ایران بیشترین تعطیلی‌مدارس را دارد

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۵۰۱۳۰ سایت-خوان

احمد عابدینی، معاون شورای‌عالی آموزش‌وپرورش در گفتگویی با روزنامه شرق درباره تقویم آموزشی، تعطیلی زمستانی، آموزش مسائل جنسی در مدارس و بحث آموزش زبان در مدارس حرف زده است که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید؛

‌یکی از ماجراهای مهمی که شورای‌عالی آموزش‌وپرورش هم روی آن کار کرد، تقویم آموزشی است. درباره این تقویم مقداری توضیح دهید.

در حوزه تعلیم و تربیت، از جمله عناصر مهمی که نقش و تأثیر اساسی‌ در آموزش دارد، بحث زمان است که ما خیلی کمتر به آن توجه می‌کنیم؛ یعنی اینکه ما صبح به فرد آموزش دهیم یا بعدازظهر، تأثیرگذار است. اینکه یک موضوع را ١٠ دقیقه به او آموزش دهیم یا دو ساعت، اینها به‌لحاظ روان‌شناسی و تربیتی تأثیرگذار است. شما به یک دانش‌آموز اول ابتدایی نمی‌توانید دو ساعت پشت‌سرهم آموزش دهید و اصلا توانایی تحمل این زمان را ندارد. بنابراین حداکثر زمان آموزش ٤٠ تا ٤٥ دقیقه است که این فرد را می‌توانید برای این موضوع نگه دارید. اینکه ما در تابستان درس دهیم یا زمستان، در سرما باشد یا گرما، اینها تأثیرگذار است. بااین‌حال تاکنون خیلی به عنصر زمان توجه نشده است. درحالی‌که طول زمان و ساعات آموزش در دنیا به‌عنوان عامل بسیار اساسی و تأثیرگذار مطرح است؛ اینکه در طول یک سال چند ساعت استاندارد آموزش است؟ و ما باید چند ساعت در سال به افراد آموزش دهیم تا مطمئن شویم به اهداف تعیین‌شده می‌رسیم و مفاهیم مورد‌نظر به‌درستی منتقل شده است. در این مسئله یکی بحث شروع سال تحصیلی است که حالا به عنوان بحث تقویم آموزشی مطرح شده است. چه‌موقع سال تحصیلی شروع شود، چه‌موقع تمام شود، فاصله بین آغاز و پایان این سال تحصیلی چه‌موقع باشد.

‌از چه تاریخی در ایران مصوب شد که مدارس باید اول مهرماه شروع به کار کنند؟

اولین زمان تعیین آغاز فصل تحصیل یا در حقیقت تقویم آموزشی به حدود ٩٠ سال پیش برمی‌گردد. در سال ١٣٠٧ مصوبه‌ای داشته‌ایم که در شورای‌عالی معارف، تحت عنوان نظام‌نامه مدارس ابتدایی و متوسطه مصوب شد که از ١٦ شهریورماه تا ١٥ مهر دانش‌آموزان را پذیرش کنند. این تقویم آموزشی همین‌طور در سال‌های ابتدایی قرن جاری بارها دست‌خوش تغییر شد تا اینکه در سال ٧٤ و در زمان وزارت آقای نجفی برای بار سیزدهم شروع سال تحصیلی را از ١٥ شهریورماه تعیین کردند و در ایام زمستان گفتند یک هفته تعطیلات زمستانی هم داشته باشیم، بعد رفت مجلس و آنجا مصوب کردند که شروعش از مهرماه باشد. در حقیقت این سیزدهمین‌باری است که تقویم آموزشی و زمان آموزش دچار تغییر می‌شود.

‌خودتان فکر می‌کنید در این ١٣ بار تغییری که تابه‌حال انجام شده است، کدام آغاز سال تحصیلی‌، آغاز سال استانداردی بوده است؟

ما در برنامه‌ریزی‌هایمان یک مشکل اساسی داریم که الان سعی داریم آن را اصلاح ‌کنیم. به نظرم این طرز تفکر الان دیگر جای دفاع ندارد؛ نه‌فقط در رابطه با زمان، بلکه در زمینه محتوای درسی، در روش‌ها، در ساخت‌وساز مدارس و... من فکر می‌کنم امروز دیگر ما نمی‌توانیم یک تقویم ثابت یا برنامه سختی را برای همه کشور به صورت واحد داشته باشیم. باید اصل تنوع و تکثر را بپذیریم و در بررسی‌ها آن را در نظر بگیریم و به آن توجه کنیم، اما یک مسائلی را باید به‌عنوان اصول و سیاست‌های کلان قضیه در نظر بگیریم و تلاش کنیم خدشه‌ای به آن وارد نشود. این است که زمان و استاندارد جهانی ساعات آموزش و هفته‌های آموزش را خدشه‌دار نکنیم؛ یعنی اگر به هر زمانی که رسیدیم، اشکال ندارد؛ مثلا یک زمان یک منطقه‌ای که به لحاظ آب‌وهوایی می‌تواند یک ماه دیرتر مدارسش را تعطیل کند، می‌تواند، اما اصل این است که اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد، نباید از میزان ساعات آموزش در سال کم شود، ما باید به تعداد هفته‌ها و روزهای آموزش هم توجه کنیم؛ شاید یکی ‌از اشکالات اساسی نظام تعلیم و تربیت ما این انعطاف‌ناپذیری در زمان، مکان و انتخاب معلم باشد؛ مثلا در حوزه‌های علمیه، این یک اصل است که طلبه استادش را خودش پیدا و انتخاب می‌کند. می‌بینید که این اختیار و قدرت انتخاب چقدر در آموزش تأثیرگذار است، حالا برای ما امکانش وجود ندارد که یک دانش‌آموز کلاس و معلمانش را انتخاب کند. اگر یک موقع یک بچه هفت‌ساله واقعا دوست نداشت ساعت شش از خواب بیدارش کنید و خواب‌آلود ببریدش به مدرسه، با این فضا که ما در شهرها داریم، اگر این امکان وجود داشته باشد که زمان را به‌نوعی تعیین کنیم که مخاطب احساس کند هنگامی که عشق و علاقه دارد، برود بنشیند پای درس معلم و کلاس درس، بسیار بهتر است. به عنوان یک کارشناس کوچک آموزش‌و‌پرورش، خیلی موافق این نیستم که آغاز سال تحصیلی را تغییر دهیم. مهرماه به نظر من با فرهنگ تربیت و تعلیم ما عجین شده و حالت نوستالژیک پیدا کرده است. اما آن طرف قضیه را می‌توانیم شناور و انعطاف‌پذیر کنیم. جاهایی ما می‌توانیم تعطیلات زمستانی را پیشنهاد کنیم؛ مثلا برای مناطقی که آب‌و‌هوای معتدل دارند، برای مناطق سردسیر و گرمسیر سناریوهای مختلفی را پیش‌بینی و به آن توجه کنیم و طول آموزش را از آن طرف اضافه کنیم. ممکن است در جاهایی به تناسب شرایط اقلیمی، بخشی از زمان آموزش را شناور کنیم؛ چون ما امتحانات شهریور هم داریم، دوره‌های جبرانی داریم. می‌شود این زمان را به سال تحصیلی آینده، وصل کرد تا اتصال آموزش هم برقرار و پایدار شود. چهار، پنج سناریو در‌این‌باره به ذهن ما رسیده است که باید روی اینها فکر و به لحاظ کارشناسی بررسی کنیم تا ببینیم کدام‌یک آثار و پیامدهایی ‌دارد و آثار مثبت کدام‌یک بیشتر است؛ مثلا یکی از سناریوهای ما آغاز زودهنگام سال تحصیلی است، مثلا ١٥ شهریور با یک تعطیلات زمستانی و در آخر خرداد تمام شود. یک سناریو هم اینکه مهرماه آغاز کنیم، تعطیلات زمستانی داشته باشیم، به‌موقع هم پایان دهیم، ولی آن تعطیلات دوهفته‌ای را در این سه ماه به‌نوعی جبران کنیم و ببینیم چه زمانی آن را می‌توانیم جبران کنیم، بعد از آن امتحانش را برگزار کنیم. یکی از منافع ملی توزیع تعطیلات در طول سال این است که مردم با خیال راحت‌تر می‌توانند مسافرت خود را مدیریت کنند و از تعطیلاتشان لذت ببرند. بخشی از کشور ممکن است زمانی را تنظیم کند، بعضی جاهای خوش‌آب‌وهوا و جاهایی که طبیعت خوبی دارند و جاهایی که اماکن تاریخی دارند و می‌خواهند از آنها بازدید کنند. شاید یکی از موضوعاتی که الان به یک معضل تبدیل شده است، بحث تصادف جاده‌ای باشد که بیشترین این تصادفات در ایام تعطیلات ملی و هجوم مردم برای عقب‌نماندن از قافله مسافران اتفاق می‌افتد و سرمایه عظیم انسانی را از بین می‌برد. با این طرح می‌توان مقداری خسارت را تقلیل داد و جلویش را گرفت.

‌همیشه درباره تعطیلات ایران این نکته گفته می‌شود که تعطیلات ما زیاد است، آیا این واقعیت دارد؟

برای اینکه دقیق پاسخ شما را بدهم، باید نگاهی هم به کشورهای مختلف داشته‌ باشیم؛ هم به میانگین یا استاندارد ساعت آموزش در طول سال و هم تعطیلاتشان و... در دنیا این تعطیلات از حداقل ٧٠ تا ١٢٥ روز متغیر است که کشور ما تقریبا بالای این میانگین یعنی ١٢٥ روز قرار دارد. در این بررسی که حدود ١٢ کشور از جمله ایران مطالعه شده است، کشور کانادا ٩٠ روز در طول سال تعطیلی دارد، کشور ژاپن حدود ٨٠ روز تعطیلات دارد و جزء کشورهای با کمترین تعطیلات است، انگلستان صد روز، ترکیه ١٢٥ روز و آلمان ٩٠ روز تعطیلات دارند، ایران هم حداقل در این زمینه رکورد ١٢٥ روز را زده است که واقعا نسبت به بسیاری از کشورها زیاد است.
اما این توزیع تعطیلات هم باز در کشورهای مختلف متفاوت است، اما آغاز سال تحصیلی بسیاری از آنها عمدتا مهر یا شهریور است. یعنی عمدتا در محدوده زمانی ١٢ شهریور، ١٥ شهریور تا ١٢ خرداد است. میانگین ساعات آموزش همه کشورها نیز تقریبا نزدیک به هم است؛ مثلا در دوره ابتدایی کشورها در طول سال ٩٢٨ ساعت آموزش داریم و هزارو ١١٠ ساعت در متوسطه اول و هزارو ٢٩٥ ساعت در متوسطه نظری، ولی در فنی - حرفه‌ای هزارو ٤٨٠ ساعت آموزش داریم. اینها موضوعاتی است که نباید در بحث تعطیلات به آن خدشه وارد شود. همین‌طور تعداد هفته‌های آموزشی و حتی روزهای هفته نباید تقلیل یابد. کشور ما در مدت زمان آموزش‌ به استانداردهای جهانی نزدیک است و میزان ساعاتمان چندان تفاوتی با دیگر کشورها ندارد، ولی روزهای تعطیلی ما متفاوت است.

‌نیاز به تعطیلات زمستانی در شهرهای صنعتی بزرگ کشور به‌شدت احساس می‌شود. به این مسئله هم در این تقویم آموزشی اشاره شده است، آیا دلیلش فقط آلودگی هواست؟

روی آن به عنوان معیار برای تعطیلی نمی‌شود حساب کرد، چون واقعا قابل‌پیش‌بینی نیست، اما به عنوان یک عامل برای کاهش آلودگی، باید یک زمانی را، به نظر من حداکثر در آذر، دی و بهمن در نظر بگیریم، آن هم در شهرهای صنعتی و کلان مثل تهران، اصفهان، مشهد و تبریز؛ چون در روستاها و شهرهای کم‌جمعیت این‌گونه مسائل اصلا معنی ندارد. الان هم که مدت‌هاست زمستان در بسیاری از مناطق کشور به شکلی نیست که به دلیل برف تعطیل کنیم. به همین دلیل نمی‌شود یک فرمان کلی برای همه اینها صادر کرد.

بحث آموزش زبان‌های خارجی دیگر به غیر از زبان انگلیسی به کجا رسید؛ برخی مسئولان اعلام کردند ما پنج زبان خارجی را گذاشته بودیم که بچه‌ها آموزش ببینند، ولی متقاضی نداشتند؟

بحث زبان و آموزش زبان‌های خارجی هم یک سیر تاریخی در آموزش‌و پرورش دارد؛ ما دو بار در فاصله زمانی ١٠ساله مصوبه‌هایی در بحث آموزش زبان داشتیم؛ یکی در سال ٧٢ که آنجا سه زبان خارجی شامل انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مصوب شد. آنجا تأکید شده بود آموزش‌وپرورش باید زمینه آموزش این زبان‌ها را فراهم کند. در سال ٨١ مجددا موضوع زبان‌های خارجی در دستور کار شورای‌ عالی قرار گرفت که آموزش چند زبان خارجی شامل: آلمانی و فرانسوی که قبلا بود و انگلیسی، ایتالیایی و اسپانیولی و روسی هم به ‌این زبان‌ها اضافه شد. در این مصوبه تأکید شد برای توسعه آموزش زبان‌های خارجی، مقرر می‌شود آموزش‌و پرورش این کارها را انجام دهد؛ سازمان پژوهش هم باید مواد درسی لازم را آماده کند و در مناطقی که امکان تشکیل کلاس برای زبان‌های مذکور باشد، برای تشکیل اینها اقدام کند و حتی یک بند خیلی خوبی هم آمد که اگر جایی امکانش را نداشت، این کار به مؤسسات واجد شرایطی واگذار شود و از این فرصت به نحو مطلوبی استفاده کنند. درحال‌حاضر، تنها زبانی که بیشترین فراگیری را دارد، زبان انگلیسی است؛ بااین‌حال، ما منع قانونی برای آموزش دیگر زبان‌ها نداریم و تأکید و مصوب هم شده، ولی به‌هرحال اینها خیلی در جامعه، با ‌استقبال مواجه نمی‌شود این مسئله به امکانات، فضا، تجهیزات و نیروی انسانی در آموزش‌و‌پرورش هم ربط دارد.

‌آیا برنامه‌ای برای آموزش مسائل جنسی در مدارس دارید؟

بعضی از موضوعات، درست یا غلط، کاملا به مسائل فرهنگی کلان جامعه وابسته شده است. تا آن گره‌های ذهنی و مسائل کلان حل نشود، آموزش‌و‌پرورش یک نظام کوچک در دل نظام بزرگ اجتماعی است به همین دلیل باید خیلی بااحتیاط و توجه خاص به این موضوعات ورود کرد؛ اما اینکه به این موضوع به‌عنوان یک اصل باید توجه کرد، جزء موضوعات مهمی است که در همان سند هم به آن اشاره شده است؛ حالا به این وضوح نه، ولی اینکه ما به ویژگی‌های افراد در ابعاد گوناگون جنسی، سنی و... توجه کنیم، به نوعی دارد دنبال می‌شود. همه ما معتقدیم امروزه خطرات متعددی دانش‌آموزان را تهدید می‌کند. حالا بخشی از آنها را باید در کتاب‌های رسمی بیاوریم و برای آن معلم تربیت کنیم.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن