حاشیهای بر جنجالهای احمدینژاد و یارانش
محمد تقی فرجی در یادداشتی به تحلیل جنجالهای اخیر احمدینژاد و یارانش پرداخت.
به گزارش ایسنا متن این یادداشت به شرح ذیل است:
در ایرلند،"روبرت جرارد بابی ساندز"، نماد آزادی خواهی و مبارزه مردم ایرلند علیه استعمار انگلستان بود. روبرت جرارد بابی ساندز ( Robert Gerard "Bobby" Sands ) یکی از اعضای داوطلب ارتش مشروط جمهوری ایرلند و نیز عضو پارلمان بریتانیا بود که در در زندان"اچ ام پریزن میز"،( HM Prison Maze )، و در پی ۶۶ روز اعتصاب غذا درگذشت. وی رهبر جنبش اعتصاب غذا در سال ۱۹۸۱ بود، و پس از مرگ وی موج جدیدی در میان جوانان ایرلندی برای کسب استقلال از بریتانیا آغاز گردید.
و در ایران، فردى با شعار ساده زیستى و مبارزه با اشرافى گرى، به میدان مى آید، و از قضاء رئیس جمهور مى شود، اما وقتى به اتهام دولتمردى از دولتمردان دولت او، که متهم به دست درازى به بیت المال مبارک مسلمین است، رسیدگى مى شود، رئیس جمهور وقت، هم او که وقتى مسئولیت دولت را بر عهده داشت، و در صدر نشسته بود، و قدر مى دیدید، به صغیر و کبیر رحم نمى کرد، و از تریبون هاى عمومى با تر و خشک، دست به یقه شد، و حتى به بهانه برخورد با دانه درشت ها، مى کوشید براى مقامات عالى، و عالى ترین نهادهاى رسمى کشور پرونده سازى کند! ولى امروز بخاطر چند روز حبس یکى از نزیکانش، نظام و دستگاه قضایى، و مسئولان عدلیه را به ظلم و جور و بى عدالتى متهم مى کند!
و دیگر یارغار او، در دفاع از این متهم مالى،"رویاى بابى ساندز"، مبارز ایرلندى، را در سر مى پروراند و با ژست شجاعت و مبارزه، نظام را به برخورد علنى تهدید مى کند، جل الخالق! اما و هزار اما، و صد البته! کسانى که دیروز، و روزى که در قدرت بودند، انقلابى، و کاتولیک تر از پاپ نشان مى دادند،امروز، و روزى که باید حساب پس بدهند، از ضد انقلاب هم، ضد انقلاب تر شده اند، کسانى که قبلاً بر طبل مبارزه با فساد مالى، و مجازات مفسدان اقتصادى مى کوبیدند، و امروز در مقام دفاع از یک متهم اقتصادى، در مقابل قانون و پیگردهاى قانونى متهمان نزدیک به خود، مى ایستاند و مقاومت مى کند!؟
راستى! مبارز مبارزه با استعمار انگلیس، و متهم فساد کلان اقتصادى در جمهورى اسلامى، چه نسبتى با هم دارند!؟ و یک مبارز، و یک متهم، اساساً چه تشابهى با یکدیگر مى توانند داشته باشند!؟ و آیا اینگونه شبیه سازى هاى هجو و بیهوده، از جنس شبیه سازى مع الفارق نیست!؟ یکى مبارز است، و با استعمار مبارزه کرده است، و دیگرى متهم است، و تحت پیگرد قانونى قوه قضائیه جمهورى اسلامى است، آیا این دو با یکدیگر قابل مقایسه هستند!؟ فرضاً که در روند رسیدگى به پرونده متهمى، تقصیر، و یا قصورى دیده شود، آیا باید نظام و دستگاه قضایى و مسئولان قضا را به باد استهزاء گرفت!؟ آیا برپایى شو تبلیغاتى برعلیه نظام جرم نیست!؟ آیا رجز خوانى امثال شما و افشاى اسناد محرمانه اى که روزى به صورت امانت، و البته بر خلاف قانون نزد شما و نزدیکانتان بوده است، قابل پیگرد قانونى
نمى باشد!؟ و آیا یک متهم اقتصادى، با یک مبارز ضد استعمارى، در یک رتبه قرار دارند!؟ آیا استعمار انگلیس، و جمهورى اسلامى، هردو در یک سطح، و هر دو، در یک سیبلند!؟
آیا این بود، خروجى دولت پاک و پرونده دولتمردان پاک دست!؟
آیا این بود، همراهى با اسلام و نظام و امام و رهبرى و مردم!؟
آیا این بود، جنبه و جنم و جبهه یک رئیس جمهورى اسلامى!؟
آیا این بود،اخلاق و اخلاص وعدالت و امانت دارى و پایدارى!؟
آیا این بود، دولت بهار، و سربازى از مملکت امام زمان (عج) !؟
آیا این بود، وظیفه دینى و رسالت انقلابى و مبارزه با مفاسد!؟
رؤیاهاى بابى سانذى! (٢)
...... و آیا نظام جمهورى اسلامى، دولت انگلیس است، و شما "بابى ساندز"!؟ آیا "رؤیاهاى بابى ساندزى"را هیچ آدم عاقلى از شما مى پذیرد!؟ بله من شما را فرد توانمندى مى شناسم، و شک ندارم که شما نیز مثل هر فرد دیگرى مى توانید از توانایى هاى خاص خود برخوردار باشید، و اگر چنین نبود، نمى توانستید با نفوذ کاریزماتیک خود در روح و روان رئیس جمهور وقت، او را از راه و روش خود دور، و از نظام و انقلاب و امام و رهبرى و مردم، جدا کنید! از قضاء باید به شما دستمریزاد گفت، که توانستید کسى را که صد در صد زیر عباى روحانیت بالا آمد، صد در صد در مقابل روحانیت قرار دهید، تبارک الله احسن الخالقین!
از دیگر انحرافات فکری جریان انحرافى، مسئله "مکتب ایرانى"،
در مقابل"مکتب اسلامى" است. من در کتاب "اسلام و ایران"، به بسیارى از مناسبات اسلام و ایران پرداخته ام، و نسبت هریک از آنها را تعریف، و اسلام و ایران را، بویژه در عصرما، مکمل یکدیگر معرفى کرده ام. اما امروز که رأى هر ایرانى، پله اى از پلکان تصاحب قدرت بحساب مى آید، برخى براى دلبرى نزد ایرانیان، اسلام و ایمان را رها کرده، و ایران و ایرانى را نشانه گرفته اند! و این از دست سازهای مهارت آمیز إبلیس است، این است که این گونه تبلیغ میشود که ارزش فقط برای رفتار، ملت و آباء و اجداد است، و دیگر صحبت از خدا، اسلام و ......... معنى ندارد!
عجیب است که در جامعه اسلامی و انقلابی و در جامعهای که اسلام هدف غایى آن است، کسانی مى گویند، دیگر صحبت از تبلیغ اسلام گذشته است و باید ارزشهای عام انسانی را تبلیغ کنیم! غافل از اینکه ارزشهای عام انسانی، در مکتب اسلام و اندیشه اسلامى، و در پرتو ایمان به خداوند قادر متعال، و عقیده راسخ و ثبات قدم در راه دین و دیندارى، تعریف مى شود.
قرآن مى فرماید:"مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُواْ عَلَى شَیْءٍ". آنهایی که ایمان ندارند کارهایی که انجام میدهند (کارهایی که گمان میکنند مایه سعادتشان است) مثل خاکستری میماند که روز طوفانی به دست باد سپرده میشود. چه چیزی از اینها به دستشان میرسد؟ باد چنان این ذرات را پخش میکند که هیچ اثری از آن باقی نمیماند و آنها قدرت ندارند که چیزی از اینها را جمع کنند و برای خود نگه دارند. چرا؟ زیرا اعمالشان براساس ایمان نبوده و از کفر سرچشمه میگرفته است.
خدایا چنان کن سرانجام کار
که تو خشنود باشى و ما رستگار
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.