اعتیاد؛ جوان تر و زنانه تر می شود!
معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور می گوید ملاحظات فرهنگی و اجتماعی زنان در گزارش اعتیادشان است و نشان میدهد که باید درمان اختصاصی زنان را در جامعه افزایش دهیم؛ زیرا اکنون درمان در این گروه بسیار سخت است و به علت ملاحظات اجتماعی برای درمان مراجعه نمیکنند و الگوهای درمان آنها نیز محدود است.
روزنامه آفرینش نوشت: تغییر برخی نگرش هاست که همواره موجب رسیدن به ایده های نو و راهگشا می شود. اگر نپذیریم که جامعه مشکلاتی دارد، اگر آمار را نفی و انکار کنیم و یا جدی نگیریم، چگونه می توانیم به راه حلی برای از میان برداشتن مشکلات دست یابیم. اعتیاد از آن دسته مسائلی است که شیوه ی برخورد با آن تا سال ها، انکاری و حذفی بود ، اما البته با ورود کارشناسانه و روان کاوانه در این زمینه و با تلاش گسترده ی جامعه شناسان وتحلیل گران، رفته رفته جامعه و نیز مسئولا ن به این درک و دریافت مهم رسیدند که اعتیاد، پیش از آن که جرم و بزه باشد، یک بیماری و خود نتیجه ی نارسایی ها و کژی ها موجود در بستر جامعه است.
رسیدن به این دریافت که بستر بسیاری از ناهنجاری هایی که از افراد سرمی زند، خود جامعه است، تلاش ها را به سمت از میان برداشتن زمینه های اجتماعی جرم خیز، سوق داد.
اما متاسفانه ، اعتیاد از آن نوع مشکلاتی است که گرچه انگ جرم و بزه از روی آن برداشته شده، اما کمتر راهکار و برخورد مناسبی ،برای از بین بردن آن موثر بوده است و این معضل اکنون می رود که سوی و چهره ای جوانانه و زنانه به خود بگیرد. طبق آمار، کشور ما در رده ی نخستین تولید کنندگان مواد مخدر صنعتی قرار دارد و بیشتر این مواد توسط جوانان و زنان استفاده می شود.
یک نگاه ساده ی نه چندان موشکافانه، علت چنین رویکردی را روشن می کند. هر چه قشری از جامعه در محدودیت و تنگنا قرار بگیرد و بار فشارهای اجتماعی چون بیکاری، تاخیر در ازدواج، افزایش مشکلات ومنع ها و خشونت های خانوادگی بر علیه زنان، رفتارهای حذفی و انکاری در مواجهه با مشکلات جوانان و زنان و نیز برآورده نشدن قول دولت ها در رابطه با انتظاراتی که جوانان و زنان از دولت ها داشتند و ... از دوش آنان برداشته نشود، سرخوردگی و دلسردی در این قشر بیشتر می شود. یکی از چندین نوع عکس العمل فرد آسیب دیده و تحت فشار و سرخورده، پناه بردن به انواع و اقسام مسکن های مقطعی است. این که جوانان و زنان چه می خواهند که هنوز دولت ها از یرآوردن آن نیازها ناتوانند، بحثی دیگر ، در جایگاه و مجالی دیگر می طلبد؛ اما آن چه مسلم است و غیر قابل انکار، وجود این مشکل در بین افراد جامعه است. دختران و زنان؛ همسران و مادران جامعه هستند. اینان اگر چه به چشم نیایند و انکار شوند، اما ستون های تربیتی و تضمین کننده ی سلامتی خانواده در درجه ی اول و سپس کل جامعه هستند. بی توجهی به امنیت و سلامت روحی - روانی این قشر، نادیده گرفتن توان و استعداد و نیاز آن ها در
بروز و شکوفایی اجتماعی ، آنان را به کنج و گوشه هایی می راند که اتفاقات رضایت بخشی در آن ها نمی افتد، جز حس انزوا و سرخوردگی که می خواهد به نوعی خود را تسکین دهد.
ساده ترین و انسانی ترین روش در برخورد با این معضل در حال رشد « دیدن و پذیرفتن » است. دیدن جوانان و زنان به عنوان شهروندانی دارای حقوق انسانی و پذیرفتن این که واقعا مشکلاتی هست که بهتر است تا وخیم و مزمن نشده اند، به فکر درمان مناسب برای آن ها بود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.