نگاهی دوباره به نمایش «ماه در آب»
نمایش «ماه در آب» به کارگردانی محمد یعقوبی چالشهایی که انسان در جوامع مدرن پیش رو دارد مطرح میکند و به بیان سئوالهای ذهنی او در مواجهه با مفاهیمی اصیل و همیشگی چون عشق، وفاداری و مسئولیت پذیری میپردازد.
به گزارش خبرآنلاین نمایش «ماه در آب» پس از یک دهه هنوز با طراوت و زنده است، اگرچه تماشایش به اندازه بار اول غافلگیرکننده نیست، اما محک زمان را خوب تاب آورده و هنوز میتواند جذاب و در بخش هایی پیشگویانه باشد. محمد یعقوبی به عنوان یکی از بهترین نمایشنامهنویسان و کارگردانان یک دهه اخیر همواره توجهی ویژه به موضوع اختلاف های زن و شوهری و روابط عاطفی داشته و بخش قابل توجهی از آثارش در این باره است. عشق، تفاوت زنان و مردان، پایان روابط و بحران ارتباطها در جامعه امروز تم مشترک اغلب آثار یعقوبی است. اما ویژگی یعقوبی تنها در بعد نویسندگی نیست، ساختار بصری و ساختمان اجرایی آثارش هم منحصر به او هستند. یعقوبی در اجراهایش میان تئاتر و سینما پل زده، تصویر را به صحنه آورده و کوشیده محدود به قالبی خاص نباشد. آثار او به واسطه امتیازهای فرمی و محتوایی معمولا محبوبیت و اقبال عمومی یافتهاند و پرمخاطب بودهاند.
در «ماه در آب» یعقوبی همان رویکرد و نگاه را دارد، اما این بار سالن کوچک تماشاخانه باران پس از یک دهه میزبان نمایش او شده. اجرای امروز نسبت به گذشته تغییر چندانی نداشته و اصالت اثر حفظ شده، بیشتر تغییرها به ترکیب بازیگران مربوط است، اما دکور این اجرا زیادی خنثی و ساده است. دکور قبلی نمایش هم امکان جداسازی فضا را داده بود، هم نورپردازی خاص نمایش و برشهایی که بین روایت وجود داشت، از آن طریق زیباتر جلوه میکرد. در دکور ساده فعلی، فضای خانه بیهویت به نظر میرسد و تنها یک بوم نشان دهنده نقاش بودن آی سودا است.
اما آنچه تماشای «ماه در آب» را لذت بخش میکند، روایت، شخصیت پردازی و نحوه ارائه اطلاعات است. باران راوی بخشهایی از زندگی خود و مادرش است. مادری که از آغاز نمایش متوجه میشویم زنده نیست. ضربه اول از همان آغاز به مخاطب زده و راز فاش می شود اما نویسنده با مهارت قصه را پیش می برد و ما را نسبت به دانستن علت اصلی ماجرا و دوری باران از آی سودا (آیدا کیخایی) کنجکاو میکند. دایی آروین (پدرام شریفی) و خاله آلما (فهمیه امنزاده) در مواجهه با آی سودا نوعی دیگر از زندگی را به نمایش میگذارند و فصل مشترک همه آنها فراز و فرودها در روابط عاطفیشان است.
دیالوگ های طعنه آمیز و طنازانه آروین درباره ازدواج و نقش زنان برای تثبیت این مفهوم، و پاسخ های هوشمندانه آی سودا به او، یا پاسخ های بهرام (مهدی کوشکی) درباره بی مسئولیتی مازیار (علی سرابی) همان امتیازی است که یعقوبی دارد و بسیاری از نمایشنامه نویسان و کارگردانهای امروز ندارند. نقطه قوت کارهای او شوخی کردن با مسائلی است که در ذات تلخ هستند. اما او با استفاده از بستر طنز بدون این که به دام لودگی بیفتد، از منظری متفاوت به این موضوع ها نگاه می کند. مثل شوخی با آلزایمر مادر (ناهید مسلمی) و تاکید او بر قضا شدن نمازش، در حالی که آلما حالت عادی ندارد.
یکی دیگر از وجوه مثبت «ماه در آب» در نوع نگاه یعقوبی به شخصیتهاست. با این که کاراکتر اصلی آی سوداست، به عنوان زنی که زندگیاش دستخوش تغییرهایی خارج از اراده او شده، اما نویسنده و کارگردان موضعگیری خاصی درباره هیچ یک از شخصیتها ندارد. به همان اندازه که آی سودا فرصت درخشش و دیده شدن دارد، آلما و آروین دیده میشوند. حتی مازیار و بهرام هم فرصت این را دارند که از خود دفاع کنند. حرفهای مازیار با آی سودا درباره لزوم مهاجرت باران و وضعیت اجتماعی چندان بیراه به نظر نمیرسد. با آن که تماشاگر دلخوری و رنج آی سودا را دیده اما تصویری که علی سرابی از مازیار میسازد یک هیولا نیست. مازیار ترس و اضطرابش از زندگی خانوادگی را در ایران باقی گذاشته و به دنیایی سفر کرده که حس میکند متعادلتر و باثباتتر است. جالب این که باران هم که راوی قصه است و رنج مادر، نگاه غمگین او و گریه پدرش بعد از مرگ آی سودا را دیده اعتراف میکند مانند مازیار اهل رفتن و پشت سر گذاشتن است. یعقوبی حتی به باران که سرنوشتش با جدایی آی سودا و مازیار، دستخوش تغییر شده مثل یک قربانی نگاه نمیکند.
«ماه در آب» چالشهایی که انسان در جوامع مدرن پیش رو دارد مطرح میکند و به بیان سوالهای ذهنی او در مواجهه با مفاهیمی اصیل و همیشگی چون عشق، وفاداری و مسئولیت پذیری میپردازد. دردسرها، شادیها و غمهای یک خانواده ساده کوچک در تهران بهانه ای برای ورود به دنیایی بزرگتر و بیرحمتر است. دنیایی که در آن باور خیانت باید به یک عادت تبدیل شود یا پایان عشق پذیرفتنی باشد. آنهایی که بخت تماشای این نمایش در سال ۸۵ را داشتهاند خوب درک میکنند که آنچه یعقوبی از زوال ارزشهای اخلاقی و متزلزل بودن روابط ثبت کرده چقدر واقعی و هوشمندانه بوده است. با دیدن «ماه در آب» دلمان برای تماشای یک نمایش تازه از یعقوبی تنگ میشود، نمایشی که بازتاب روزگارمان باشد، بازهم بخشهایی از تنهاییها، شادیها و ترسهای ما را ثبت کند. نمایشی که ما را بابت همه لغزشها و امیدواریهایمان قضاوت نمیکند و از آنهایی میگوید که ماندند و آنهایی که رفتند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.