۳۹;،&#۳۹;گفت و گو هم استراتژی هم تاکتیک&#۳۹;،&#۳۹;روزی جهانی به نام خزر&#۳۹; و &#۳۹;حماس و ایران در ریل بازگشت به عصر طلایی&#۳۹;،از جمله عناوین مقالات و مطالب برگزیده ای است که روز شنبه در صفحه &#۳۹;ایرنامقاله&#۳۹; منتشر شد.
به گزارش ایرنا میراث حاکمیت بیش از یک دهه اصولگرایان و اقبال مردم به رویکرد اصلاح طلبی در اداره امور شهر با انتخاب اصلاح طلبان؛ انتظارات و توقعات جدی برای اصلاح امور شهرایجاد کرده است.
برای اصلاح امور، شهردار تهران با چالشهای اساسی ذیل مواجه خواهد بود.
۱.مربوط به درون سازمان شهرداری است؛ جایی که ازدیاد نیرو و کیفیت پایین بخشی از آنها، مدیریت شهری را آزار میدهد. ۲. در حوزههای شهرسازی و درآمدی شهر است؛ پیوند شوم «شهرسازی» و«درآمد» درسنوات گذشته، شهر تهران را دچار مشکلات اساسی در نظامهای شهرسازی، حمل و نقل و زیست محیطی شهر کرده است. ۳. آلودگی هواست؛ امر محتوم این سالیان اخیر شهر تهران که شهر را دچار کاهش اساسی کیفیت زیست کرده است. ۴. سهم کم حمل و نقل عمومی در سفرهای درون شهری است. مقرر بود وفق قانون توسعه حمل و نقل عمومی و مصرف سوخت، سهم مترو از سفرهای درون شهری ۳۰ درصد باشد حال آنکه در حال حاضر این نسبت کمتر از۱۵ درصد است. ۵.شهر تهران در مقابله با حوادث انسانی و سوانح طبیعی و حوادث غیر مترقبه، ناتوان است. حادثه پلاسکو و عدم مدیریت شایسته آن، کشور را دچار مشکل کرد و مسألهای با ابعاد محلهای تبدیل به مسألهای ملی شد. ۶. درحوزه خدمات شهری است؛ مدیریت پسماندها که وضعیتی بحرانی دارد. کمتر از ۵ درصد از پسماندها در مبدأ تولید، تفکیک میشود. ۷.در حوزه اجتماعی اتفاق افتاده است. آمارها درحوزههای تکدی گری، اعتیاد، زنان آسیب دیده و خشونتها و سایر بزهکاریها رو
به افزایش است و همه اینها موجب کاهش اعتماد و نیز سرمایه اجتماعی شهری شده است.
ولی حضور مردم و اعتماد آنها به منتخبین خود در شورای اسلامی شهر تهران و انتخاب هوشمندانه آقای دکتر نجفی که به شایستگی صورت پذیرفت میتواند این نوید را به مردم تهران بدهد که حاکمیت اصلاح طلبان برای آنها «آسایش» و«آرامش» را به همراه خواهد داشت.
**قدرت گرفتن راست میانه
«حسن روحانی» رییس جمهوری همه را شگفت زده کرده؛ او گویا متخصص این کار است. درست در شرایطی که همه انتظار معرفی یک کابینه متمایل به جناح چپ را از روحانی داشتند او یک شیفت عجیب کرده است.
در چنین وضعیتی است که میتوان ادعا کرد او قبل از چیدمان کابینه به چیدمان جدید سیاست ایران فکر کرده است. آنچه رخ داد این است: «راست میانه در کابینه قدرت گرفته است».
درباره علتهای این تصمیم حسن روحانی شاید بتوان این گزارهها بررسی کرد؛
تاثیرگذاری بر آرایش سیاسی پیش رو، قرار گرفتن در یک کاراکتر جدید، تلاش برای بالانس کردن آرایش سیاسی، نزدیک شدن به ساختارهای قدرت در ایران، کمک به تعمیق شکاف در جناح اصولگرا با کمک به تجزیه شدنش و تضعیف قدرت سیاسی اصلاحطلبان و نگهداشتن آنها در همین وضعی که هستند.
برهمین مبناست که میتوان گفت حسن روحانی در واقع تلاش میکند با استفاده از قدرت حضورش در پوزیشن یک رئیس جمهور نهایت استفاده را برای تغییراتی مهم که در ذهن دارد ببرد. او در واقع بنا دارد تا در نخستین اقدام به شکافهای موجود در جناح راست که پس از انتخابات ۹۲ بیشتر نمایان شده و در انتخابات ۹۶ بیشتر از پیش خود را نشان داده است را تعمیق کند.
