اگر احمدی‎نژاد نامزد بود،قالیباف چه شعاری می‌داد؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۰۱۷۷۹ سایت-خوان

 اعتماد نوشت: تشابه رفتار سیاسی نامزدهای اصولگرا بسیار عجیب است.

اگر خوب نظر کنیم برای این مشابهت می‌توان ریشه یکسانی را پیدا کرد. نخستین نمونه مصرف منابع تاریخی به جای تولید سرمایه‌های سیاسی جدید است. در سال‌های پیش با به میان آوردن امام زمان(ع) تمام کوشش خود را معطوف به بهره‌برداری سیاسی از این منبع فرهنگی و دینی به نفع یک نامزد کردند. نتیجه این شد که جریان منتسب به آن نامزد و بهره‌بردار از آن منابع دینی، امروز جزو طردشدگان همان جناح است. در ادامه به حضرت مهدی(عج) کفایت نکردند، مرحوم شهید رجایی را پیش کشیدند و بی‌خیال از همه‌چیز و اینکه هیچ تشابه رفتاری و اخلاقی و حتی تاریخی با آن مرحوم نداشتند، این سرمایه را نیز وارد میدان کردند. بعد که در مصدر کار قرار گرفتند، دنبال مصرف منابع طبیعی رفتند و با تمام توان و البته به شکل ساده‌لوحانه‌ای، نفت را استخراج کردند و خوردند و بردند و کمی را هم توزیع کردند. هنگامی که از قدرت کنار رفتند، دریغ از اینکه یک چیز ارزشمند در اقتصاد به این کشور اضافه کرده باشند، تا بلکه نام نیکی از خود به جای بگذارند. آنان از منابع دینی، منابع تاریخی و منابع سیاسی و منابع طبیعی و حتی منابع اقتصادی و پولی (بانک‌ها) تا توانستند استخراج و استفاده کردند و گمان می‌کردند که این منابع بی‌نهایت است. به همین دلیل ایده دادن زمین برای احداث باغ و ساختن ویلاباغ را دادند بدون اینکه فکر آب را کرده باشند!
اکنون همان اتفاق در حال رخ دادن است. به جای امام زمان (عج)، امام رضا (ع)را قرار داده‌اند.

به جای مرحوم رجایی، مرحوم بهشتی آمده است ولی در زمینه اقتصاد، چیزی را ندارند تا جایگزین استخراج از منابع طبیعی و نفت کنند؛ لذا به تکرار همان شعارها پرداخته‌اند. جالب اینکه در مدیریت شهری نیز از طریق فروش منابع شهری یعنی تراکم، درآمد کسب می‌کردند و هیچگاه از سوی آنان گرایشی ملموس در جهت تولید و تامین مالی از منابع پایدار دیده نمی‌شود. بنابراین اگر از مردم بپرسیم که تصورشان از دو نامزد اصلی اصولگرا چیست چیزی جز توزیع پول و دستگیری افراد نیازمند، به ذهن آنان خطور نمی‌کند یا نقش نمی‌بندد.
پرسشی که می‌توان طرح کرد این است که آنان چرا چنین رفتاری دارند؟ در پاسخ ‌باید به ضعف و ناتوانی نامزدهای آنان و از این نیز مهم‌تر ناتوانی آنها در ارایه برنامه‌های ایجابی و سازنده دانست. در واقع آنها می‌دانند که چک آنها فاقد اعتبار کافی است، لذا سعی می‌کنند که یک نفر فرد معتمد پشت آن را امضا کند. طبیعی است که این امضا نیز صوری است. اگر یک نفر از خودش اعتبار و وجهه داشته باشد، نیازی ندارد پشت دیگران پنهان شود. مرحوم بهشتی و رجایی وقتی شهید شدند ٥٢ و ٤٨ سال سن داشتند و شخصیت اصلی آنها حداقل از ٤٠ سالگی شکل گرفته بود، خوب چرا یک نامزد ٥٥ و ٦٠ ساله نباید از خودش اعتبار کافی ارایه کند تا مردم به او رأی دهند؟ کدام نامزد اصلاح‌طلب تاکنون کوشیده که خود را در پناه دیگری معرفی کند؟!
این ضعف فردی را حتی در مستمسک قرار دادن مقدسات نیز می‌بینیم. چرا برخی افراد باید این موارد را مستمسک خود قرار دهند؟ چون خود را به صورت مستقل و ذاتی قابل دفاع یا معرفی نمی‌دانند. مثل کسانی که برای مواجهه با ادارات، دنبال پارتی می‌گردند تا کسی آنان را معرفی کند، بلکه کارش راه بیفتد. پارتی‌بازی حداقل واجد یکی از این دو معنی زیر است. یا درخواست فرد غیرقانونی و فراقانونی است یا آنکه اداره مذکور فاسد است و کار عادی مردم را انجام نمی‌دهد. شاید هم هر دو حالت باشد. بنابراین اینگونه پارتی‌بازی‌ها در سیاست نیز کمابیش واجد چنین معناهایی است و فضای کلی انتخابات را خراب می‌کند.

نامزدهایی که اعتماد به نفس دارند، ضمن احترام به سرمایه‌های دینی و تاریخی کشور می‌کوشند خود را مستقل معرفی کنند و خود را با بسته‌بندی‌های نادرست معرفی نمی‌کنند. جالب اینکه سوءاستفاده‌کنندگان از مقدسات، پس از رسیدن به هدف خود، منابع مذکور را که کارکردش را از دست بدهند به فراموشی می‌سپارند. همچنان که الگوی مرحوم رجایی فقط برای رای‌آوری و تثبیت وضع بود و به سرعت فراموش شد.
بدترین بخش رفتار این نامزدها چشم دوختن به منابع محدود طبیعی است. منابعی که فشار زیادی را تحمل می‌کند و به دلیل مصرف بی‌رویه آن، جای چندانی برای بهبودی وضع اقتصاد کشور باقی نگذاشته است. ظاهرا این‌طور به نظر می‌رسد که نامزدهای اصولگرا می‌خواستند احمدی‌نژاد رد صلاحیت شود تا بتوانند شعارهای خاص سیاست‌های او را مصادره کنند، بلکه شانسی در انتخابات داشته باشند. پرسشی که می‌توان طرح کرد این است که اگر احمدی‌نژاد بود، این دو نفر چه شعاری داشتند که بدهند؟ در یک کلام، هیچ. بنابراین به نظر نمی‌رسد که با تاریخ عاریه‌ای، سیاست عاریه‌ای و اقتصاد و شعار عاریه‌ای بتوان در انتخابات گام موثر و مفیدی برای جامعه برداشت. این تشابهات ریشه در واقعیتی مسلم دارد که این چاه از خودش آب ندارد. می‌کوشند با ریختن آب دستی آن را پر کنند، ولی شدنی نیست، هرچه آب بریزید، جذب زمین می‌شود و فرو می‌رود و چاه همچنان خشک و بی‌ثمر خواهد بود.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن