ترامپ، نماینده آمریکا نیست
همان قدر که اعتماد به آمریکا سادهلوحی است، باور به نمایندگی آمریکا از سوی ترامپ نیز سادهلوحی خواهد بود. این دورهای گذراست و ترامپ نمیتواند دوام بیاورد. اگر رویکارآمدن ترامپ یک محاسبه سیستمی نباشد، شاید حتی یک دوره نیز نماند.
صادق ملکی تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی در ادامه یادداشت روزنامه وقایع اتفاقیه می نویسد: آمریکا بیش از آنکه محصول افراد باشد، حاصل سیستم خردگرایی مبتنیبر منافع است. رؤیا و تصور، آمریکا را آمریکا کرد که توانست اوبامای سیاهپوست را راهی کاخ سفید کند و ترامپ میخواهد پایان بخش مهمی از این رؤیا شود. آمریکا هویت تاریخی ندارد و این کشور میتواند بالقوه برای همه، سرزمین فرصتها باشد.
سرزمین مهاجران، قطعه جغرافیایی پهناوری است که بیش از اینکه به هویت تاریخی خود ببالد، به هویت تاریخساز خود بالیده است. برخلاف بسیاری که تاریخ کوتاه آمریکا را یک نقیصه برای این کشور میدانند، از منظری این یک مزیت بوده است. دنیای آمریکایی نیز تا حدودی مدیون این مزیت خاص فرهنگی- تمدنی خویش است. عمده ساکنان مهاجر آمریکا، از کشورهای اروپایی بودند اما این کشور، شبیه هیچیک از کشورهای اروپایی نبوده و نیست.
در آمریکا، اوبامای آفریقاییتبار میتواند راهی کاخ سفید شود اما در اروپا، تصور اینکه یک الجزایریتبار به الیزه راه یابد، همچنان دور از ذهن است. در دستیابی به هویت آمریکایی، تعلقات یا هویت تاریخی چندان رنگ ندارد و رسیدن به جایگاه سیاسی و اجتماعی، بیش از هر چیز، محصول تلاش بوده و جایگاه سیاسی و اجتماعی برژینسکی، آلبرایت، آرنولد شوارتزنگر و... حاصل این بستر باز است. ترامپ نیز در حالی وارد کاخ سفید شده که عموزادههای او در اروپا هستند.
برخلاف شوروی سابق، فارغ از عوامل تأثیرگذاری نظام آزاد اقتصادی، عدم فروپاشی آمریکا مدیون پویایی فرهنگی حاصل از جامعه باز بوده و هست. ترامپ با این فرهنگ و سرزمین بیگانه است. او نه معیارها و چارچوپ اقتصاد آزاد جهانی را رعایت میکند و نه مدافع پویایی فرهنگ ناشی از پذیرش مهاجران است. ترامپ در دهکده جهانی که بیش از همه حاصل نظام سرمایهداری آمریکاست، یک انتخاب اشتباه است و انتخاب اشتباه را نباید مطلق گرفت. به نظر میرسد ترامپ نتواند روند حاکم بر نظام بینالملل را تغییر دهد. او اگر اصلاح نشود یا به سرنوشت کندی دچار شده یا اگر دوام بیاورد، رئیسجمهوری یکدورهای آمریکا خواهد شد.
درحالیکه در فروریزی دیوار برلین، نقش محوری با آمریکا بود، ساختن دیوار مکزیک، بیش از هرچیز، به یک شوخی و طنز تلخ شبیه است. در نظام آزاد که قدرت سیال سرمایه، نقش تعیینکننده در آن دارد، پذیرش سپردن و ماندگاری سرنوشت آمریکا و از نگاهی جهان، به دست دیوانهای که آمریکا را نه به پیش بلکه به پس براند، سخت است. نکته آنکه در این دوره گذار، باید محتاط بود و نباید واکنشی، هیجانی و احساسی عمل کرد. هزینههای این دوره را حتی آمریکای پس از ترامپ نیز قبول نکرده و از آن عذرخواهی خواهد کرد.
نباید برای ترامپ متحمل هزینه شد و در عین رعایت عزت، باید با حکمت به مصلحتی اندیشید که به راهکار عبور با کمترین هزینه از این دوران منجر شود اما درباره منع ورود ایرانیان و عدم محدودیت برای سعودیها به آمریکا باید گفت، نگاه واشنگتن در تنظیم روابط خود با کشورها، به رفتار دولتهاست.
ریاض، دوست و تهران، دشمن است و آمریکا از ریاض هیچ صدای مرگی را نمیشنود و همانگونه که هدف تحریمهای اقتصادی فشار به مردم برای دستیابی به اهداف خاص بوده و هست، هدف ممانعت از ورود ایرانیان به خاک آمریکا نیز فشار بر نظام ایران است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.