سادهتر بگوییم او بنا دارد تا در نقش یک کاتالیزور برای جداسازیهایی که در ذهنش دارد ایفای نقش کند.
روحانی بنا دارد با دادن جایگاههای مهم به افراد نزدیک به «علی لاریجانی» راست میانه را در ایران تقویت کند. این پدیده موجب میشود که به بخشی از جناح راست که مغضوب بخش قدرتمند دیگرش شده بود، قدرتی دوباره داده شده و برای جداشدن نهایی آنها از هم تلاش شود.
اما در عین حال حسن روحانی با زیرکی یک اقدام دیگر هم را هم انجام خواهد داد. او نهایت استفاده را از اصلاح طلبان برده است. آنها برای او سرمایه اجتماعی آوردهاند و برایش در انتخابات کمپین کردهاند. اما ایفای نقش سیاسی آنها از نظر حسن روحانی تا همین جا کفایت میکند؛ آنها حالا باید به خانه بازگردند.
او یک محافظه کار است و نمیتواند زمان زیادی از ذات سیاسیاش دور باشد. روحانی شوک بزرگی به اصلاح طلبان وارد کرده است؛ شوکی که البته برای اصولگرایان امتیاز تلقی نخواهد شد.
**گفت و گو هم استراتژی هم تاکتیک
با «سیدعباس صالحی»، وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم دیدار کردیم تا سخنانش را در کنار تصویرهای پراکندهای که از او داریم، بشنویم، تصویرهای پراکنده غیررسمی.
چهار سال معاونت امور فرهنگی تصویرهایی رسمی و غیررسمی از او در اختیارمان قرار داده است. نخستین تصویر غیررسمی او را از خانه دوست تازه درگذشته مان رضا رستمی داریم که به قصد تسلیت آمده بود. تصویر دوم از مجلس ختم پدرشان -که از چهرههای برجسته حوزه علمیه مشهد بود- در ذهنمان مانده است.
با اینکه چهار سال حضورش در معاونت امور فرهنگی آرامش نسبی و رضایت پدیدآورده است، اما برخی نگراناند که آشنا نبودنش با حوزه هنر در کنار سابقه حوزوی به زیان هنر تمام شود. ما با پرسشهایی از همین دست سراغ او رفتیم. او نامزد سکانداری وزارتخانهای است که هم امور هنر مانند موسیقی و سینما و تئاتر به او سپرده شده است و هم امور حج و زیارت و قرآن و عترت و کانونهای فرهنگی و هنری مساجد و وقف.
متن این گفت وگو را در تارنمای ایرنامقاله مطالعه نمایید.
**روزی جهانی به نام خزر
٢١ مرداد مقارن با ١٢ آگوست هر سال روز جهانی دریای خزر نامیده شده است. هندسه زمین ریخت شناختی دریای خزر نسبت به سایر دریاها و دریاچه های کره زمین متمایز است و بزرگ ترین دریاچه کره زمین قلمداد می شود.
در هزاره سوم میلادی نگرانی های عمدهای اعم از کاهش سریع سطح تراز آب دریا، بیابان زایی در سواحل، خشکشدن تالابها و خلیجهای کنارهای، آلودگی وسیع منابع آب و رسوبات بستر، از بین رفتن تنوعات زیستی و آشفتگی و تخریب زیستگاه های ساحلی و دریایی در منطقه دریای خزر وجود دارد که تأثیر گرمایش زمین و دخالتهای انسانی در بروز مخاطرات فوق، مهمترین عوامل محسوب می شوند.
با وجود تصویب پروتکل های همکاری زیست محیطی مختلف و کنوانسیون تهران، هنوز حجم نگرانیها در توسعه چالش های محیطی دریای خزر کاهش نیافته است. امروز مهم ترین نمایه های زیستی دریای خزر مانند فک های خزری و ماهیهای خاویاری که واجد ارزش اقتصادی بسیاری هستند، در حال انقراض اند و متأسفانه نجات آنها کار بسیار دشواری است.
تأثیر گرمایش زمین بر نوسانات سریع و محیط زیست مناطق ساحلی از دیگر نگرانی های مهم در این حوزه آبی محسوب میشود. متأسفانه در کشور ما ساختار مدیریت پژوهش و تحقیقات کاربردی روی دریای خزر بسیار ضعیف و ناکارآمد است.
