بازی مخالفان دولت در زمین فراکسیون امید
روزنامه شهروند در گزارشی آورد: پایان ٨سال ریاستجمهوری محمود احمدینژاد که مورد حمایت اصولگرایان بود، آنها را وارد کارزار جدیدی کرد و آنها تمامی تلاش خود را برای پیروزی کاندیدای مورد نظرشان در انتخابات ریاستجمهوری سال ٩٢ به کار بسته و دراین راه از تمامی ابزارهایی که در دست داشتند، استفاده کردند، اما پیروزی حسن روحانی در انتخابات برنامهریزیهای منتقدان را با مشکل مواجه کرد و آنها ناچار شدند تاکتیک خود را تغییر دهند.
در ادامه این گزارش آمده است: با آنکه منتقدان روحانی در انتخابات ریاستجمهوری شکست خورده بودند اما هنوز درمجلس طیف وسیعی را در اختیار داشتند، به همین خاطر امیدوار بودند تا از پتانسیلی که درمجلس داشتند، بهترین استفاده را بکنند. آنها در نخستین گام سعی کردند با کمک حامیان خود درون مجلس، مانع از ورود نیروهای استراتژیک به بدنه دولت شوند و دراین راه تمامی تاکتیکهای خود را به کار بستند، ولی موفقیت حداکثری مدنظر را به دست نیاوردند و سه عضوی که برای دولت روحانی کلیدی محسوب میشدند- ظریف، زنگنه و آخوندی- از این کشاکش با موفقیت عبور کردند، اما سوال اینجاست که چرا این ٣ وزیر مهره اصلی برای حسن روحانی و بهتبع آن سیبل منتقدان بوده و هستند؟
با نگاه به روند برجام و پسابرجام پاسخ این پرسش به دست خواهد آمد. با اطمینان قریب به یقین میتوان گفت، فقط ظریف میتوانست پیروزی کشور را درمذاکرات ١+٥ و به نتیجه رسیدن برجام بهعنوان یک مذاکرهکننده خبره قطعی کند و کشور از مسیر پرخطری که در آن قرار داشت، عبور کند. پس از تصویب برجام و درمرحله اجرا چه کسانی میتوانستند امانت را از دست محمدجواد ظریف گرفته و به مقصد برسانند؟ بررسی کارنامه و سیاستهای بیژن زنگنه و عباس آخوندی نشان میدهد این دو، دقیقا سیاستهای پسابرجام را در داخل کشور به اجرا گذاشتند و درخت برجام را به سمت باروری و تولید میوه سوق دادند.
شکلدهی پسابرجام توسط زنگنه و آخوندی به واسطه قراردادهای متعدد، سطح ملاقاتهای دیپلماتیک و موفقیت درآوردن منابع خارجی برای سرمایهگذاری در پروژهها و نقش آنها در رشد اقتصادی بسیار پررنگ است. شکلگیری پسابرجام منجر به اشتغالزایی و ایجاد رفاه و امنیت روانی در میانمدت برای مردم میشود و سهم وزارت نفت و راهوشهرسازی دراین خصوص بسیار مهم و پررنگ است؛ بنابراین منتقدان اینبار با بازکردن مجدد پرونده کرسنت، هجمه همهجانبه به شکل تنظیم قراردادهای نفتی و استفاده از حربه مسکن مهر پردیس به واسطه حضور گسترده نیروهای همسو با منتقدان درمیان متقاضیان این شهر جدید، تمام قوای خود را برای به حاشیه راندن دو وزیر کلیدی و کاربلد به کار بستند.
تهاجمی که میتواند علاوه بر به حاشیه راندن دو وزیر، کارهای مهمی که در راستای اجراییشدن و به ثمرنشاندن پسابرجام درشرایط بغرنج کشور از لحاظ مالی انجام شده (به واسطه چندین سال تحریم و بیانضباطیهای دولت گذشته را که باعث هدررفت بخش عظیمی از منابع مالی کشور شد) پنهان کنند.
هرچند دراین میان مانعتراشیهای دولت قبل درماههای پایانیاش برای دولت تدبیر و امید کم نبوده است؛ مانند ثبتنام از دهها هزار نفر از متقاضیان مسکن مهر در سال ٩١ و شروع به ساخت چند ١٠هزار واحد مسکن مهر درشهر جدید پردیس در ماههای آخر عمر دولت دهم، مقروضکردن ساختارهای دولتی به بخش خصوصی و به ارث گذاشتن این قرض برای دولت روحانی، تحویل کشور با تورم بالای ٤٠درصد به تیم روحانی، رساندن میزان فروش نفت از حدود ٤میلیون بشکه نفت در روز به ٨٠٠هزار بشکه، حبس منابع مالی کشور در موسسات مالی خارجی به واسطه تحریم و... اما جدای از موارد ذکرشده، نباید از ارثیه نامبارک دولت بهار (به ورطه آشفتگی کشاندن اقتصاد) که حاصل سالها بیتدبیری دولت نهم و دهم بود، عبور کرد.
منتقدان به وضوح میدانستند احمدینژاد درچه شرایط و وضعیتی کشور را به حسن روحانی تحویل داده است و برای نگهداشتن او درهمین وضع حجم حملاتشان را به قدری زیاد کردند که ٣ وزیر کلیدی مجبور شدند بخش زیادی از توان خود را مصروف مقابله با هجمه منتقدان درمجلس و بیرون از آن کنند. با فرارسیدن زمان انتخابات مجلس در سال ٩٤، برای تسهیل در رسیدن به خواست اکثریت و با وجود تمامی موانع، حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی موجب شد ترکیب نمایندگان درمجلس تغییر معناداری پیدا کرده و مجلس تقریبا متعادل شود. اصولگرایان معتدل به ریاست علی لاریجانی و فراکسیون امید به ریاست محمدرضا عارف توانستند تندروها را به فراکسیون اقلیت تبدیل کنند.
اکنون و با نزدیکشدن به زمان انتخابات ریاستجمهوری سال ٩٦، فرصت مناسبی برای منتقدان حسن روحانی به وجود آمده است تا با استفاده از نیروهای منسجم دلواپس درون مجلس و پشتیبانی کانونها و تیم رسانهای قدرتمند همسو علاوه بر ایجاد موانع متعدد در برابر روند پسابرجام و در نتیجه رشد و توسعه اقتصادی، دولت را ناکارآمد نشان داده و تیم روحانی را هرچه بیشتر تضعیف کنند.
بهعنوان مثال، قبل از حادثه غمانگیز تصادف قطار، یکی از نمایندگان نزدیک به شهردار تهران مصرانه به دنبال جمعآوری امضا برای استیضاح عباس آخوندی وزیر راه بود، اختلافات قالیباف- آخوندی درخصوص مقاومت وزارت راهوشهرسازی برای جلوگیری از بیانضباطیهای شهرداری درحوزه شهرسازی برکسی پوشیده نیست، همچنانکه شهرداری مشهد هم همچون شهردار مشهدی تهران مخالف آخوندی است. ترس قالیباف از ضربهای که میتواند ضعفها و بیانضباطیهایی در دوران مسئولیتش در شهرداری رخ داده، در دوران انتخابات ریاستجمهوری بر او وارد کند، موجب شده است دراین راه با تندروهایی که هدفشان ناکامکردن برجام و پسابرجام است، همسو شود.
نباید فراموش کنیم بسیاری از نمادهای موفقیت پسابرجام درحال حاضر متعلق به حوزههای تحت مسئولیت وزارت راهوشهرسازی است، پس از ٤٠سال قرارداد با سازندگان هواپیما به صورت مستقیم منعقد شد تا علاوه بر جلوگیری از هدررفت پولهای کلانی که واسطهها به خاطر تحریم دریافت میکردند، امکان بازگشتهای منطقه ازکشورهای حاشیه خلیجفارس دوباره به ایران فراهم شود (به این ترتیب بازار چند ١٠میلیارد دلاری برای ایران به وجود خواهد آمد) و به این ترتیب علاوه بر ایجاد فرصتهای متعدد شغلی برای جوانان، امنیت روانی و آسایش را برای مسافران به ارمغان بیاورد.
پیگیری اجرای قطار سریعالسیر و توسعه حملونقل ریلی با استفاده از جدیدترین تکنولوژی روز، علاوه بر آنکه صرفهجویی قابل توجهی درمصرف سوخت و کمک به رشد اقتصاد کشور، کاهش تصادفات و تلفات جادهای را به همراه خواهد داشت و با راه افتادن نخستین قطار سریعالسیر یکی دیگر از نمادهای برجام و پسابرجام در دید عموم قرار خواهد داشت. (نکته حایز اهمیت دراین بین وجود گروههایی است که سالیان متمادی با استفاده از شرایط تحریم به راحتی اجناس چینی و روسی خود را با شرایط ویژه به کشور تحمیل کردهاند و اکنون به شدت متضرر شده و با استفاده از قدرت خود سعی در ناکارآمد نشان دادن وزارتخانه دارند.)
توسعه ظرفیت بنادر و آمادهسازی مناسبی که درکنار سواحل ایران انجام شده است، موجب میشود با انجام برجام مسیر حرکت کشتیهایی که بر اثر سالها تحریم به سمت بنادر کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس کج شده بود، دوباره به سمت ایران تغییر یافته و درصورت ادامه این روند مردم زحمتکش شهرهای بندری پس از سالها سختی به واسطه شغلهای متعدد ایجادشده زندگی بهتری به دست آورند.
با وجود آنکه عباس آخوندی نخستین مقام مسئول دراین سطح مدیریت است که به واسطه خطای انسانی زیرمجموعه خود برای عذرخواهی و التیام خاطر خانوادههای آسیبدیده حادثه و عموم مردم از سمت خود استعفا کرد و البته ازسوی رئیسجمهوری پذیرفته نشد، جهتگیری و شدت حملات پس از این استعفا، جای تردید در سیاسیبودن این استیضاح را باقی نگذاشته است. مطالب درجشده در متن نامه استیضاحکنندگان نشاندهنده برنامهریزی گسترده برای ایجاد جنگ روانی علیه یکی از کارآمدترین وزرای دولت است، اما نکتهای که از خود استیضاح مهمتر است، استراتژی درنظر گرفته شده برای اجرای این استیضاح توسط منتقدان است.
از آنجا که منتقدان میدانند درمیان عامه مردم جایگاهی ندارند، برای به حداقل رساندن هزینههای خود سعی دارند با ایجاد جنگ روانی برخی از نمایندههای منتسب به فراکسیون امید را وادار به موضعگیری دربرابر این حادثه کرده تا به این ترتیب شائبه سیاسیبودن استیضاح را از میان بردارند. درهفته گذشته شاهد موفقیت اندک این تاکتیک به واسطه اطلاعات اشتباهی که به برخی از نمایندگان رسانده شده بود و همچنین کمکاری برخی از نیروهای درون دولت در اطلاعرسانی مناسب به اعضای فراکسیون امید بودهایم.
با درنظر گرفتن مطالب ذکرشده و رصد رسانههای دلواپس، نشان میدهد که آخوندی گام اول است و پس از آن، نوبت به دو مهره کلیدی دیگر زنگنه و ظریف خواهد رسید و درنهایت به سمت تحقق رویای یکدورهای کردن ریاستجمهوری روحانی حرکت خواهند کرد. دراین میان فراکسیون امید و نقش محمدرضا عارف بهعنوان رئیس و یکی از افراد بانفوذ درمدیریت اعضای فراکسیون امید بسیار مهم است. او میتواند با وجود برخی از دلگیریها، با تصمیمگیری براساس منافع ملی، روند حرکت پسابرجام را تسهیل کند و نگذارد منتقدان با استفاده از اعتبار فراکسیون امید به اهداف خود دست یابند و از تکرار اتفاقات شورای شهر اول تهران و ظهور پدیدههایی همچون احمدینژاد جلوگیری کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.