سناریوی احمدینژادیها برای انتخابات ۹۶
شرق نوشت؛
احمدینژاد که حضورش در انتخابات ریاستجمهوری خطر دوقطبیشدن را در پی داشت، از سوی مقامات عالی نظام، کاندیداتوریاش برای ریاستجمهوری دوره دوازدهم به مصلحت دیده نشد.
به دنبال آن، وی در بیانیهای انصراف خود را از نامزدی این دوره از انتخابات اعلام و در اسفند هم با صدور بیانیهای دیگر حمایتنکردن خود را از هیچیک از نامزدها اعلام کرد.
اما تحرک یاران و همفکران و همکاران وی در دولتهای نهم و دهم، برای حضور در این عرصه کموبیش مشهود و محسوس بود. با نزدیکشدن ایام انتخابات بالاخره حمید بقایی، معاون و یکی از یاران و دوستان گرمابه و گلستان احمدینژاد، حضور خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاستجمهوری سال ١٣٩٦ اعلام کرد.
بلافاصله اسفندیار رحیممشایی بعد از چند سال سکوت و اعلام کنارهگیری از سیاست، در کنفرانس خبری ضمن حمایت قاطع از بقایی، او را شبیهترین فرد به تفکر احمدینژاد دانست و پیشبینی کرد، اگر حضور وی قطعی شود، بدون شک او پیروز این دوره از انتخابات است.
شخص ریاست دولتهای نهم و دهم با وجود صدور بیانیههای رسمی مبنیبر حضورنیافتن و حمایتنکردن از نامزد خاص، با سخنرانیها و اخیرا با بیانیهها در نقد سیاستهای دولت تدبیر و امید و حتی نامهنگاری با رئیسجمهور تازه انتخابشده ایالات متحده، بهروشنی سوگیری انتخاباتی را برای هر کنشکر و تحلیلگر سیاسی مسجل میکند. اگرچه برخیها این تحرک را نوعی فرار به جلو و انحراف اذهان و افکار عمومی برای پاسخگویی به اتهامات متعدد و متنوع مالی و اقتصادی میدانند که در این ایام مطرح میشود.پرسش اصلی این است که با اینکه احمدینژادیها میدانند بقایی با وجود برخورداری از سوابق زندان و نیز تصریح معاوناول و سخنگوی محترم قوه قضائیه مبنی بر مفتوحبودن پرونده مشارالیه و از همه مهمتر پایگاه ناچیز رأی ایشان، چرا او را به عنوان رقیب جدی آقای دکتر روحانی مطرح میکنند؟
و مهمتر آنکه آقای مشایی در همان کنفرانس خبری اعلام میکند در صورت رد صلاحیت آقای بقایی دوقطبی خطرناکی در انتخابات شکل میگیرد. به نظر راقم این سطور، بعد از نهی مقامات عالی نظام از ورود احمدینژاد و مدتها سردرگمی، در جدیدترین سناریو آنها به دنبال احیای «احمدینژادیسم» در فضای سیاسی و گفتمانی در آستانه انتخابات ریاستجمهوری هستند و متعاقب آن در پی القا و انتقال شانتاژگونه این گزاره که حضور تفکر احمدینژاد از پشتوانه، خواست و اقبال عمومی برخوردار است و فقدان رقیبی از این جریان و نحله فکری و سیاسی انتخابات را سرد و بیروح میکند که در دوران پساترامپ میتواند خطرناک باشد.
دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نظام که از کارآمدی و توانایی بالایی در رصد حوادث و رخدادهای سیاسی و امنیتی برخوردارند، قطعا توجه و اهتمام کافی را به بازی جدید آنان خواهند داشت.مردم ایران، بهویژه نخبگان و جوانان بهخوبی کارنامه و عملکرد ضعیف دولت احمدینژاد را در بخشهای مختلف به خاطر دارند و تصور اینکه یک بار دیگر پوپولیسم بتواند انتخابات مردم را در انتخابات ریاستجمهوری اردیبهشت ٩٦ به سمت احمدینژادیسم سوق دهد تقریبا محال به نظر می رسد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.