به نظر می رسد مهم ترین کارهایی که برای حفاظت و مدیریت جامع مناطق ساحلی و منابع آبی دریای خزر می توان انجام داد، اقداماتی به شرح زیر است:
تقویت ساختار پژوهش دانش بنیاد دریایی، تقویت، اصلاح ساختار اداری و حمایت مالی مراکز تحقیقاتی وابسته به دریای خزر، به کارگیری نیروهای متخصص نخبه و استفاده از مدیران کارآمد، اصلاح قوانین و مصوبات مربوط به تعیین حد بستر و حریم دریای خزر، همکاری و مشارکت با کشورهای همسایه دریای خزر در راستای توسعه پایدار، نجات ذخایر آبی وابسته به دریای خزر از خشکزایی، تقویت سازمان های مردم نهاد برای پایش مستمر اوضاع زیست محیطی دریای خزر و حفاظت از منابع طبیعی آن.
در نهایت یکپارچه شدن سامانه پایش و کنترل پارامترهای هیدرولوژی دریایی، محیط زیست و هواشناسی دریایی در سطح حوزه آبریز دریای خزر است.
**حماس و ایران در ریل بازگشت به عصر طلایی
حدود ۲۵ سال از روابط جنبش مقاومت اسلامی حماس با جمهوری اسلامی ایران میگذرد. این روابط تا سال ۲۰۱۱ روندی صعودی داشت و بعد از حوادث سوریه روندی نزولی و پر فراز و نشیب به خود گرفت، اما هیچگاه قطع نشد و در طول شش سال گذشته همواره سفر رهبران حماس به تهران و دیدارهای دوجانبه درپایتختهای مختلف تداوم داشته است، و واقعیتهای حاکم بر روابط طرفین در سایه جنجالهای رسانهای در برهههای مختلف از دیدگان مغفول میماند.
ادامه روابط ایران و حماس در سایه اختلاف ها بر سر برخی مسائل منطقهای امری طبیعی و عادی بود و آنچه غیرطبیعی مینمود قطعی روابط در نتیجه این اختلاف ها بود. به این علت که در مبانی وجودی شکل دهنده به ارتباطات دو طرف هیچ تغییری حادث نشده بود.
در سیاستهای ایران در قبال رژیم صهیونیستی و آرمان و مقاومت فلسطین ذرهای تغییر به وجود نیامده بود. به همین خاطر، اختلافات امری عرضی و نه مبنایی بود و منطقی نبود که آثار آن به گسست شیرازه روابط ختم شود.
عوامل مختلفی در کم رنگ کردن تاثیرات اختلاف ها شش ساله میان حماس و ایران و بهبود روابط دو طرف دخیل بوده است. عمده آنها در شکلگیری شرایط جدید منطقهای خلاصه میشود.
از سویی، به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا و چربش نگاه لابی رژیم صهیونیستی بر سیاستهای خاورمیانهای نیمه پیدای او و قرار گرفتن مقابله با نفوذ منطقهای تهران و نیروهای مقاومت در اولویت این سیاستها و نیز بالا گرفتن تلاش ها برای شکل گیری ائتلاف عربی رژیم صهیونیستی علیه ایران در سایه جهش عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی با عربستان و برخی دیگر کشورهای منطقه میطلبید که دو طرف به دور از اختلاف ها عرضی سالیان گذشته نگاهی نو به روابط بر پایه پارامترهای جدید بیاندازند.
در گذشته یکی از دغدغههای حماس واکنشهای احتمالی افکار عمومی و نخبگان جهان عرب به نزدیکیاش به تهران بود، کما این که ضمن تاکید مدام بر راهبردی بودن روابط با ایران به عنوان حامی اصلی مقاومت، بیم آن را داشت که این نزدیکی با توجه به حساسیتهای منطقهای، به اصل توازن در روابط خارجیاش و مقبولیتش در سطح افکارعمومی عربی و اسلامی آسیب برساند، اما امروزه شرایط جدید منطقه این دغدغهها را کم رنگ کرده است و دغدغههای جایگزین بر آنها میچربد.
در کنار بهبودی آشکار روابط حماس با ایران، مناسبات این جنبش با حزب الله لبنان نیز همان روند صعودی را طی میکند و در طول یک سال گذشته دیدارهای فشردهای میان رهبران عالی رتبه حماس و حزب الله وجود داشته است.
در نهایت، سالهای پرتلاطم روابط حماس و ایران رو به پایان است و این روابط در ریل بازگشت به دوران طلایی قرار داد و یقینا در صورت بازگشایی گذرگاه رفح و امکان سفر «اسماعیل هنیه» رهبر جدید حماس به خارج از نوار غزه از جمله به ایران جهش بی سابقهای خواهد داشت.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.