شعر و شور و عطر یاس

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۸۶۹۲۷ سایت-خوان

در اوایل بهار، به روال معمول، سفری به قم داشتیم که توفیق دیدار با گروهی از بزرگان و بهره‌گیری از محضر ‏آنان دست داد.‏

احمد مسجدجامعی در خبرآنلاین نوشت: آن روز لطافت هوای بهاری، سرزمین خشک قم را میهمان بارانی تند و فراوان ساخته بود. هر چند روز ‏جمعه بود و درس و بحث و دیدارها تعطیل؛ اما بزرگواران با محبت و صمیمیت ما را در خانه خود مهمان ‏کردند؛ زیرا غافله ما از شعر و ادب و فرهنگ بود و عطری از محبت و دوستی خاندان اهل بیت (س) را می‏پراکند.‏

در این دیدارها پس از مقدمه‌ای کوتاه جمع حاضر را که همگی از اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه بودند ‏معرفی کردم.‏

در این دیدارها اصحاب اندیشه و هنر و رسانه به حضور حضرات آیات وحیدخراسانی و صافی‌گلپایگانی ‏رسیدند و پس از مقدمه‌ای کوتاه جمع حاضر را معرفی کردم، سپس حجت الاسلام محمد عبدالهیان درباره ‏ترویج قرائت سوره «یس» و اهدای ثواب آن به حضرت زهرا سخنی گفتند و آقایان ساعد باقری، سهیل ‏محمودی و افشین اعلا اشعاری را در باره زهرای مرضیه (س) خواندند.‏
‏ ‏
بیان آیت‌اله وحید خراسانی درباره حضرت زهرا (س)‏
نخستین دیدار با آیت‌اله وحیدخراسانی بود. ایشان با تشویق سخنان و شعر خوانی حاضران گفتند که توفیقی ‏عظیم نصیب شما شده است و با اشاره به صلوات مخصوص حضرت زهرا (س) ادامه دادند: «از خصوصیات ‏ارتباط با حضرت زهرا (س) این است که در کانون فیض و معرفت قرار دارد و هر کسی که با مرکز دایره در در ‏ارتباط است با همه دایره در ارتباط است و ما هنوز درک نکرده‌ایم».‏

توضیح مفهوم مرکز در این گفتار، روشنگری‌ها و نکات بسیار ظریفی دارد. ایشان پنج تن آل عبا را به دو، ‏دو گانه تقسیم کردند و جایگاه حضرت زهرا (س) را در مرکز دانستند به این شرح:‏

‏«آن‌چه عقل هر حکیمی را مبهوت می‌کند که اول شخص عالم و آدم پیغمبر خاتم است و دوم شخص ‏عالم و آدم وصی خاتم است؛ آن دو نفر دیگرهم به اتفاق عامه و خاصه سید تمام هم اهل بشهت هستند و ‏خدا جنت عدن را به این دو زینت داده است. این‌ها کسانی هستند که زیر کساء هستند. کساء یعنی اجتماع ‏این پنج نفر، که مورد اتفاق تمام علمای فریقین است که حتی (رسول الله در پاسخ تقاضای ام‌سلمه برای قرار ‏گرفتن در زیر کساء، فرمود: انت علی خیر، علی خیر، ولی درخواست او را اجابت نکرد). این محدوده انحصاری ‏است: انما یرید الله... وقتی معرفی میشوند، فاطمه است و پدر فاطمه که شخص اول عالم است، آن شخص ‏دوم عالم به عنوان شوهر اوست؛ فاطمه است و شوهر فاطمه، فاطمه است و دو پسر فاطمه. کسی که با این ‏مرکز دایره مربوط باشد، با همه دایره ارتباط دارد. دایره هم فقط دور این عده می‌گردد».‏

بنا به این نگاه حضرت فاطمه) تنها کسی است که با تمام آل کساء رابطه‌ای بلافصل دارد و با آن‌که پیامبر ‏گرامی بالاترینشان را دارد، رابطه او با حسنین (ع) به واسطه حضرت زهرا است. حضرت علی هم فرزندان ‏دیگری داشته است، اما بدون پیوند با حضرت زهرا، از چنان عظمت و جایگاهی برخوردار نشده‌اند.‏
شاید این مرکزیت بیان دیگری از تعبیر ام‌ابیها باشد. در این جا «ام» در معنای ریشه و گوهر گویاتر است. ‏چنان‌چه می‌گوییم ام‌القری، یعنی مکه یعنی زمینی که منشأ شکل‌گیری شهرها و مناطق دیگر شد.‏

در این دیدگاه‌ام در معنای «گوهر»، «جوهر» و «ریشه» با همان مفهوم مرکزیت قابل جمع است.‏

آیت‌اله وحید ادامه می‌دهند: «علی‌ای حال، از خصوصیات حضرت زهرا این است که باخدمت به او پیش ‏هر امامی، پیش خود شخص خاتم، دفترچه حساب مخصوص برایش صادر میشود. چون وقتی موقعیت انسان ‏این است، کسی که برایش شعر گفته یا کاری کرده، اگر پیش امام رضا (ع) برود، طور دیگر نگاهش نمیکند؟ ‏اگر برود کربلا، پیش امام حسین (ع) اگر برود پیش حضرت معصومه (س) طور دیگری نگاهش نمیکنند؟ ‏این‌ها را باید درک کرد. ما آن قدر عمرمان را بیهوده تلف کرده‌ایم که حسرتش برای فردا است. بلی، نگاه ‏آن‌ها به او این است که برای مادر ما، چنین قدمی برداشته‌اید. وقتی عمر این گونه صرف شد دیگر حسرتی ‏نیست».‏

عظمت و برکات سوره «یس»‏
سپس آیت‌اله وحید اشاره‌ای به عظمت سوره یس دارد: «مردم غافلند از این سوره یس... این سوره به قدری ‏عظمت دارد که برای هر محتضری خوانده شود برایش سکرات مرگ سبک می‌شود. (خفف الله عنه) آن وقت ‏اگر کسی یک عمر این سوره را بخواند چه می‌شود، این است که ما غافلیم از گوهرهای ناشناس، مهم این ‏است که این سورۀی خود پیغمبر است. یس اسم خود اوست، بعد از یس قسم به قرآن حکیم است که «آنک ‏لمن المرسلین». لذا این سوره قلب قرآن است. حال سوره را که خواندی، هدیه کن به حضرت زهرا (س). من ‏وقتی این سوره را بخوانم یس من است. اما وقتی هدیه به او شد، میشود یس فاطمه زهرا (س) که اکسیر ‏اعظم است». ‏


ارزش شعر دینی
از ویژگی‌های عالمان بزرگ شیعه اشراف آن‌ها به شعر و ادب است و انس آن‌ها با ادبیات عربی و فارسی که ‏در شکل‌ها و شیوه‌های مختلف گفتار و نوشتار آن‌ها و جلوه گر است. ‏

ادامه بیان آیت اله چنین است: خوب شما اهل شعر هستید. بهترین شعر از جهت علوم شعری خصوصیاتی ‏دارد. مثلاً سعدی، حافظ و سنایی هر یک در جهتی در شعر ورود دارند. مثلاً هیچ کس در وصف شب، مانند ‏منوچهری شعر نگفته است، یا نظامی در داستان‌سرایی شاخص است. و در این نوع شعر هنری به خرج داده ‏که برای اهلش معلوم است. حالا همین نظامی وقتی به پسرش توصیه می‌کند، می‌گوید: «احسن شعر اکذب ‏اوست». در شعر مپیچ و در فن او/ چون اکذب اوست احسن او) اکذب می‌شود احسن. اما همین شعر اگر در ‏راه او خرج شود «لکل بیت بیت»، یعنی به ازای هر بیت شعر یک خانه در بهشت به او اختصاص می‌یابد. ‏
بلی، شعر اگر به او منتسب شود همان حقیقتی می‌شود که به قول نظامی منقلب می‌کند و خاصیتش این ‏است که اکسیر دارد. این نتیجه اضافه کردن شعر به حضرت زهرا است. اضافه کردن شعر به امیرالمؤمنین ‏است». ‏

بیت شعری همان بیت به معنی خانه است. یعنی هر دو بیان کننده یک مجموعه به هم پیوسته‌اند و ‏کوچک‌ترین واحد مستقل در شعر و یا حیات جمعی است. ‏

شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که: «من قال فینا بیت شعر ‏بنی الله تعالی له بیتاً فی الجنه» (هر کس درباره ما یک بیت شعر بخواند خدا برای او خانه‌ای در بهشت ‏می‌سازد). ‏

یاد روزی می‌افتم که ایشان در جمع اصحاب فرهنگ و هنر سخن می‌گفت و جایگاه والای این حوزه را ‏چون کبریت احمر دانست. مثال ایشان همان پرچم عزاداری حضرت زهرا سلام‌الله علیها بود که در اتاق ‏آویخته بودند و بر روی آن آیه‌ای از قرآن کریم و حدیثی از حضرت خاتم نوشته شده بود و زیر آن شعری از ‏ایشان بود که به شیوه‌های گوناگون خوشنویسی و رنگ‌آمیزی شده بود. ایشان گفتند فرهنگ، محتوی است. ‏آن‌چه نوشته شده فرهنگ است و رنگ و ترکیب و فرم هنر است. همان که امروزه به عنوان کمپوزسیون یا ‏شیوه‌های ترکیب و آرایش اجزا خوانده می‌شود. ‏

شعری هم در همان پرچم نوشته شده بود. شعر مفهومی دارد که همان محتوی است که در جایگاه ‏فرهنگ است و دیگری شیوه بیان و ظرائف ادبی است که همان هنر است و هنر شعر و شاعری که در قالب‌ها ‏و سبک‌ها و شیوه‌های بیان و ظرائف ذوقی بروز می‌کند. ایشان درباره شور شاعران اهل بیت چنین گفت: « ‏شعرای اهل بیت نظر خاصی دارند. مثل نظر امام هشتم به دعبل خزائی. فکر کنید و قدر خودتان را بدانید و ‏عمرتان را بیهوده صرف کارهای دیگر نکنید. فکر کنید و مضامینی را که در نصوص معتبره هست، مثلاً ‏مسائلی را که درخصوص حضرت زهرا (س) جمع شده در شعر بیاورید. آن هم با لسان ذوق، با خود ذوق. ‏این‌ها قضیه را عوض می‌کند هر چه لطیف‌تر باشد مؤثرتر است. آن وقت محال است که یک قلب با شعر شما ‏هیجان‌زده نشود و ابتهاجش برای پیغمبر و آل او نباشد. وبه شعر شما متأثر نشود وحزنش برای حضرت زهرا ‏نباشد. آن وقت محال است حضرت در شب اول قبر شما را تنها بگذارند، از آن‌جا تا برسد به قیامت کبری. ‏پس همت کنید و جلسه شعر فاطمی را به بهترین وجه برگزار کنید. مضامینی را که در کتب فریقین درباره ‏صدیقه کبری دارد به شعر درآورید و به همه دنیا عرضه کنید». ‏

شاعران بزرگ اهل بیت
آیت‌الله وحید خراسانی نمونه‌ای تاریخی از جایگاه والای شاعران شیعی ذکر می‌کند: «دعبل وقتی شعرش را ‏خواند، حضرت رضا جبه‌اش را به او داد. جبه‌ای را که خودش پوشیده و در آن هزار ختم قرآن کرده بود. این ‏را در قبال شعر دعبل به او داد. وقتی این جبه روی او باشد هنگام جان دادن عزراییل چه خواهد کرد؟ اگر ‏یک تار آن جبه در کفنش باشد، فشار قبر کجا خواهد بود؟ ‏

وقتی با آن جبه محشور شود مقامش چیست؟ حالا آن جبه داستانی دارد. این عنایت ائمه است به ‏شاعرانی که در مدح این خاندان شعر می‌گویند. ‏

محرم که می‌شد امام هشتم مجلس تشکیل می‌دادند. دعبل می‌آمد و شعر می‌گفت. او هنرش شعر برای ‏امام حسین بود، ولی ابتدای شعرش که صدای شیون از حرم امام رضا بلند می‌کرد و امام هشتم گریه کردند ‏به طوری که چشمانشان مجروح شد این بود: افاطم قومی یا ابنه الخیر فاندبی... افاطم لو خلت الحسین ‏مجدلا... ‏

