فائزه هاشمی: من یک سوژه امنیتی هستم
«شاید من یک پروژه باشم. اول شایعات را میسازند و سپس بهرهبرداری میکنند! به عبارتی من یک سوژه امنیتی هستم.»
فائزه هاشمی در گفتوگو با روزنامه «قانون» درباره برخی مسائل روز و البته پدرش صحبت کرد.
گزیده پاسخهای او را با هم میخوانیم:
- یکی از معضلات ما این است که مردم فکر میکنند بعد از فوت پدر همه با ما خوب و مهربان هستند ولی این گونه نیست و بعد عید، چهار نفر از خانواده ممنوعالخروج شدهاند.
- این روزها برای من بیشتر از فیش آب، برق و تلفن احضاریه آمده است ولی وقتی مراجعه میکنیم به ما میگویند اشتباه شده است. بعد از رحلت پدر مشکلات این چنینی فراوان است. حتی به خانه ما در خارج از تهران تحت عنوان آن که به دنبال اتباع بیگانه میگردیم، حمله کردند.
- بعد از فوت پدر از قول من نقل کردند که بابا را کشتند! یا این که فائزه میخواهد مهاجرت کند اما دروغ بود.
- شایعه کردند فائزه به همراه مادرش در سفر به لندن با یک شیخ عرب ملاقات و مشکل نفت را حل کرده است؛ در صورتی که خواهرم با مادرم رفته بود. بیشتر شایعات در خصوص من امنیتی است.
- زمانی که احمدینژاد به قدرت رسید، فوتبال ملی تعلیق شد. در آن شرایط انگلیس بودم. با توجه به ارتباطاتی که با شیخ احمد کویتی (عضو شورای فیفا) داشتیم، از ایران زنگ زدند و من نیز به دلیل این که تیم ملی ایران جزو منافع ملی است، برای رفع مشکل به شیخ احمد زنگ زدم و تا شب تعلیق برداشته شد. در آن زمان که دوره احمدینژاد بود، از رابطهمان برای حل مشکلات کشور استفاده کردیم، در حال حاضر نیز اگر کمکی از دستمان بربیاید، انجام میدهیم.
- یک نهاد امنیتی از من گزارشی به دادستانی فرستاده است که فائزه در دادگاههایش شرکت نمیکند یا میگویند من با برخی سفرای کشورهای اروپایی ملاقات میکنم. گویی واهمه وجود دارد که ما از کشور برویم و متاسفانه چنین شایعاتی از ابتدای انقلاب به وجود آمده است. البته متاسفانه نمیدانم به چه علت پسرم را نیز ممنوعالخروج کردهاند که جای تعجب دارد!
- شاید من یک پروژه باشم. اول شایعات را میسازند و سپس بهرهبرداری میکنند! به عبارتی من یک سوژه امنیتی هستم.
- دوست دارم بیشتر روی من تحقیق کنند تا بفهمند که هیچ مسالهای نمیتوانند استخراج کنند.
- ما جای قبلی هستیم. فرقی برای ما نکرده است. یاسر تعبیر خوبی پس از فوت بابا دارد و آن این که میگوید ما یک موهبت مهم از پدر به ارث بردیم و آن محبت مردم است. البته فشارهایی که بر پدر بود، بعد فوت ایشان به ما ارث رسیده است. پدر نمیگذاشت فشارهایی که آن دوران بر او وارد میشد، به ما انتقال پیدا کند ولی امروز آنها را مستقیم درک میکنیم.
- محسن (هاشمی) رویه محافظهکارانه دارد، برای همین میگوید من عاقل هستم. محسن تغییر موضع نداده و همیشه همینگونه بوده است. خانواده هاشمی انواع و اقسام دارد. بعضیها فکر میکنند ما تقسیم کار کردیم در صورتی که به طور طبیعی این گونه هستیم.
- اگر محسن فقط به خاطر لیست امید رای آورده است، پس چرا او را سرلیست قرار دادند؟ اختلاف رای محسن با نفر بعدی بیانگر حقیقت است. محسن یک مولفهای متفاوت با بقیه داشته است که یک میلیون و هشتصد هزار رای آورده است اما مهم این است که همگی در کنار یکدیگر پیروز شدیم.
- محسن همیشه میگوید سه عامل نام بابا، سابقه مدیریتی و در لیست امید قرار گرفتن باعث رایآوری من شد.
- نباید اتفاقات شورای شهر اول تکرار شود. این دوستان، افراد متخصصی هستند و کسی نیز نمیتواند موضوعی را به شورا تحمیل کند. ما شهرداری میخواهیم که در آینده، کسی صد رحمت به قالیباف نگوید.
- همواره اختلافات بعد از پیروزیها حادث میشود. مردم با اصلاحطلبان پیمان اخوت نبستهاند. باید به گونهای عمل کنیم که به مردم در ادامه اصرار نکنیم که بیایند رای بدهند.
- محسن یک میلیون و هشتصد هزار رای آورد که پدر نیز در زمان حیات، این رای را نیاورده است. محسن دنبال شهردار شدن نیست. او نیز مثل پدر نگاه راهبردی داشته و اطمینان دارد که تندروی و کندروی بلای جان توسعه کشور است. محسن اعتقاد دارد که گاهی باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب از بسیاری خواستهها صرف نظر کرد؛ چرا که شرایط حساس امروز تدبیری اعتدالگرایانه و اصلاحگرایانه را طلب میکند.
- من احساس میکنم که مردم یک میلیون و هشتصد هزار رای دادند که محسن شهردار شود؛ چرا که محسن نحوه تعامل با قدرت و پیدا و پنهان آن را میداند و مهمتر این که میداند باید با چه سرعتی شتاب گرفت.
- ولایتی زمانی که (در دانشگاه آزاد اسلامی) روی کار آمد، دست به تغییرات زد که با فلسفه وجودی دانشگاه آزاد همخوانی ندارد.
- جاسبی، محمدیان و ولایتی نامهای تنظیم کردند که بعد از فوت آیتا... هاشمی، آییننامه و اساسنامه دانشگاه آزاد پیشبینی نکرده که چگونه رییس هیات امنا را انتخاب کنیم ولی این نامه را ناطق، حسن خمینی و میرزاده امضا نکردند.
- موضوع هاشمیزدایی چندین سال میشود که کلید خورده است.
- اصولگرایان همواره در امور اجرایی قویتر از ما هستند و از یکدیگر پشتیبانی میکنند؛ چرا که معیارهای قانونی را رعایت نمیکنند و به عبارتی حاضر هستند برای باند خودشان هر کاری بکنند.
- فوت بابا به حدی ناگهانی بود که ناخودآگاه با توجه به جایگاه ایشان، ابهاماتی را نه تنها برای جامعه بلکه برای فرزندان نیز به وجود میآورد. امروز شورای امنیت یک اقداماتی کرده ولی نتیجه خاصی برای خانواده محرز نشده است و البته ابهام وجود دارد.
- پدر اعتقاد داشت که جامعه دیگر به عقب بازنمیگردد. اعتقاد داشت که برخی زمانها باید افراطها پدید آید تا مردم به ماهیت حرکت اعتدالی پیببرند.
- بعد از آمدن احمدینژاد مملکت به شکل عجیبی به سمت بیاخلاقی رفت و هنوز جامعه به حالت قبل بازنگشته است. هشت سال دوره احمدینژاد تاثیرات عمیقی بر جای گذاشت. البته ناگفته نماند که قبل از احمدینژاد نیز برخی مسائل بود ولی امروز متفاوت است.
- چرا زن نباید وزیر شود؟ روحانی چه پاسخی برای بانوان ایران زمین دارد؟ البته شنیدهام که به روحانی گفتهاند نباید وزیر زن داشته باشید. احمدینژاد وزیر زن داشت، چون روحانی از خودشان نیست، فشار میآورند که وزیر زن نباید باشد.
- برای انتصاب وزیر زن باید هزینه بدهیم. روحانی باید بداند زنان به او رای دادند و زنان این قدر ارزش دارند که به خواستههای خود برسند. به غیر از وزارت، بسیاری از سمتها وجود دارد که بانوان میتوانند داشته باشند. در دنیای امروز نمیتوانیم بگوییم وزیر زن داشتن نوآوری است.
- برای ما آبروریزی است که در افغانستان و... وزیر زن دارند و ما نداریم. روحانی این فقدان را باید در پستهای مدیریت بالا جبران کند. برای مثال در معاون وزیر، استاندار، فرمانداری، رییس دانشگاه و ... میتواند از وجود بانوان استفاده کند.
- بیشترین آسیب را از فوت بابا، فاطمه خورده است.
- وزرای دولت یازدهم پیش پدر میآمدند و مشورت میگرفتند ولی البته حسن روحانی از ایشان مشورت نمیگرفت.
- در قضیه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پدر نقل میکرد که «محسن رضایی آمد و به من گفت پول، نیرو، سلاح و... نداریم. وقتی اینها را مطرح کرد، گفتم همین کاستیها را به حضرت امام(س) بنویس و او نیز نوشت! وقتی قضیه در کشور مطرح شد، محسن رضایی حرفش را عوض کرد و میگوید، من ننوشتم و سپس میگوید آیتا... هاشمی من را گول زد.» بعد پدر به او گفته بود که خود شما گفتید این مشکلات را داریم و گفتم برای امام(س) بنویس، من که چیزی نگفتم تا شما بنویسید!
- در برخی موضوعات، چوب اصولگرایان را نمیخوریم بلکه چوب سوءمدیریتها را میخوریم.
- خانم طاهریان باید وزیر ورزش میشد زیرا از گودرزی و سلطانیفر بهتر است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.