سیاست انتظار در قبال ترامپ
حمیدرضا آصفی. سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه در روزنامه شرق نوشت؛
سیاست خارجی ترامپ با دیپلماسی اوباما تفاوتهای بسیاری خواهد داشت؛ این نکتهای روشن است که توجه به آن برای ورود به بحث، ضروری است. اگرچه رویکرد رئیسجمهور در برخی زمینهها، تعیینکننده است، اما سیاست خارجی ایالات متحده به دلیل چندگانه بودن و نقش کنگره، سنا و لابیهای مختلف، همگن نیست. دراینمیان اینکه مواضع ترامپ منطبق بر مواضع جمهوریخواهان آمریکا باشد، نیز چندان به واقعیت نزدیک نیست، چراکه او در مرحله نامزدی تا انتخاب به عنوان نامزد اصلی، مغضوب چهرههای اصلی این جریان بود و دور از ذهن نیست که سیاستهای حزب را پیاده نکند. درباره برجام ممکن است سختگیریها افزایش یابد. ممکن است یکسری علائم منفی از کاخ سفید ارسال شود، ولی اینکه برجام منتفی شود، موضوعیت ندارد. به هر حال، آمریکاییها درباره برجام به اهداف کلی مدنظر خود رسیدند. بنابراین درباره برجام نباید چندان نگران بود. برای تحلیل شخصیت ترامپ، باید وی را در مقابل هیلاری کلینتونی قرار داد که نزدیک به لابی صهیونیستها و در مواضع ضدایرانی، مشهور است. اگر اینگونه مقایسه کنیم، بهتر میتوان ارزیابی کرد ممکن است ترامپ برای ایران بد باشد، اما کلینتون بدتر بود. درعینحال، انتخاب مشاور امنیت ملی و رئیس سازمان سیا، اگرچه تا حدی دور از انتظار بود اما هنوز انتخاب وزیران دفاع و خارجه باقی است و نمیتوان دراینباره به طور قطعی سخن گفت. فقط یک نکته روشن است که در کوتاهمدت، به بخشهای مختلف سیاسی و اقتصادی و مالی شوک وارد میشود. در ابتدا به شاخصهای اقتصادی و بورسها شوک وارد شده است ولی بسیار سریع، همهچیز به وضع سابق بازگشت. به نظر میرسد آمریکا و ترامپ از جنگطلبی پرهیز کنند. او در مواضع خود گفته بود ورود آمریکا به سوریه و لیبی اشتباه بود و اینکه چرا ایالات متحده باید هزینه امنیت دیگران را بپردازد. او اعلام کرده به دنبال تقویت روابط با روسیه است. بنابراین این نکات را میتوان در نظر داشت. ترامپ، نشانه میل تغییرخواهی مردم آمریکاست و بههمیندلیل، پیروزی او دور از انتظار نبود. علت این پیروزی هم روشن است؛ مردم از وضعیت معیشت، اقتصاد، رکود در تولید خسته شده بودند بههمیندلیل اقشار فقیر در حاشیهها و روستاها به ترامپ مایل بودند. در دوره اخیر انتخابات، مردم ایالات متحده، انتخاب میان خوب و بد نداشتند. آنچه در رسانههای آمریکا قبل از برگزاری انتخابات منتشر میشد، نشان داد کلینتون نامحبوبترین کاندیدای ریاستجمهوری بعد از ترامپ است. انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، یک انتخابات سلبی بود. درواقع در این انتخابات مردم نه ترامپ و نه کلینتون را میخواستند. نظرسنجیها نشان میداد رأیدهندگان از بغض دیگری قصد رأیدادن به کاندیدای مقابل را داشتند. هیلاری کلینتون برای مردم آمریکا چهرهای بسیار تکراری بود درحالیکه ترامپ برای مردم آمریکا، گزینهای تازه محسوب میشد. دوم اینکه هیلاری کلینتون و خانواده او از نظر فساد مالی، شرایط قابل قبولی نداشتند. سومین ویژگی منفی از منظر مردم آمریکا، دروغگویی او در جریان ایمیلها بود. ترامپ در مبارزههای انتخاباتی خود بر نکتهای تأکید میکرد که مبتنی بر نیازهای جامعه آمریکا بود. رسانههای آمریکایی میگویند ترامپ در طول رقابتها، صد جمله کلیدی داشت. معیشت مردم، اقتصاد آمریکا، اشتغالزایی برای مردم آمریکا، فساد ساختارهای سیاسی آمریکا و مشکلاتی از ایندست مسائلی بودند که ترامپ از روز نخست تا انتهای مبارزات انتخاباتی در سخنرانیهایش تکرار میکرد. مردم آمریکا به دنبال تغییر بودند نوع برنامهها و شعارهای هیلاری کلینتون براساس ادامه راه و حفظ وضع موجود بود درحالیکه مردم آمریکا به دنبال تغییر بودند. این مسئله خود یکی از دلایل اصلی پیروزی ترامپ در انتخابات اخیر آمریکا بود. تعداد آرای شرمنده ترامپ بسیار بود. نقش آرای شرمنده در پیروزی ترامپ را از یاد نبریم. آرای شرمنده به معنای آن است؛ افرادی وجود دارند که از معرفی کسی که میخواهند به او رأی دهند، شرمنده هستند و از معرفی نامزدشان امتناع میکنند. آنها در نظرسنجیها میگویند رأی نمیدهیم یا به فلان شخص رأی نمیدهیم ولی در انتخابات شرکت کرده و به کاندیدای مدنظرشان رأی میدهند. تعداد این آرا در انتخابات اخیر بسیار بود و همانها در تغییر نتایج مؤثر بودند در تحلیل رسانههای غربی مبنی بر اینکه ترامپ، احمدینژاد آمریکاییهاست، نوعی شیطنت وجود دارد. ما در انتخابات ریاستجمهوری مشاهده میکنیم طبقات پایین آمریکا، کارگران و مردم عامه به ترامپ رأی دادند. آنچه مهم است، این است که ترامپ توانست با عامه مردم آمریکا ارتباط برقرار کند ولی کلینتون در این امر ناموفق بود. آنچه اهمیت دارد، این است که ترامپ توانست از نقاط ضعف گسترده خانواده کلینتون استفاده کند و روی موج سوار شد و انتخابات را برد. لازم است بار دیگر تکرار کنم مهمترین عامل پیروزی ترامپ، تکراریبودن هیلاری کلینتون بود. اما اینکه ترامپ در دو هفته گذشته، چه مواضعی داشته، این نکته را روشن میکند که وی بسیاری از مواضع خود را تغییر داده است. او در بسیاری از موارد آرای متفاوت و متناقضی را بیان کرده است و هنوز نمیتوان بهطور قطع درباره مواضع جدی او درباره ایران سخن گفت. در ایران، نگرانیهایی درباره نوع رفتار او با برجام وجود دارد. باید بدانیم در ازبینبردن برجام، اروپا همراه آمریکا نخواهد شد. اگر ترامپ به تعهدات آمریکا در برجام بیتوجه بماند، برای ایران حاوی منافعی هم خواهد بود. ایالات متحده با توجه به شرایطی که ایران درحالحاضر در سطح جهان دارد، نمیتواند لطمه جدی به ایران وارد کند. بههرحال، برنامه جامع اقدام مشترک، اتفاق مثبتی بود. بعد از آن فضای روابط ایران و اروپا بهبود یافته و همکاریها بیشتر شد. برجام موجب شد تا آن اجماع اروپایی-آمریکایی علیه ایران از بین برود. ولی آمریکا با وجود برجام، تحریمهای خود علیه ایران را برنداشته است و سختگیریهایش را در عرصههای دیگر بیشترمیکند. در این فضا اگر برجام هم برداشته شود و محدودیتهایی نیز اعمال کند، اروپا با آمریکا دیگر همراهی نخواهد کرد. با ازبینبردن برجام، ایران ۲۰ هزار سانتریفیوژ خود را به ۴۰ هزار سانتریفیوژ میرساند با ازبینبردن برجام به وسیله واشنگتن، درگیریها میان آمریکا و اروپا، روسیه و چین بیشتر خواهد شد. با ازبینبردن برجام از سوی آمریکا، دیگر قطعنامهای علیه ایران نمیتواند در شورای امنیت تصویب شود. آمریکا میتواند به صورت یکجانبه اقداماتی را بکند ولی دیگر اجماعی علیه ایران وجود نخواهد داشت و از طرفی، ایران ۲۰ هزار سانتریفیوژ خود را به ۴۰ هزار سانتریفیوژ میرساند. کلینتون و ترامپ هر دو دشمن ایران هستند که ترامپ روحیات تاجرمآبانه دارد، این کار تا چه اندازه میتواند موجب رایزنی میان تهران و واشنگتن شود؟ یادمان باشد ما ترامپ را با یک فرد معقول ارزیابی نمیکنیم. ما در حال مقایسه ترامپ با کلینتونی هستیم که رویکرد منفی نسبت به ایران داشت و به بیان دیگر، میان دو دشمن دست به مقایسه زدهایم. کلینتون و ترامپ هر دو دشمن ایران هستند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.