باز هم اسم فاطمه بود. این است سعادتی که خدا نصیب شما کرده است. خدا این سعادت را از شما نگیرد ‏و به شکرانه این سعادت هر چه می‌توانید در این راه قدم بردارید که آبروی تازه‌ای می‌دهد. هر قدمی که ‏برمی‌دارید احیاء دین است و خود امام فرموده‌اند: رحم الله من احیا امرنا». ‏

ایشان در پایان توصیه‌ای عمومی داشتند که: «بهترین کارها همین است که همه کارها را از اول تا آخر، ‏حتی سوره‌ای که برای حضرت زهرا می‌خوانید و اعمالی که انجام می‌دهید به امام زمان تقدیم کنید آباء و ‏اجداد و اولادتان از این عمل سربلندند. به مردم هم این توصیه رابکنید». ‏

در محضر آیت‌الله صافی‌گلپایگانی
محضر گرم و راه‌گشای آیت‌الله وحید را به دیدار با فقیه دیگری از تبار عالمان اهل بیت علیهم‌السلام پیوند ‏زدیم. آیت‌الله صافی‌گلپایگانی به رغم کهولت سن و اشتغالات فراوان با روی گشاده در منزل خود پذیرایمان ‏شدند، و برای تکریم اهالی شعر و ادب و فرهنگ، از اعضای بیت خود نیز خواستند که با جمع همراه شوند. ‏فرصت کوتاه بود فقط دقایقی تا اذان ظهر داشتیم. ابتدا گزارشی عرض و جمع حاضر را معرفی کردم. و آنگاه ‏چند تن از شاعران سروده‌های فاطمی و علوی خود را ارائه کردند و سپس مستمع بیانات آیت‌الله شدیم. ‏

جایگاه والای شعر و شاعران شیعی ‏
من افتخار می‌کنم که به دیدار شما نائل شدم و این را برای خودم ذخیره قرار می‌دهم، شنیدن این اشعار ‏ثواب‌هایی دارد و ترویج این مطالب خیلی مهم است. انسان وقتی تأمل می‌کند می‌بیند که حیات انسان به ‏همین است. زندگی حقیقی بشر به همین است، این اشعار و معانی و این مطالب است که آدم را زنده نگه ‏می‌دارد. اگر این‌ها نباشد آدم دنبال چیزهای دیگر نیست که بخواهد به آن‌ها دلبستگی داشته باشد. ذوق و ‏قریحه شعر گفتن یک نعمتی است و اگر این نعمت در راه تبلیغ حقایق و حمد و سپاس خدا و مداحی اهل ‏بیت علیهم السلام به کار گرفته شود خدا می‌داند که چه‌قدر ارزش دارد. شاعرانی که متعهد هستند و با هدف ‏شعر می‌گویند، از نعمت بزرگی برخوردارند. یکی از آقایان خیلی بزرگوار می‌گفت من هر چه شعر می‌خوانم ‏نمی‌توانم حتی یک مصرع بگویم؛ حالا کسی بتواند این‌گونه شعر بگوید از نعمت‌های خداوند است و باید آدم، ‏قدر این نعمت را بداند و در همین مسیر تبلیغ حقایق پیش برود، مطالبی که الحمدالله شما در آن وارد ‏هستید. این نعمت را در همین مطالب صرف کنید تا به وسیله اشعارتان مردمان زنده شوند و حقایق را ‏بشنوند. ‏

چه بسا، گاهی می‌خواهند مردم را به یک مسیر دعوت کنند، با سخنرانی نمی‌شود اما با چند تا شعر ‏حرکتی ایجاد می‌شودو روح یک کسی زنده می‌شود. لذا از همان قدیم در میان شیعیان، افراد بزرگی بودند که ‏با شعر خود مردم را متوجه معارف و حقایق و عظمت اهل بیت می‌کردند آن‌ها خیلی تبحر داشتند، به طوری ‏که وقتی می‌خواستند از کسی تعریف کنند چه در زبان عرب و چه عجم و بگویند که این شاعر خیلی خوش ‏قریحه است می‌گفتند: «یرفض فی الشعر» یعنی مثل شاعران شیعه شعر می‌سراید. شاعران شیعه به گونه‌ای ‏شعر می‌گفتند که دیگران به او نمی‌رسیده‌اند، گویی به این‌ها الهام می‌شده و حقایق بر زبانشان جاری ‏می‌گشته است». ‏

