آیا پالسهای اصولگرایان سازمانیافته است؟
اعتماد نوشت؛
اصولگرایان در جریان ورود به انتخابات ریاستجمهوری نتوانستند آنگونه که مطلوبشان بود با وحدت و انسجام دربرابر حسن روحانی صفآرایی کنند. با این حال در همان مقطعی که با مکانیزم تشکلی نوپا به اسم جمنا میخواستند به کاندیدای واحد برسند با پیغام وحدت را به بدنه خود مخابره کردند.
هر چه بود قالیباف، رییسی و میرسلیم به عنوان سه کاندیدا در برابر روحانی قرار گرفتند. رییسی و قالیباف تا قبل از انتخاب نهایی هر چه توان داشتند به کار بردند تا خود کاندیدای نهایی اصولگرایان نام بگیرند. در میان این تلاشها البته تیم انتخاباتیشان فعالیتهایی علیه کاندیدای دیگر رقم زدند. اتفاقاتی که نشان میداد وضعیت در اردوگاه آنها آنچنان که نشان داده میشود سفید نیست. با این حال در پایان قالیباف به نفع رییسی کنار رفت و در میتینگ انتخاباتی او حاضر شد تا موقتا خروجی اصولگرایان تنها وحدت باشد.
اما این وحدت نمایش داده شده چند روز بیشتر دوام نیاورد و با روشن شدن نتیجه انتخابات موج انتقاد از تصمیمسازان اصولگرا بلند شد. اطرافیان قالیباف در نهان و آشکار از اشتباه استراتژیک بزرگان این جریان در انتخاب کاندیدای نهایی سخن گفتند.
در سوی مقابل حامیان رییسی نیز با اتکا به رای ١٦ میلیونی او میخواستند رییسی را بر راس جریان اصولگرا بنشانند و دستکم فرماندهی عملیات جناح راست را به دوش او بگذارند. جسته و گریخته مکنونات آنها راه به رسانهها مییافت اما از سوی رییسی اقبالی به حضور در راس جریان اصولگرا دیده نمیشد. رییسی پس از انتخابات به مشهد رفت و همچنان به سخنان انتخاباتی خود ادامه داد و راه نقد وضع موجود را پی گرفت. او در فضای پسا انتخاباتی به نیاز مبرم جریان حامیاش توجه نداشت و به جای ساماندهی پایگاه رای خود همچنان ترجیح داد در قامت یک منتقد متنفذ حضور رسانهای داشته باشد.
مجموعه شرایط به گونهای ادامه یافت که محمدباقر قالیباف، در هفتههای پایانی حضورش در شهرداری تهران اقدام به نگارش نامهای خطاب به جوانان اصولگرا کرد. او اینبار خلعت تئوریسین را برای پوشیدن انتخاب کرده بود و تصور میکرد با این حرکت بتواند خود را به عنوان یکی از اصلیترین گزینههای فرماندهی اصولگرایان مطرح کند.
خلأ فرماندهی در میان اصولگرایان، از دست دادن چهرههای کاریزماتیک و اختلافات ریز و درشت در میان فعالین و نخبگان سیاسی این جریان فرصت بسیار مناسبی برای شهردار تهران بود تا از پنجرهای جدید به سیاست بازگردد؛ آن هم کمتر از دو ماه بعد از شکست این جبهه در انتخابات ریاستجمهوری.
اما محاسبات او تا اینجای کار غلط از آب در آمده است. از یک سو مخاطبان نامه قالیباف چندان روی خوشی به پیشنهادات نشان ندادهاند و از سوی دیگر با پیشنهاد او مبنی بر نواصولگرایی با مخالفتهای جدی و غیرقابل انتظاری مواجه شده است. مخالفتهای تلویحی و صریح با محمد باقر قالیباف از همان زمان ارایه موضوع شکل گرفت اما در ادامه محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه به عنوان یکی از نمادهای راست سنتی در گفتوگویی که «اعتماد» داشت صریح و قاطع اعلام کرد «نواصولگرایی» را قبول ندارد.
پس از این اظهارات گویی مجوز مخالفت برای دیگران هم صادر شد. دیروز عباس کریمی اصفهانی، دبیرکل جامعه اصناف و بازار که یکی دیگر از ارکان راست سنتی است به مخالفت با او پرداخت. او در گفتوگو با خبرآنلاین اظهار کرد: شاید بعضیها به دلیل دستپاچگی مطالبی مانند ضرورت حرکت به سمت نواصولگرایی را مطرح کنند ولی هر جناحی اصولی برای خودش دارد که باید به آن پایبند باشد که البته بسیاری از این اصول تغییر ناپذیر است. کسانی مانند قالیباف میتوانند با اجماع اصولگرایان به کارشان ادامه دهند اما کسی نباید اجتهاد شخصی خودش را فرض بگیرد که گویی او حلال همه مشکلات است. قالیباف هم میتواند در مجموعه اصولگرایان موثر باشد و با اصولی که دارد وارد میدان شود اما کسی نباید خودش را محور بداند. عضو جبهه پیروان با بیان اینکه جمنا بخشی از اصولگرایان را پوشش میدهد و نه همه این طیف را، گفت: نظر عدهای از اصولگرایان با اعضای جمنا متفاوت است که شخص خود من هم همینگونه هستم. دلیل نمیشود که اعضای جمنا بخواهند خودشان را تصمیمگیر و محور اصلی بدانند. کریمی اصفهانی نیز مانند حبیبی در میان صحبتهایش از تعامل و گفتوگو با اصلاحطلبان میگوید: ما قبلا هم
دیدهایم که در بین اصلاحطلبان و اصولگرایان دو جریان وجود داشته است که تندرو و یک گروه هم معتدل بودهاند. اما دلیل ندارد که اگر ما در بعضی مسائل با یکدیگر اختلاف داریم مشترکاتمان را کنار بگذاریم. اگر ما روی مشترکاتمان که اعتقاد به نظام و اسلام و ولایت است تاکید کنیم و تندرویهای هر دو جناح را کنار بگذاریم شاید میتوانستیم به توفیقات بیشتری برسیم و جلوتر از چیزی بودیم که الان هستیم. اینکه اصلاحطلبان، اصولگرایان را مرتجع بدانند و اصولگرایان تند اصلاحطلبان را بیدین بدانند، باعث عقب ماندگی احزاب و دو جناح ما در گذشته بوده است.
اگر این دست سخنان از سوی اصولگرایان میانه رو یا سنتی تداوم یابد و منجر به یک گام عملی شود شاید بتوان گفت که این آمادگی در میان راستسنتی وجود دارد که نه تنها اجازه ندهد محوریت جناح راست بر دوش افراد غیرقابل کنترل قرار گیرد که میخواهد با رقیب نیز بر سر منافع ملی و اشتراکاتی که کم هم نیست به گفتوگو بپردازد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.