قالیباف، راننده ماشین «٤درصدساز»
شرق نوشت؛
قالیباف در اولین مناظره شش کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، جامعه را دو تکه کرد. او از ٩٦ درصد و چهاردرصدی گفت که البته غیرکارشناسیبودن آن، صدای بسیاری از کارشناسان را درآورد. طنز ماجرا آن بود که مردم هم واکنشهای مشابهی داشتند. در یکی از تصاویر منتشرشده، مردی کارخانهدار پشت ماشین خود کاغذی را چسبانده بود که میگفت: «٢٠ سال است کارخانهدارم، اما از چهاردرصد نیستم». اینکه این ٩٦ و چهار درصد از کجا آمده، هنوز معلوم نیست؛ زیرا هیچ آماری آن را تأیید نمیکند. حجتالله میرزایی، معاون امور اقتصادی وزیر کار در گفتوگو با «شرق» از بیاساسبودن این شعار میگوید و بیتناسبی این شعار با هویت آقای نابرابری. به گفته او، این شعار، تقلیدی ناشیانه از ٩٩ و یک درصد در رقابتهای آمریکاست. میرزایی میگوید، شهردار تهران سالهاست روند فقیرزدایی را در تهران در پیش گرفته و خود در عمل «موتور پرقدرت چهار درصدساز» را مدیریت کرده است؛ بنابراین تناسبی بین آنچه شعار میدهد با عملکرد ثبتشده او وجود ندارد. به گفته او: «ایشان از محلههای فقیرنشین، تصور زبالهدان شهر را دارد و به همین دلیل گروههای تهنشینشده در لایههای پایین اجتماعی را به این سمت رانده و هیچ نوع خدماتی در این محلهها به مردم ارائه نشده است». این تمام ماجرا نبود. میرزایی از هجوم بزرگ گازانبری به ساکنان فقیر محله هرندی خبر میدهد که از اساس، قالیباف را به حامیان چهاردرصدی در شهر و نه ٩٦درصدی ادعایی او، پیوند میدهد.
تقسیمبندی آقای قالیباف به چهار درصد و ٩٦ درصد مردم از کجا ناشی میشود؟
به نظر میرسد شعار ٩٦ درصد ایشان برآمده از مشاوران برندسازی تجاری و تقلید بیاساسی از شعار سندیکاهای چپ در رقابتهای آمریکاست. هیچ آماری تأیید نمیکند که شکاف ٩٦ و چهاردرصدی داریم. دو مسئله وجود دارد؛ اول اینکه این تقسیمبندیها باید مبنایی واقعی داشته باشد و از شواهدی حداقلی تبعیت کند. دوم اینکه تناسبی بین شعاردهنده یا سخنگوی چنین رویکردی با این شعار وجود داشته باشد که هیچکدام از اینها نیست. به نظر میرسد اقدام این کاندیدای ریاستجمهوری، کپیبرداری خیلی طنزآلود از شعار جنبش ٩٩درصدی والاستریت است. نه در کشور ما آن سطح از نابرابری به گواه شاخصها وجود دارد و نه آقای قالیباف تناسبی با این شعار دارد. اگرچه جامعهای هستیم که به دلایل متعددی با نرخی از نابرابری در گذشته همواره مواجه بودهایم، اما نابرابری آنقدر فاحش نیست که مبنای چنین شعاری قرار بگیرد. به گواه همه محاسبات انجامشده در سالهای اخیر بهویژه در دوره دولت یازدهم، شاخصهای نابرابری کاهش پیدا کرده است. ضمن اینکه دولت یازدهم با چند اقدام اساسی و مهم در عمل، کاهش نابرابری را در دستور کار قرار داده که مهمترین آنها کاهش تورم و ارتقای سیاستهای
حمایتی است. تورم ٤٠درصدی به منزله مالیات بزرگی است که گروههای فقیر به ثروتمندان پرداخت میکردند. اگر دولت یازدهم شعار حمایت از این گروهها را بدهد، کاملا تناسب دارد؛ چون در عمل هم دستکم دو سیاست مهم یعنی سیاستهای حمایتی مؤثر برای حمایت از گروههای پایین درآمدی را در دستور کار خود قرار داده است.
اینکه نمیتوانیم به حذف اقشار ثروتمند جامعه در زمینه دریافت یارانه اقدام کنیم هم به نبود آمارهای دقیق از اقشار مختلف برمیگردد؟
بله، همینطور است. نه آمار اقشار ثروتمند وجود دارد؛ چون بخش مهم داراییها و فعالیتهای اقتصادی گروههای ثروتمند غیرشفاف و مبهم و بخشی نیز ناقص و غیرقابل استناد است و نه آمار گروههای مستحق دریافت یارانه وجود دارد و نمیدانیم مبنای دادههای آقای قالیباف کجاست.
با نگاهی به عملکرد آقای قالیباف، پایبندی او به چنین ادعایی را میتوان رصد کرد؟
عملکرد ایشان در تهران تولید و تقویت و فربهسازی همان گروه چهاردرصدی بهشدت نابرابریساز بوده. با اقدامات ایشان در ١٢ سال گذشته تهران به شهر ضدفقیر و پرهزینه تبدیل شده؛ نتیجه آن روند فزاینده فقیرزدایی از شهر بوده و امروز گروههای فقیر در تهران نمیتوانند زندگی کنند. فقیرزدایی به جای فقرزدایی، محصول عملکرد ایشان بوده. یکی از سازوکارهای نابرابریساز و فقیرزدای آنها، تأمین مالی ٨٠درصدی شهر از طریق فروش تراکم است. شهردار تهران در عمل، موتور پرقدرت چهار درصدساز را در گذشته مدیریت کرده و از میان هشت میلیون جمعیت، نزدیک به ٢٠٠ هزار نفر سازنده با دریافت پروانه ساختوساز تأمین مالی شهر را برعهده داشته و هزینه آن را به شهروندان تحمیل کردهاند. تنها در دوره ١٣٨٧ تا ١٣٩٢ نزدیک به ١٨٠ میلیون مترمربع پروانه ساختمانی صادر شده است. در موج بزرگ تراکمفروشی، زمین و آسمان و چشمانداز و هویت شهر را به آنان فروخته و آنها را بر زندگی و جان و روان مردم مسلط کرده است.
میلیونها مترمربع فضای خالی در جایجای شهر فروخته شده و جای آن فضاهای تجاری، مسکونی یا اداری بدون استفاده باقی مانده است. علاوه بر آنکه، میلیونها مترمربع هم تراکم سیار دست همان گروه چهاردرصدی وجود دارد که خریدوفروش میکنند. تأمین مالی ٨٠درصدی از تراکمفروشی، غیر از اینکه اساسا همه مجاری تنفسی شهر را از بین برده و نظام شهرسازی بیقواره را به شهروندان تحمیل کرده، شهری بهشدت آلوده و غیرقابل زیست را به شهروندان هدیه داده است. نتیجهاش نابرابریسازی بزرگ و شکلگیری گروهی بسیار ثروتمند است. در دورهای که آقای قالیباف همفکر و همراه نزدیک آقای احمدینژاد رئیسجمهور بود، با نرخ تورمی تا ٥٠٠درصدی در حوزه مسکن، در شهر تهران این نابرابریسازی را بهسرعت افزایش داد. اگر هم این نابرابری ٤- ٩٦ حقیقت داشته باشد، ایشان در پایتخت راننده همان ماشینی بودند که گروههای چهاردرصدی را حمایت و تقویت میکرده و آنها را بر مسند حکمرانی بر شهر تهران قرار میداده است.
به فقیرزدایی در تهران اشاره کردید. حاشیهنشینی در تهران را شاهد هستیم و بارها مشاهده کردیم که شهرداری به جمعآوری حاشیهها اقدام میکرد. این اقدام شهردار تهران در تناقص با حمایت ایشان از ٩٦ درصد افراد جامعه که مدعی است برای حمایت از آنها، پا به عرصه انتخابات گذاشته، نیست؟
علاوه بر تراکمفروشی بیحدوحساب که طرحهای مصوب شهری را زیرپا گذاشته و ازجمله در منطقه ٢٢ تهران و اطراف دریاچه چیتگر مشهود است، یک اقدام نابرابریساز مهم، بهکارگیری حداکثری ماشین و فناوری سرمایهبر در خدمات عمرانی و خدمات شهری و زیباسازی و بیرونراندن کارگران از فرایند تولید خدمات و عمران شهری است. تقریبا همه خدمات و فعالیتهایی مانند رفتگری و نظافت شهر، جمعآوری زباله و خدمات عمرانی که در گذشته از سوی کارگران انجام میشد، در دوره ایشان ماشینی شد و کارگران جای خود را به ماشین دادند و درآمد هزاران کارگر به پیمانکاران صاحب سرمایه منتقل شد.
علاوه براین شهرداری تهران دو، سه محله را برای راندن گروههای فقیر به آن سمت اختصاص داده است. در واقع گروههای بینوایی که در پایینترین سطوح لایههای اجتماعی تهنشین شدهاند. از جمله در محله هرندی. عملکرد ١٢ساله ایشان در این محله نشان میدهد حتی زبالههای مردم این منطقه را جمعآوری نمیکنند و اقدامات اولیه بدیهی را که بلدیههای ١٠٠ سال پیش در شهر انجام میدادند در این محلهها انجام نمیدهند. به نظر میرسد ایشان از این محلهها تصور زبالهدان شهر را دارد و به همین دلیل گروههای تهنشین شده در لایههای پایین اجتماعی را به این سمت رانده و هیچ نوع خدماتی در این محلهها به مردم ارائه نمیدهد. در سال گذشته در اقدامی نمایشی به جای اینکه سیاست فعال خدماترسانی اجتماعی را اعمال کند با حمایت و همکاری بعضی نهادهای دیگر، هجوم بزرگ گازانبری را به ساکنان فقیر آن محله انجام داد و بخش بزرگی از آنها را مورد ضربوشتم قرار داد و محل سکونتشان را تخریب کرد. البته بخشی از آنها معتادان پارکخوابی بودند که در محله زندگی میکردند؛ اما به هر حال شهروندانی بودند که در این شهر زندگی میکردند و با سیاستهای ایشان به آن محله رانده شده
بودند. در عوض با سیاستهای شهرداری که ایشان پیگیری کرده، بالاترین سطح خدمت را با گرانکردن ارزش داراییهای گروههای ثروتمند در مناطق خاص بهویژه در بالای نوار ١٤٠٠ شهر تهران، به گروههای ثروتمند کرده است. الگوی فعالیتهای عمرانی او هم همین را تأیید میکند. یعنی در فعالیتهای عمرانی هم انتخابهای ایشان، انتخاب گروههای خاص و صاحب ثروت بهجای منافع همه شهروندان است. بهطور مثال، پروژه پرهزینه و گرانقیمت صدر یکی از آنهاست که بهجای تمرکز بر توسعه خطوط مترو که همه شهروندان میتوانستند از آن استفاده کنند، در مناطق خاص اقدام به ساخت این پل شده و فعالیتهای نمایشیای انجام داده است، که هم گروهها و ساکنان خاصی از آن بهرهمند میشوند و هم پیمانکارانی که کاملا متعلق به همان طبقه چهار درصدی هستند به طور غیرمستقیم از آن منتفع شدند.
شکاف طبقاتی در دولت قبل، موجب نفرت از طبقه ثروتمند بین مردم شد. به نظر میرسد آقای قالیباف روی همان نفرت ایجاد شده کار میکند و میخواهد سوار بر آن موج بالا بیاید.
دقیقا همینطور است. یک کپیبرداری ناقص و ناشیانه و بسیار خندهدار است. اما اگر رئیس دولت قبلی ژست و رفتارها و پوشش و گویشی فریبنده و متناسب با چنین شعاری داشت؛ ایشان هیچ ویژگی مثبت و مؤثری که مورد پسند واقع شود هم ندارد. در واقع تلاشی بسیار ناکام است. دولت قبلی هم با شعار حمایت از گروههای کمدرآمد و تأمین مسکن برای گروههای فقیر، غیر از اینکه پروژه مسکن مهر را برای تأمین منافع مشاوران و سازندگان رقم بزند و گروههای فقیر بهرهای از آن نبرند، تورمی ٥٠٠درصدی را در شهرهای بزرگ مثل تهران با همکاری و مشارکت فعال شهردارانی مانند آقای قالیباف رقم زدند که نتیجهاش این شد که دهکهای درآمدی پایین، یعنی گروههای کمدرآمد انتظارشان برای خانهدارشدن تا دو برابر افزایش پیدا کرد. بهطور مثال مطالعات طرح جامع نشان میدهد دوره انتظار برای خانهدار شدن دهک اول از ٥٩ سال در سال ٨٤ به ١٢٠ سال در سال ٩٢ افزایش پیدا کرده است. یعنی بهگوربردن آرزوی خانهدارشدن برای دهکهای پایین درآمدی. در عین حال که شعارهای مردمفریب و این اغواگری که ما برای گروههای کمدرآمد تلاش میکنیم هم وجود داشت. این اتفاق بسیار تلخ، دو بال داشت؛ یکی دولت
بود و یکی شهرداری و هر دو با هم این سرنوشت را برای کشور رقم زدند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.