به یاد سخنان شاعر بزرگ عرب آدونیس می‌افتم که چند سال پیش در تالار خانه شاعران ایران از تبار ‏شیعی شعر عرب سخن گفت. در زبان فارسی نیز هر شاعری که دفتر و دیوانی دارد اشعاری ارزشمند در ‏منقبت پیامبر و اهل بیت سروده و دشمنان آنان را نکوهیده است. پدر شعر فارسی، رودکی سمرقندی است ‏هر چند عمده اشعار او از میان رفته و جز اندکی باقی نمانده است، اما در همین اندک آثار بازمانده به خوبی ‏شاهد ارادت او به ساحت حضرت علی و حضرت زهرا هستیم آن‌جا که می‌گوید: «اندر جهان مگرو جز به ‏فاطمی» یا « هر که را باشد به دل مهر حیدر». این روند در اشعار همه بزرگان ادب فارسی به شیوه‌ها و ‏بیان‌های گوناگون به چشم می‌خورد. از این رو می‌توان فارغ از نگاه‌های آیینی ارادت به پیامبر و آل او را یکی ‏از ارکان هویت شعر و ادب فارسی دانست؛ حتی بسیاری از آنان که آشکارا مذهب سنت می‌ورزیدند صمیمانه ‏سرسپرده این خاندان بودند. این سرسپردگی به اهل بیت رفته رفته تا آن‌جا پیش رفت که فارسی گویان دیگر ‏کشورها مثلاً -شاعران هندوی شبه قاره- زبان فارسی و ارادت به اهل بیت را یکی می‌دانستند. ‏

‏ آیت‌اله صافی‌گلپایگانی ادامه می‌دهند: «اصلاً این اشعاری که در مقامات و فضایل اهل بیت مخصوصاً ‏حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌گویند هر چه قوی هم باشد، در برابر مقامات آنان چیزی نیست، ما که ‏نمی‌توانیم حضرت زهرا را توصیف کنیم، فقط این افتخار ماست که در این راه حرف می‌زنیم و به قول شاعر: ‏

ما ان مدحتُ محمداً بمقالتی لکن مدحت مقالتی بمحمد

‏( من محمد را با سخن خود مدح و ثنا نگفتم بلکه با ذکر نام محمد سخن خود را ارج نهادم). منظور این ‏است که مدح پیامبر و اهل بیت پیش اهل هنر یک اعتبار و ارزش بود وگرنه آفتاب را همه می‌بینند و حاجتی ‏به شمع روی دیوار نیست». ‏

برکات سرودن شعر در مدح اهل بیت: ‏
‏«هر چه شاعر در این وادی بیشتر قدم بردارد، پاکی گوهر خود را بیشتر نشان می‌دهد و معنویات و ‏حقایقی را که درک کرده است وصف می‌کند و به همه اعلام می‌دارد که به چه درجات و مطالبی نائل شده ‏است. همه این‌ها برای انسان افتخار است و امیدوارم خداوند بر این توفیقات شما بیفزاید. ‏


خوب، آقایان اشعار استوار و نغزی خواندند و در برابر این هنرمندی‌ها نمی‌توان خود را عرضه کرد. به قول ‏شاعر در برابر آفتاب که نباید نور چراغ آورد، اما بنده برای این‌که ارادت خود را به ساحت مقدس حضرت زهرا ‏نشان دهم، گاهی اشعاری سروده‌ام که اگر اجازه بفرمایید برخی ابیات آن را بخوانم». جمع که از این فروتنی ‏و صمیمیت مشعوف بود، با شوق جدی درخواست کرد که ایشان شعرهایشان را بخوانند. سپس آیت‌الله ادامه ‏دادند: ‏


در یک سروده گفته‌ام: ‏


ای دخت گرامی پیمبر ای سّر رسول در تو مضمر
ای شبه نبی به خلق و اوصاف ‏ ‏ ای نور مجسم مصور
ای خادم خانه تو حوا وی حاجب درگه تو هاجر
تو اصلی و دیگران همه فرع تو جانی و دیگران چو پیکر
بر رفعت قلب تو گواه است بیت و حجر و مقام و مشعر
زان خطبه آتشین که پیچید در هر دو زمان به سان کندر
محکوم شد آن نظام و گردید حق روشن و غالب و مظفر... ‏
در سروده دیگری آمده است: ‏
ای کاخ رفیع دین اسلام از همت و جوشش تو محکم... ‏
سروده دیگر: ‏
ای بعد نبی و شاه مردان بیت الغزل کتاب تدوین... . ‏
بر همین منوال: ‏
ختم رسل نبی اعظم تو روح و روان و قره العین... ‏
محضر به راستی سرشار از شور و احساس و معنویت بود. فرصت را مغتنم شمردم و در خواست کردم ‏نسخه‌ای از اشعار را در اختیار ما قرار دهند تا اجلاس شعر فاطمی را با آن آغاز کنیم. این درخواست نیز ‏پذیرفته شد و آیت‌اله فرمودند: «من اشعار را تقدیم شما می‌کنم». سپس ادامه دادند «خداوند شما را حفظ ‏کند، مواظب باشید از این نعمت حداکثر بهره را در راه تبلیغ دین و تربیت افراد ببرید. الان شعرایی که ‏اشعارشان بر جای مانده، مردم می‌خوانند و استفاده می‌کنند». ‏

آخرین توصیه
ظهر بود و صدای اذان در سراسر شهر پیچیده بود و باید رخصت می‌گرفتیم، اما گویی تقارن آن لحظات با ‏حال و هوای مجلس فاطمی نظر آیت‌اله را به نکته‌ای دیگر معطوف کرد و دریغ‌شان آمد که آن را با ما در ‏میان نگذارند: ‏

‏«زبان و شعر را در مسیر ترویج دین و خدمت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار برید. یک ‏رابطه خاصی بین حضرت زهرا سلام الله علیها وامام زمان هست. وقتی حضرت رسول می‌خواستند فاطمه زهرا ‏را بشارت و آرامش و دلداری دهند، فرمودند: «ابشری یا فاطمه بالمهدی من ولدی» (فاطمه، من تو را به ‏مهدی بشارت می‌دهم که از فرزندان من است). البته این هم عظمتی در مقام مهدویت است. ‏

خداوند فرج امام زمان را نزدیک کند، همه ما را از شیعیان و مخلصین اهل بیت قرار دهد، مشکلات این ‏مردم و مسلمانان و این مملکت را مرتفع بفرماید، روز به روز بر عزت اسلام و عظمت مذهب بیفزاید. والسلام ‏و علیکم و رحمه الله برکاته ». ‏

پایان این دیدارها میهمانی ناهار در دفتر آیت‌اله سیستانی و در حضور حضرت آقای شهرستانی بود. ‏
ایشان به حسن سلوک با اهل علم و اندیشه و فرهنگ شهرت دارند و دوستان با خاطری آسوده به طرح ‏مباحث و مسائلشان می‌پرداختند و وارد بحث و گفت و گو می‌شدند. ایشان مؤسسات و نهادهای فرهنگی ‏ارجمندی پایه گذاری کرده‌اند که «جایزه جهانی کتاب سال ولایت» یکی از آن‌ها است. ایشان به حوزه ‏بین‌الملل اشراف ویژه‌ای دارند و با خانواده تشیع در همه دنیا در ارتباط هستند. توصیه می‌کردند از ‏ظرفیت‌های کشورهای دیگر و حتی اقلیت‌های مسلمان در جهان استفاده کنید. نکاتی که با مثال‌های ‏شنیدنی ایشان فهم بهتری از امکانات مادی و علائق معنوی انبوه ارادت‌مندان به خاندان پیامبر را ترسیم ‏می‌کرد. ختم سخن، شعر زیبای سهیل محمودی بود که در بعد از ظهر جمعه آن گشت و گذار بهاری خواند. ‏

شب بود و نوای شوق سر کردیم ره جانب وادی سحر کردیم
شب بود و ستاره بود و بیداری کز کوچه عاشقان گذر کردیم
با آن‌که ز فیض محضر خورشید دیوان پچیده را زبر کردیم
یک دوره مطول فصاحت را بر حضرت عشق مختصر کردیم
در تفسیر قصیده زلفش ناچار حدیث عجز سر کردیم... ‏

• منتشر شده در ماهنامه شاخه طوبی ویژه همایش ریحانه النبی ماه

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن