شکاف گفتمانی و اختلال در مفاهمه!

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۳۰۴۸۸ سایت-خوان

محمدرضا زائری در خبرآنلاین نوشت: وقتی در سال ٧٦ تیزر تبلیغاتی آقای ناطق نوری با صحنه هایی از زندان اوین و اشاره به سابقه مبارزه ایشان پخش شد اما بازخورد مثبتی نداشت علامت سؤال بزرگی در ذهن من ایجاد شد.

چه شده و چه اتفاقی در حال رخ دادن است که مخاطب جدید تصویری از آقای خاتمی را با عبای شکلاتی و انگشتر فیروزه ای و لبخند می پسندد ولی برایش آن سابقه رنج و مجاهدت چندان مهم نیست؟

در آن مقطع زمانی تحولات عظیمی در حال رخ دادن بود و نسل جدید داشت به سرعت پوست می انداخت و تغییر می کرد و دگرگونی خودش را نشان می داد.

البته موضوع پیچیده تر و عمیق تر از تغییر نگرش به هنجارهای حاکم بود و هست، اما به هر حال از آن زمان تا کنون، به مرور ادبیات وزبان و معیارها و فضای ذهنی این مخاطب به طور جدی تغییر کرده اما مشکل اینجاست که بسیاری از بزرگان و مسؤولان و عالمان و مدیران جامعه نه تنها نمی توانند رویکرد و زبان و ادبیات خود را با این مخاطب سازگار کنند، بلکه -بدتر و خطرناکتر از آن- حتى تغییر و تحول مخاطب را درک نکرده اند!

به مخاطبی که هیچ مشکلی با دزد ندارد هشدار می دهند که مراقب دزدها باشد و کسی را که هیچ تعلقی به خانه خود ندارد تهدید می کنند که اگر چنین باشی و چنان کنی از خانه بیرونت می کنیم!
چیزی که اکنون باید فهمید و درک کرد این است که در چنین شرایطی نخست باید این مخاطب شما را بپسندد و بخواهد تا بعد از آن نسبت به پیام های شما واکنش مثبت نشان دهد.

در واقع اکنون محور ارزشها شمایید و علاقه مخاطب به شما تعیین کننده است که چه چیزی خوب و مثبت است و چه چیزی بد و منفی! در دورانی که مرجعیت اجتماعی به جای معلم و پیرمراد و شیخ و استاد به ستاره های سینمایی و چهره های ورزشی منتقل شده معیار ارزش و ضد ارزش سبک زندگی و شیوه رفتار و گفتار این چهره هاست و خلاصه "هر چه آن خسرو کند شیرین بود"!
مخاطب اگر شما را نپسندد ارزشهایی که به آن دعوت می کنید نخواهد پسندید و ضد ارزشهایی که از آن بد می گویید بد نخواهد دانست.
می گویید نفوذ دشمن ؟ طرف چون از شما متنفر است می گوید اشکال ندارد! می گویید وابستگی ! طرف می گوید حاضرم وابسته باشم به کوری چشم تو! حرص می خورید و می گویید اهداف بیگانه و غربزدگی ! طرف می گوید از لج تو هم که شده حاضرم و استقبال هم می کنم!

یکی از ایرادهای گفتمان دعوت به حیا و عفاف و تبلیغ حجاب و چادر همین است که چون صاحبان این دعوت بین بخشی از مخاطبان مقبولیت ندارند هرچه بیشتر از این مفاهیم سخن می گویند کمتر نتیجه می گیرند!
این فاصله ادبیات و شکاف گفتمانی نتیجه تفاوت ارزشها و هنجارهاست! به دختر جوان می گویند آیا می فهمی این طور لباس پوشیدن یعنی چه؟! و توقع دارند طرف بلرزد و بترسد و جابزند و شرم کند! زیرا گوینده و فرستنده در فضای گفتمانی خود و از حال و هوای پنجاه سال قبل صحبت می کند اما شنونده با گوشی پنجاه سال بعد و از حال و هوایی دیگر می شنود! و در واقع زبان حالش این است که اصلا من همه این کارها را کرده ام تا به همان "فلان" ها شبیه بشوم!

مخاطب این پیام ها در دنیایی که تن محور است و با ارزشهای نظام لیبرال به آزادی فردی و انسان گرایی و اصالت لذت تربیت شده و شکل گرفته و تربیت شده می شنود و از این رو چه بسا مثلا شباهت به آن "فلان" ها را چندان بد و ناپسند هم نداند!
این است که باید ابتدا کاری کنید که مخاطب شما را بپسندد و دوست داشته باشد و آن وقت اگر بگویید خیار سبز زرد است و موز زرد سیاه است خواهد پذیرفت! بگویید صبحانه به جای نان و پنیر بهتر است که برنج و مربا بخوری خواهد خورد! بگویید باید تمام زندگی ات را برای سوریه بدهی خواهد داد!

وقتی مخاطب از قیافه من حالش بد می شود و ریخت من را هم نمی تواند تحمل کند آن وقت نه تنها نقل مصاحبه من برای او مفید نیست بلکه بدتر از آن هر چه بیشتر تلویزیون من را نشان دهد و رادیو صدای من را پخش کند اثر منفی و موضع نفی مخاطب شدیدتر می شود!
چرا متوجه نیستیم؟ زبان و حال و هوای این مخاطب این نیست که من و شما به آن سخن می گوییم. فعلا یادگرفتن زبان این مخاطب جدید و سخن گفتن به زبان او طلبمان! نخست باید این زبان را فهمید و درک کرد و بالاتر و مهمتر از آن اصل این تحول و تغییر را باور داشت و به رسمیت شناخت!

https://telegram.me/morzaeri

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن