تهران، مسکو و یک سفر تاریخی
افشار سلیمانی در خبرآنلاین نوشت:
اگر پوتین بتواند با رئیس جمهوری جدید آمریکا کنار بیاید، آنگاه احتمال اینکه ایران وجه المصالحه دوکشور قرار گیرد دور از ذهن نیست.
حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران در ماههای پایانی ریاست جمهوری خود به دعوت رسمی همتای روس خود ولادیمیر پوتبن در اواخر دهه اول فروردین ماه سال جاری در رأس هیتی عالیرتبه به مسکو سفر کرد. رییس جمهور ایران را وزرای صنعت، معدن و تجارت، نفت، امور خارجه، ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس کل بانک مرکزی رئیس جمهور ایران به مسکو همراهی کردند.
مناسبات اقتصادی و تبادلات تجاری و بررسی بحران سوریه از موضوعات مهم مورد بررسی در این سفر بود، همچنین بررسی رژیم تجاری میان اتحادیه اقتصادی "یورو آسیا" و تهران از جمله یکی دیگر از محورهای دیگر مذاکرات روسیه و ایران درجریان این دیدار بود.
محتوی سفر و اسناد امضا شده در جریان این دیدار
در جریان این سفر، وی علاوه با دیدار و مذاکره پیرامون مسایل مبرم دوجانبه، منطقه ای و بین المللی با همتای خود با دیمیتری مدودف نخست وزیر و رییس شورای فدراسیون روسیه نیز دیدار و پیرامون موضوعات مورد علاقه فیمابین گفتگو و تبادل نظر نمودند و در پایان سفر علاوه برامضای ۱۵ سند در زمینه های مختلف از جمله کنسولی، گردشگری، اقتصادی، ارتباطات، حقوقی و قضایی، انرژی و ورزش، توسط وزرا و مسئولان ذیربط دوکشور به امضا رسید. دو رییس جمهور همچنین در کنفرانس مطبوعاتی مشترک شرکت کردند و در مورد دستاوردهای این سفر و مواضع دو کشور در زمینه های مختلف موردعلافه سخن گفتند. همچنین در جریان این سفر رئیس جمهوری ایران در دانشگاه دولتی مسکو پس از دریافت دکترای افتخاری در باره مسائل منطقهای و بینالمللی سخنرانی کرد.
یکی از اسناد امضا شده توسط روحانی و پوتین سند پایهای است که با هدف تببین اصول کلی روابط و توسعه مناسبات دوکشور درزمیته های مختلف امضا شده است.
این سند بیانیه مشترک "پیش به سوی همکاریهای جامع راهبردی" نام گرفته است و اجرای پروژه واحدهای دوم و سوم نیروگاه بوشهر و استفاده از ارزهای ملی دو کشور ، تاکید بر حمایت روسیه و ایران از یکپارچگی خاک سوریه، حاکمیت و استقلال این کشور و ضرورت حل بحران سوریه صرفا از طرق سیاسی و دیپلماتیک و اعلام اینکه در نتیجه تلاشهای ترکیه، روسیه و ایران در سوریه آتشبس برقرار شد و مذاکرات آستانه آغاز شد و این همکاری جهت به موفقیت رسیدن مذاکرات ژنو گام مهمی محسوب می شود از محورهای این بیانیه محسوب میشوند،همچنین طی موافقتنامه ای که میان دو کشور به امضا رسید، روادید گروهی گردشگری درقالب گروههای ۵ تا ۵۰ نفره به طور متقابل لغو شد.
مواضع روحانی در جریان این سفر
حسن روحانی در آستانه سفرش به مسکو گفت که روسیه در اجرای برجام و فرستادن آب سنگین و کیک زرد به ایران کمک کرده و نظرات ایران و روسیه درباره ثبات در منطقه نیز مشابه است .وی در این نشست مطبوعاتی مشترک باپوتین نیز تاکید کرد "تصمیمهایی که در ماههای اخیر و امروز گرفته شد، نشان میدهد روابط دو کشور در عرصههای اقتصادی، علمی و بازرگانی در مسیر مشارکت راهبردی پیش میرود. روحانی همچنین با بیان این که روابط اقتصادی و تجاری دو کشور توسعه یافته، اظهار داشت: سطح روابط دو کشور از سطح روابط عادی به روابطی مبتنی بر پروژههای بزرگ و بلندمدت رسیده و برای تنظیم راهبرد بلندمدت روابط، تصمیمات دقیقی اتخاذ کردهایم.وی با بیان این که با پوتین مسایل صلح منطقهای و امنیت را مورد بررسی قرار دادهاند، گفت: مبارزه با تروریسم تا نابودی کامل این تهدید ادامه خواهد داشت."
مواضع پوتین در جریان این دیدار
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه نیز در کنفرانس مشترک رسانهای با حسن روحانی، در کاخ کرملین، اعلام کرد:" دولت روسیه برای تامین منابع مالی پروژههای برقی کردن خطوط راه آهن ایران و احداث نیروگاه حرارتی در سواحل این کشور در خلیج فارس، وام دولتی به مبلغ ۲.۲ میلیارد یورو اختصاص داده است.
وی همچنین با یادآوری افزایش ۷۰ درصدی در حجم تجارت متقابل میان روسیه و ایران، به رغم مشکلات منطقهای و جهانی در سال گذشته، مراتب اشتیاق دو کشور مبنی بر تشکیل یک منطقه آزاد تجاری میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا را خاطر نشان کرد. پوتین با بیان این که طی دیدار با همتای ایرانی خود، تصمیم بر تقویت گفتگوهای سیاسی و روابط بین دو کشور به ویژه در عرصه اقتصادی گرفته اند، اضافه کرد که موضوع فروش بالگرد و هواپیمای مسافربری میانبرد از روسیه به ایران را نیز مورد بحث و بررسی قرار داده اند. وی در رابطه با بحران سوریه نیز اظهار داشت که حضور ترکیه، ایران و روسیه در مذاکرات آستانه با موضوع سوریه به عنوان کشورهای ضامن، تاثیر بسیار مثبتی بر روند مذاکرات ژنو و حل سیاسی این بحران خواهد داشت."
روحانی در چه شرایطی به روسیه رفت؟
روحانی در شرایطی به مسکو سفر کرد که از ابتدای ریاست جمهوری دونالد ترامپ شاهد مواضع خصمانه وی و دولتمردانش علیه ایران هستیم و روابط ایران با اروپا دردوره پسابرجام از بهبود نسبی برخوردارشده است اما روابط با عربستان ، امارات و بحرین با تنش های نسبتا زیادی روبرو ست ،اما در دوره ریاست جمهوری او مناسبات ایران و روسیه دربرخی زمینه ها توسعه یافته است؛ از جمله اینکه گفته میشود اولین مجموعه سامانه دفاعی اس ۳۰۰ بعد از ۱۰ سال بالاخره در سال ۲۰۱۶ به ایران تحویل داده شد.
ایران نیز پایگاه هوایی نوژه را در اختیار روسیه قرارداد.
از سوی دیگر رییس جمهور ایران درحالی دومین سفر رسمی دوجانبه ای را به روسیه انجام داده است که تاکنون هیچ نخست وزیر یا رئیس جمهوری از روسیه بهرغم دعوت از آنها تاکنون به تنهایی و در چارچوب مناسبات دوجانبه به ایران سفر نکردهاند. سفر پوتین به ایران فقط برای شرکت در نشستهای چندجانبه بوده است و در قاموس مناسبات دیپلماتیک به این موضوع توجه میشود که این مسئله ایراد پروتکلی و سیاسی دارد و رفتار روسیه را قابل تامل میکتد.
همجنین روابط ایران و روسیه حتی از منظر "استراتژیک" هم مقطعی و مرحله ای است و همکاریها صرفا حول محورهای خاصی صورت میگیرد؛ بطوریکه در مقطع خاصی ایران و روسیه منافعشان تلاقی کرده و حول محور سوریه در کنار هم قرار گرفتهاند. ولی اگر تصور شود که روسیه مثلا در رابطه با اسرائیل کنار ایران قرار خواهد گرفت تصوری واهی است.
روسیه در نهایت اگر منافعش ایجاب بکند بیشتر در کنار آمریکا و اسرائیل قرار خواهد گرفت تا کنار ایران و این لحظه مناسبی برای ایران نخواهد بود. بنابراین ایران برای حفظ منافع ملی خود نباید تخم مرغهای خودش را فقط در سبد روسیه بگذارد چراکه روسیه همواره از کارت ایران برای گرفتن امتیاز از غرب و آمریکا استفاده کرده است و به دلیل عدم توازن در سیاست خارجی خود موفق به استفاده از کارت روسیه در سیاست خارجی نشده است.
رأی نوبتی روسیه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل، تنها گذاشتن ایران در روند مذاکرات تعیین رژیم حقوقی دریای خزر به رغم وعده های اولیه، عدم تمایل به مشارکت ایران در روند همکاریهای منطقه ای درقفقاز جنوبی و آسیای میانه، عدم اجرای قراردادهای مربوط به همکاریهای هسته ای و نظامی یا فرسایشی نمودن وعده های داده شده به ایران از جمله رویکرد ابزاری روسیه به ایران بوده است.
نباید فراموش کرد که روسیه نیروگاه اتمی بوشهر را بعد از یک دهه تحویل ایران داد و هنوز هم ایران وابستگیهای زیادی در این رابطه به روسیه دارد و هر آن ممکن است خللی ایجاد بکند. روسیه تسلیحات تهاجمی، جنگندههای سوخوی ۳۵ و یا میگهای مدرن به ایران نداده است و در پشتیبانی از اقلام فروخته شده به ایران همواره شاهد سستی و خلف وعده این کشور بوده ایم.
روسیه در گذشته در تصویب قطعنامهها علیه ایران شرکت کرده و قراردادهایی را هم فسخ کرده است. مجموعه این عوامل و رفتارهای روسیه نشان میدهد که روابط ایران و روسیه در سطوح اتحاد یا شراکت استراتژیک نیست و صرفا نوعی همکاری مقطعی و موردی راهبردی میان دوکشور را که احتمال ناپایداری نیز وجوددارد شاهد هستیم.
سوریه محور همکاری استراتژیک ایران و روسیه و کارتهای طرفین
اگر توجه داشته باشیم که سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به روسیه در شرایطی انجام شد که ظاهرا دو کشور عمدتا در موضوع سوریه نزدیکیها، هماهنگیها و دیدگاههای مشترک بیشتری پیدا کردهاند به طوریکه ایران در راستای همین همکاریها پایگاه هوایی نوژه همدان را به منظور ضربه زدن به داعش و مخالفان مسلح بشار اسد در اختیار جنگنده های روسیه گذاشت باید به این مهم نیز امعان نظرداشته باسیم که موضوع سوریه تحت سرایط دیگری می تواند عامل اختلاف و دورشدن دوکشور از یکدیگر شود. هر دو کشور، هم به لحاظ «منافع» ژئوپلتیک و هم برای تفوق در نبرد نیابتیای که میان قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه در جریان است بقای رژیم اسد را امری استراتژیک یافتهاند و با امکانات نظامی خود در عرصههای گوناگون به کمک آن رفتهاند اما ابن نگرانی وجود دارد که روسیه در پی معامله باامریکا راه خودرا از ایران جدا کند.
از آنجا که روسیه زمانی وارد سوریه شد که روابطش با اروپا و آمریکا به دلیل دخالت در ناآرامیهای اوکراین و اشغال کریمه به شدت بحرانی و با تحریمهای سنگین غرب مواجه بود و کماکان این تحریمها ادامه دارد. حال اگر پوتین بتواند با رئیس جمهوری جدید آمریکا کنار بیاید، آنگاه احتمال اینکه ایران وجه المصالحه دو کشور قرار گیرد دور از ذهن نیست. حتی اگر لازم باشد اسد نیز قربانی بهبود رابطه مسکو و واشنگتن خواهد شد که البته این بستگی به رویکرد ترامپ به اسد دارد که با موضع دولت اوباما متفاوت و به نفع اسد است که باتوجه به مواضع ترامپ نسبت به ایران وروسبه احتمال تضعیف موقعیت ایران درسوریه توسط روسیه بیشتر می شود.
ایران به خصوص نفوذ و حضور در سوریه را مولفه مهمی از «عمق استراتژیک» خود تلقی میکند. این عمق استراتژیک البته بیشتر جنبه امنیتی و سلبی داشته و کمتر در خدمت بسط امکانات و نفوذ پایدار ایران از جمله در عرصههای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در منطقه بوده است.
به عبارت دیگر حضور در سوریه برای ایران عمدتا در خدمت آنچه جمهوری اسلامی «تقویت مقاومت» و «مقابله با رژیم صهیونیستی» مینامد و سرپلی برای کمک به حزبالله لبنان برای همین هدف ارزیابی شده است.
در عین حال، بقای رژیم اسد و قدرتنگرفتن نیروهای سنی نزدیک به کشورهای رقیب ایران در سوریه نفسخوری برای دولت عراق نیز به شمار میآید.
به عبارتی افتادن سوریه به دست نیروهای نزدیک به کشورهای رقیب ایران در منطقه، اعم از ترکیه یا کشورهای عربی، فشار بر شاکله سیاسی عراق که شیعیان در آن دست بالا دارند را تشدید خواهد کرد و تبعا حضور و نفوذ ایران در معادلات سیاسی این کشور را با چالش روبرو خواهد شد.
برای ایران حضور قوی در سوریه امکانی برای دسترسی به سواحل مدیترانه و دسترسی آسانتر به کشورهای اروپایی از جمله برای صدور احتمالی گاز هم هست، امری که مولفههایی از رقابت با برخی کشورها مانند قطر را هم در صحنه سوریه به دنبال داشته است.
جمهوری اسلامی ایران در عرصه اقتصادی سوریه حضور چندانی نداشته است. این امر، ورای ضعف اقتصاد ایران و ضعف در برخورداری از کالا و صنایع و خدمات رقابتی برای عرضه، به تمرکز بر مسائل ژئوپلتیک، دشمنی با اسرائیل و رقابت با کشورهای عرب منطقه برمیگردد که عمدتا در شکل حضور نظامی و امنیتی سنگین در سوریه و هزینههای سنگین برای این امر خود را نشان داده است.
هرچند ایران اخیرا کوشیده است پاداش حضور نظامی خود در سوریه و منابع معتنابهی که در این راه هزینه کرده را قسما در زمینههای اقتصادی هم نقد کند، بطوریکه در دیماه سال گذشته در جریان سفر عماد خمیس، نخستوزیر سوریه به تهران ۵ سند همکاری میان تهران و دمشق امضا شد که بر واگذاری پنج هزار هکتار از اراضی کشاورزی سوریه، واگذاری معدن فسفات الشرقیه، واگذاری هزار هکتار زمین برای احداث مخازن و پایانههای نفت و گاز، واگذاری پروانه اپراتور تلفن همراه و واگذاری طرح گاوداری و اراضی اطراف آن به ایران مبتنی است. گفته میشود که در صورت تحقق این پروژهها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش محوری را در آنها خواهد داشت. همچنین بحثهایی در باره واگذاری یک بندر سوری در ساحل مدیترانه به ایران هم در جریان بوده است.
در مجموع اما وجه عمده حضور ایران در سوریه (و نیز در عراق) همچنان امنیتی و نظامی است و مقابله با اسرائیل و جنگ نیابتی با رقبا، (و نه جنبههای اثباتی مانند بسط نفوذ اقتصادی و فرهنگی ایران،) به هدف اول آن بدل شده است. هم این رویکرد ایران و هم تبلیغات کشورهای رقیب وجهی از درگیریهای فرقهای و مناقشه شیعه و سنی به تلاشها و برآمدهای ایران در منطقه داده و عملا به نزدیکی کمسابقه اسرائیل و کشورهای عرب منطقه در مقابله با ایران راه برده است.لذا این رویکرد ایران سبب شده که در صحنه سوریه ایران تمام امکانات خود را در خدمت حفظ انحصاری رژیم اسد در قدرت بگذارد و هر تغییری در ساختار این رژیم را به ضرر خود ببیند.
این در حالیست که نفوذ و حضور روسیه در سوریه کمتر جنبههای سلبی و فرقهای دارد و مسکو عملا دست خود را در بازی با کارتهای مختلف باز گذاشته است. برای مسکو هم، البته حفظ نفوذ و پایگاههای خود در حوزه مدیترانه از اهمیتی استراتژیک برخوردار است. اما این حضور دست کم در ارتباط با کشورهای منطقه سلبی نیست و کمتر جنبه فرقهای به خود گرفته است.
در همین چارچوب است که روسیه در عرصه سوریه با اسرائیل هم که ایران آن را دشمن خود ارزیابی میکند مشغول هماهنگی و همکاری است. بر همین مبنا، روسیه به رغم استقرار سیستمهای دفاع ضدهوایی پیشرفته در خاک سوریه با ارتش اسرائیل هم هماهنگیهایی دارد و حتی به حمله هواپیماهای اسرائیلی به نیروها و امکانات نظامی حزبالله در خاک این کشور هم واکنش نشان نمی دهد، شاید اگر در هفته گذشته خود اسرائیلیها حمله به حزبالله در خاک سوریه را تایید نمیکردند، باز هم روسیه مثل گذشته واکنشی نشان نمیداد و نیازی به اقدام نمادین فراخوان سفیر اسرائیل در مسکو نمیدید.
همچنین در حالی که روسیه با امریکا روایط رسمی و گفتگوهای پیوسته ای پیرامون مسایل جهانی وسوریه دارد، ایران با امریکا هبچ رابطه رسمی ندارد و در موضوع سوریه هم هبچ گفتگوی دوجانبه ای ندارد و مواضع ترامپ ودولتش و کنگره امریکا برعلیه ایران تشدید شده است.
روسیه با ترکیه نیز که منافع متضادی در قیاس با ایران در سوریه دارد نیز مشغول همکاری در این کشور است و آتشبس و پیشبرد مذاکرات صلح در آستانه یا ژنو را به گونهای فشرده با این کشور پیش میبرد، به گونهای که ایران بعضا نتوانسته است نارضایتی و نگرانی خود از برخی از این هماهنگیها و تعاملات را پنهان کند.
روسیه با کشورهای عرب منطقه هم که درگیر جنگ نیابتی علیه ایران در سوریه هستند هم روابطی عادی و گفتوگوهای دیپلماتیک متعددی دارد و بالتبع کانالهای تماسش با گروههای مخالف هم برقرار است. روسیه به همان میزان که از ایران حمایت کرده، در پی گسترش مناسبات با عربستان سعودی و ترکیه هم هست. الکسی فرولکین، معاون مدیر کمیسیون همکاری فنی - نظامی این کشور در نمایشگاه بینالمللی تسلیحات نظامی در ابوظبی از مذاکره با عربستان سعودی برای فروش سلاح و تجهیزات نظامی گفته است.
عربستان در صدد خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ از روسیه است و مسکو از بهار سال گذشته در حال بررسی آن. وی در این نمایشگاه همچنین گفته است که با توجه به تحریمهایی که سازمان ملل علیه ایران وضع کرده است، این کشور سلاح تهاجمی به ایران نخواهد فروخت. از این رو پیشرفت احتمالی مذاکرات صلح که به تغییراتی احتمالی در شاکله سیاسی سوریه یا محدودشدن انحصار قدرت رژیم اسد بینجامد هم لزوما به معنای ضرر و زیان برای حضور روسیه در سوریه نخواهد بود.
مجموعه این عوامل نشانگر ابن است روسبه در سیاست خارجی کارتهای بیشتری نسبت به ایران در اختیاردارد و همین میتواند در آینده به زیان ابران تمام شود. بویژه آنکه در هفتههای اخیر رهبران اسرائیل و ترکیه در سفرهای خود به روسیه به طور آشکار این پیام را به کرملین رساندهاند که با دسترسی به صلح و ادامه حکومت اسد در سوریه آماده همکاری و هماهنگی هستند، به شرط آن که روسیه کمک کند تا حضور و نفوذ ایران و حزبالله در سوریه محدود شود. دولت ترامپ هم مواضعی تقریبا مشابه دارد و چه بسا که این دولت با توجه به مواضع سرسختانهاش علیه جمهوری اسلامی، نزدیکی بیشتر میان واشینگتن و مسکو را بیش از پیش به شناورشدن نسبی مناسبات مسکو و تهران پیوند بزند.
البته این که روسیه متاثر از این پیامها و به سرعت، در چارچوب منافع خود تفاوتهای استراتژی خود با ایران در سوریه را تشدید کند و به شکلگیری معادلاتی کمک کند که حتی به محو انحصار حکومت در دست رژیم اسد منجر شود، در حال حاضر شاید زیاد محتمل نباشد.
در میانمدت اما این چرخش، بعید بنظر نمیرسد به ویژه که مسکو بنا بر تجربه میداند که مواضع ضدغربی رهبری جمهوری اسلامی و مشکلات و چالشهای آن در عرصه بینالمللی و منطقهای همچنان این حکومت را به داشتن مناسباتی نسبتا خوب با مسکو ناگزیر میکند. لذا اگر کرملین اینجا و آنجا هم اقدامی خلاف منافع و مواضع جمهوری اسلامی انجام دهد، محدودیت امکانات و تعاملات بینالمللی حکومت جمهوری اسلامی و نیاز به حفظ مناسبات با روسیه باعث خواهد شد که واکنش چندانی نشان ندهد، چنان که نه همراهی روسیه با تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در ماجرای پرونده هستهای خللی در دوستی تهران با مسکو بهوجود آورد، نه تعلل در تکمیل نیروگاه بوشهر و نه تعلل چند ساله و عامدانه در تحویل سیستم دفاع ضدموشکی اس ۳۰۰و نه سایر خلف وعده های روسیه درقبال ایران که به برخی از آنها پیشتر اشاره شد.
کلام آخر
دیدار روحانی - پوتین هشتمین دیدار ظرف سه سال ونیم اخیر بود اما اولین سفر دوجاتبه ای روحانی به روسبه و دومین دیداردوجانبه ای رییس جمهور اسلامی ایران از این کشور در طول تاسیس جمهوری اسلامی ایران بود، نخستین دبدار رییس جمهوری اسلامی ایران در اسفند ماه سال ۱۳۷۹ توسط سید محمدخاتمی رییس جمهور وقت ایران به دعوت ولادیمیر پوتین صورت گرفته بود .سلف روحانی جهت شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای به مسکو سفر کرده بود.
هفت دیدار روحانی باپوتین پیش از این نخستین دیداررسمی دوجانبه اش با همتای روسی درحاشیه نشستهای چتدجانبه انجام شده بود.
مجموعه رفتارهای پیشین مسکو در قبال تهران که درمتن یادداشت حاضر به آنها پرداخته شد نشان میدهد که سفر اخیر حسن روحانی به روسیه و تاکیدات او بر منافع و مواضع مشترک میان تهران و مسکو و حتی توافق بر سر همکاری و هماهنگی بیشتر در عرصههای مختلف مانعی در برابر چرخش احتمالی کرملین در معادلات منطقهای و بینالمللی به ضرر ایران بهوجود آورد هم، کمتر میتواند مسلم تلقی شود.
لذا کماکان این نگرانی وجوددارد که استفاده روسیه از پایگاه هوایی نوژه یا سایر پایگاهها در آینده که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و بویژه اصول۱۴۶و ۱۷۶آن است و حرکت ایران در سایه تحرکات روسیه در سوریه به ابزاری برای تامین منافع روسیه تبدبل شود.از همین رهگذر دستگاه دیپلماسی کشور باید با رصد دقیق همه تحولات و افزودن بر کارتهای بازی خود و اخذ تضمینهای لازم از روسیه در راستای تامین منافع ایران در دریای خزر، دریافت تسلیحات تهاجمی و ضد موشکی و تقویت حضور ایران در مناطق قفقاز و آسیای مرکزی و مشارکت مستقیم ایران در روند حل بحرانهای موجود دراین مناطق و عضویت دایم ایران سازمان همکاری شانگهای و افزایش صادرات غیرنفتی ایران به روسیه که همواره دارای ترازمنفی در تجارت با این کشور بوده و امثال آنها از تکرار پیش آمدن شرایط رفیق نیمه راه بودن کرملین جلوگیری کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.