آبیار:فکرنمیکردم در فیلمم از انیمیشن استفاده کنم
کارگردان فیلم سینمایی«نفس» گفت: اصولاً با استفاده نریشن و انیمیشن در فیلم مخالف هستم و به هیچ عنوان فکر نمیکردم در نفس از آنها استفاده کنم.
به گزارش تسنیم، سالهای بسیاری است که دفاع مقدس یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران است و طی این سالها فیلمهای ارزشی بسیاری با این موضوع تولید شدهاند. فیلمهایی که امروز با ادبیات متفاوتی تولید میشوند و چندین گام به جلو رفتهاند.
شاید خاطره همه ما باشد فیلمهایی دفاع مقدسی را که در دهههای ۷۰ و ۸۰ تولید میشدند و بیشتر به ترسیم فضای جبههها و افراد بزرگ میپرداختند؛ اما امروز اگرچه درباره قهرمانان جبههها، فیلم ساخته میشود ولی کارگردانان اندکی هستند که این ادبیات و نحوه روایت را تغییر دادهاند. کارگردانانی که به جای آن که داستان دفاع مقدسشان را از جبههها روایت کنند، راوی پشت جبهه شدهاند، یکی از نمونههای بارز اینگونه روایتها فیلم سینمایی«شیار ۱۴۳» به کارگردانی نرگس آبیار است.
کارگردانی که با نحوه متفاوت روایتش، به داستانهای دفاع مقدس جانی دیگر بخشید و افرادی را پای این داستانها نشانده که شاید کمتر به سمت فیلمهای دفاع مقدس میآمدند. نرگس آبیار پس از فیلم «شیار ۱۴۳» به تازگی با روایتی دیگر به سینماهای ایران آمده است، فیلم سینمایی «نفس».
وی در فیلم جدیدش راوی داستان کودکان جنگ شده است. کودکانی که شاید به درستی نمیدانستند، زندگی یعنی چه، مهر و محبت یعنی چه، عشق یعنی چه و در نهایت جنگ به چه معناست. او جنگ را از دریچه نگاه کودکی میبیند که هنوز معتقد است بدرود یعنی دو رود در کنار هم و این نگاه کودکانه با کمک انمیشن و نریشن وجهه تازهای در سینمای او ایجاد میکند.
این کارگردان به تازگی با حضور در باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا» از نحوه ساخت فیلم سینمایی«نفس» گفت. در ادامه بخش دوم این نشست را میخوانید.
تسنیم:کارهای بسیار ویژهای که در آثار شما ملموس است شاید این باشد که ما فیلمی دفاع مقدسی میبینیم اما صحنهای از زد و خورد را در فیلمهای شما مشاهده نمیکنیم، قدری برایمان درباره ساخته اینگونه فیلمهای دفاع مقدسی بگوید.
آبیار: در روایت فیلمهایم سعی کردم شخصیت داستانهایم برایم محوریت باشد، مثلاً در فیلم شیار ۱۴۳ الفت برای من مهم است وقتی الفت را دنبال میکنم جنگ را نشان نمیدهد در همان حدی که سید علی میبیند یا صحنههای آرشیوی که ممکن است یک نفر از تلویزیون ببیند و اصلاً فکر میکنم به آن سمت نباید بروم در نفس نیز همین طور است وقتی کودک را دنبال میکنم کاملاً جهان را از نگاه او میبینم شاید این اتفاق منحصر به فرد در سینمای ما باشد شما یک فیلم نام ببرید کودک ممکن بود باشد ولی نگاه حاکم نگاه فیلم ساز است ما نگاهی که بچه دارد و تعریفی که او دارد از اتفاقات و بحرانها و کاراکترها تا حالا نداشتیم و در واقع این جا این اتفاق بود و به همین دلیل لزومی ندارد به سمت جنگ بروم اما در کتاب شیار ۱۴۳ چون دانای کل بودم از ذهن همه شخصیتها داستان را خوانش میکنم، چون ۱۳ شخصیت اصلی دارم و یکی از آنها الفت است که من جداش کردم و تبدیلش کردم به فیلم شیار ۱۴۳ در نتیجه من صحنه جنگی دارم و صحنه جنگی در متن که هنوز نشده من فیلمی بسازم که فضای جنگ سینمایی داشته باشد دوست دارم تجربه کنم . در کتاب واقعاً اگر شما ندانید نویسنده این کار زن است شاید متوجه نشوید.
قاسمی: خانم آبیار تقریباً ۳۲ عنوان کتاب دارد. کتابی به نام کوه روی شانه درخت است که جوایز بسیاری را دریافت کرد، یکی از جایزههایی که این کتاب در سال انتشارش دریافت کرد جایزه کتاب دفاع مقدس بود، این کتاب درباره ماجرایی در کردستان است، اگر شما این کتاب را مطالعه کنید غیرممکن است تصور کنید، این کتاب را یک خانم نوشته است. این کتاب ماجرای فرار آقایی از دست کومله و دمکرات است که کاری انجام داده و فرار میکند شما وقتی این کتاب را مطالعه میکنید احساستان است که شخص نویسنده خود در کنار کسی است که فرار میکند. این حس همراهی به این خاطر است که خانم آبیار برای کاری که میخواهند انجام بدهند تحقیقات گستردهای انجام میدهند، حال این کار چه تالیف کتاب باشد و چه ساخت فیلم.
برای سخت نفس ایرانگردی کردیم
تسنیم: آقای قاسمی شما چگونه پذیرفتید که از فیلم شیار۱۴۳ فاصله بگیرید و فیلم نفس را بسیازید؟
قاسمی:من سینما را به خاطر تجربیات جدیدش دوست دارم. قبل از این حدود۱۳ سال مستند ساز بودم، یک روز بلوچستان بودم، یک روز ایلام بود، یک روز کشور اذربایجان بودم، یک روز ارمنستان بودم و مستندات سازی را به خاطر تجربیاتش دوست داشتم، فیلم داستانی را نیز دوست داشتم، و این دوست داشتن به خاطر نوع متفاوت تجربهها است که در هر کدام از این عرصهها به دست آوردهام است. در مستند شاید قومیتهای جدید و آداب جدید و تجربیاتی در مناطق مختلف کسب کنید که در کار داستانی شاید در عرصههای دیگر کمتر به دست آورید. فیلم سازی را به خاطر این تجربیات دوست دارم اگر نباشد خوشم نمیاد انگیزه ای ندارم که آن کار را پیش ببرم بله سخت است ولی باید بتوانیم درست کنترلش کنیم. نفس فیلمی بود که کمی بیشتر از یک فیلم آپارتمانی هزینهزا بود.
در فیلم نفس صحنهای داریم که چندین هزار نفر هستند مثل عاشورا، مثل آمدن حضرت امام ما باز دوباره کمک می گرفتیم از همان فضای مستندسازی خودمان و از آن پتانسیل بومی استفاده میکردیم. مثلاً صحنه عاشورا در فیلمنامه همین بود «تصاویری از عاشورا را می بینیم» یعنی به اندازه نیم خط بود، من میدانستم که منظورشان چیست رفتیم به منطقه اروندآباد یزد منطقه خود خانم آبیار، خدا رو شکر آنجا هم لطف دارند احترام قائل هستند رفتیم تمام هیئت هایشان ۲۰ روز تقریباً هر شب می رفتیم هیئت این مردمی که بودند مطرح می کردیم که قرار است عزاداری شما را ثبت کنیم. مردم یزد بسیار به کاری که انجام میدهند، اهتمام میورزند. خاطرم هست دنبال روز تعطیلی بودم که بتوانیم در این روز تعطیل این مراسم را برگزار کنیم. دستیاری داشتیم که مداح بود در این ۲۰شب در همه این هیئت ها مداحی کرد و نتیجه این شد که ما سه هزار نفر می خواستیم خاطرم هست روز جمعه بود ۱۲ رجب ، فرداش شنبه ۱۳ رجب بود دو روز تعطیلی بود روز جمعه این مراسم را گرفتیم به جای سه هزار نفر ۵ هزار نفر جمعیت آمد امام جمعه آنجا چون شهر شاهدیه شده بسیار نگران بود که آن تعداد کمی که نماز جمعه میآیند نیز بخاطر مراسم ما به مسجد برای اقامه نماز جمعه نیایند، من به وی گفتم که نگران نباشد درستش میکنیم. بعد از آن مراسم شنیدم که امام جمعه آن شهرستان بسیار خوشحال شده بود چرا که همه آن پنچ هزار نفر برای اقامه نماز جمعه رفته بودند. بسیار کم پیش میآید که کاری سینماییای با هنرور جلو برود و آن اثر رئال در بیاید، حداقل در سبک و سیاق آبیار نیست؛ خانم آبیار بسیار علاقهمند هستند که کارهایشان به صورت مستندگونه جلو برود. ما یا باید در آن زمان حضور پیدا میکردیم که نمیشد چرا که حدود ۳۷ سال از آغاز انقلاب گذشته بود یا این که باید از پتانسیل آن فضا و شهرستان استفاده میکردیم که این موضوع باعث میشد هزینههایمان به شدت کاهش یابد.
ما شهرهای زیادی را برای این فیلم رفتیم گشتهایم، یزد، هشتگرد، کردان، قزوین، حتی خوجیر آمدیم و کار بسیار دشوار بود، تعداد جلساتی که برای این کار داشتیم ۷۶ جلسه بود؛ اما بخش عمده این جلسات روزهایی بود که ما از لوکشینهای مختلف باید حرکت میکردیم مثلاً ما از یزد تا برگردیم تهران سه روز زمان برد. در مورد صحنه ورود امام را شما ببینید این صحنه ها بسیار مستندگونه درآمده آقای فراستی دیده بود گویا فیلم را صحبتش میگفت صحنههای آرشیوی ورود امام بهشان کمک کرده بود نظر ایشان این بود در صورتی که این صحنهها آرشیوی نبود ما صحنههای واقعی را کار آقای ترابی را دیده بودیم حتی هلی کوپتری که بود بازسازی کردیم یک بخش عمده جلوههای ویژهای کمک کرد مثل تکثیر جمعیت یک بخشی هم مردم همان منطقه بود. بیلبوردهایی تعبیه دیده بودیم و در آن از مردم شهرستانهای اطراف تهران در خواست کردیم که به لوکیشن ما بیایند تا بتواین صحنههای ورود امام را ضبط کنیم، این موضوع کمک بسیاری به ما کرد و باعث شد هزینهای جهت جذب هنرور نداشته باشیم.
تسنیم: بازیگر دختر بچه این فیلم را چگونه پیدایش کردید؟ شخصیت خودش اینگونه بود یا نقشها را بازی کرد؟
آبیار: ساره اولین بچهای بود که دیدمش و انتخابش نکردم، چون آن موقع که برای اولینبار پیش ما آمد با ما همکاری نکرد چون ما مشهد در هتلی بودیم و آمدم در اتاق گفتم بازی کنم من مادرت هستم مریض هستم تو میروی بیرون کار میکنی دست فروشی میکنی داستان تعریف کردم که بازی کند گفت نه این غمیگن هست من حوصله ندارم همکاری نکرد. من در ذهنم گفتم برای پروژه «نفس» به این سختی نمیتوان روی این بچه حساب کرد. از دو هزار بچه در چندین مدرسه تست گرفتم.
قاسمی: سیزده به در رفته بودیم چند تیم تقسیم شدیم در پارک های مختلف می رفتیم از بچه ها تست میگرفتیم
آبیار: از بین این ها ۵، ۶ نفر بالا آمدند و این وسط بابای ساره می آوردش که دوباره تست بدهد این هم آمد در بین بچههای منتخب چون هرباری که تست میداد بهتر میشد و روش کار کرده بودند که همکاری کند. بچههایی که میآمدند و تست میدانند فوق العاده بودند بعضی از آنها کلماتی را به کار میبردند که آدم را متعجب میکرد، مثلاً یکی از این بچهها میگفت «خانم آبیار من رو انتخاب کن سرافرازت میکنم» یک ساعت ممکن بود بازی کنند و دیالوگ بگویند این بچه ما اصلا بازیگری برایش مهم نبود همین بازی گوشی ماجرا برایش مهم بود. این که از قم به تهران بیاید، هدیهای بگیرد؛اصولاً فضا برایش بازیگوشانه بود. سری بعدی که به دفتر ما آمد خانوادهو مشاورهاش با او صحبت کرده بودند تا تمکین کند. آن بچهای که یک ساعت برای من دیالوگ میگفت و بازی میکرد خودش نبود بازی میکرد این بچه خودش بود اگر دیالوگی میگفت حرکاتی داشت که خیلی دوست داشتم سرش را میخاروند بازی میکرد بسیار طبیعیاش میکرد. علی رغم همه سختی هایش سازه ساعت ۱۱ شب خوابش میگرفت مجبور بودم آن صحنه را با خوابش بگیرم. چون نمیتوانستیم بیدارش کنیم اگر بیدارش می کردیم این تا چند روز در دنده لج بود و همه را کلافه میکرد. ساره اینگونه وارد پروژه شد، ولی وقتی که پروژه آغاز شد پختگی بیشتر از خود نشان میداد.
تسنیم:در مورد کارهای جدیدتان بگویید؟
آبیار: یک موضوع سه گانه دارم که اگر عمری باشد می سازم ولی باید زمانش برسد راستش دلم میخواهد کار معاصر اجتماعی انجام دهم نگویند این مانده در دهه ۶۰. احتمالاً در اثر بعدیم یک کار معاصر اجتماعی بسازم.
تسنیم: پس برنامه دارید؟
آبیار: برنامه دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیدم.
تسنیم:شما در فیلم نفس از نریشن و انیمیشن استفاده کردید چی شد که به این رسید که از نرشین و انیمیشن استفاده کنید؟
آبیار: به هیچ عنوان فکر نمیکردم روزی در فیلمم از نریشن، انیمیشن و حتی اسلموشن داشته باشم؛ چرا که احساس میکردم این موضوع باعث میشود فیلم از فضای رئال بیرون بیاید. ولی در نفس فکر کردم که میتوانم اینها را داشته باشم به شرط اینکه تعریف جدیدی از آنها به کار ببریم. همین اتفاق هم افتاد، اگر دقت کرده باشید در این فیلم کودک حرفهایش را به حالت نریشن نمیگوید با یک فراز و فرود و لحنی میگوید که با نریشن گفتن متفاوتش میکند، انیمیشن را هم همینطور، انیمیشن در این فیلم بیشتر شبیه به نقاشیهای کودک است که آرزو دارد آنها را در تلویزیون پخش کند. ما در نقاشیهای این فیلم از پرسپکتیو نقاشیهای کودکانه که یک پرسپکتیو تختی است استفاده کردیم تا انیمیشن در فیلم وصله ناجوری به نظر نرسد.
آبیار: نفس فیلم کودک نیست اما کودکان بسیاری با آن ارتباط برقرار کردند
تسنیم:روال فیلم را نگاه میکنیم یاد سینمای کودک و نوجوان میافتیم دو وجهه داریم یکی اینکه یا فیلم برای کودکان است یا کودک در فیلم بازی میکند لزوما اگر کودک در فیلم بازی می کند سینمای کودک و نوجوان نیست یک سری می گفتند اگر صحنه آخر نبود می شد در دسته سینمای کودک و نوجوان هم طبقه بندیش کرد شما به این نتیجه رسیدید؟
آبیار: این فیلم، فیلم کودک نیست ولی بچههایی که دیدند با آن ارتباط گرفتند چون یک بخشی از فانتزی های آنها هم هست اما لزوماً مرگ برای بچهها چیز بدی نیست در همه قصه ها، نه ، اگر بگویم همه اغراق کردم ولی در بسیاری از داستانهای کودکانه به موضوع مرگ پرداختهاند شیوه روایت مرگ که من فکر میکنم بسیار تفاوت دارد و اینکه بچهها با موضوع مرگ آشنا شوند اتفاقاً از جهاتی خوب است.
تسنیم:خانم آبیار شما در آثارتان به مقوله زن در دفاع مقدس پرداختهاید، به نظرم پشت این نگاه شما، اندیشه خاصی وجود دارد، چنین چیزی را ما بیشتر در نگاه خانم میلانی دیدهایم که به موضوعات اجتماعی میپردازند، آیا شما این مسیر را در آثارتان ادامه خواهید داد؟
آبیار: اگر به زنان پرداختم به این دلیل است که شناخت بهتری نسبت به زنان دارم ممکن است در مقطعی نسبت به مردان شناخت بهتری داشته باشم و سراغ فضای مردان بروم. ولی تا اینجا چون فضای زنان را بهتر میشناختم و ملموس تر بود و میدانستم بهتر میتوانم موضوع را منتقل کنم سراغش رفتم. این به آن معنی نیست که من فمنیسم هستم. ولی موضوعات زنان دغدغه من است.
تسنیم:در فکر اکران بین المللی هم هستید؟
آبیار: بیشتر سراغ سینما آمدم به خاطر نگاه جهانیش که حرف هایی بزنم که همه دنیا متوجه آن شوند. حرفهایی که فرامتنی نباشد و فقط هم این شامل ایران نمیشود به هر حال هر هنرمندی برایش بهتر است که مخاطبان بیشتری داشته باشد. من بسیار دوستدارم مردم ایران مخاطبم باشند، از سوی دیگر دوستدارم تمام دنیا هم مخاطبم باشد.
تسنیم:در خصوص فیلم بعدی تان کدام موضوع مدنظرتان است؟
آبیار: دوست دارم اجتماعی کار کنم ولی هنوز هیچ تصمیم آنچنانی ندارم .
تسنیم: فعلا اولویت موضوع اجتماعی است.
آبیار: بله.
تسنیم:فیلم نامه دارید؟
آبیار: طرح دارم چند طرح داریم بالا و پایین میکنیم
تسنیم:برای خودتان است؟
آبیار: برای خودم و دیگران است بعید نیست روی اینها کار کنم خیلی اصرار ندارم کار خودم باشد.
تسنیم:نمیخواهید از کتاب هایی که نوشتید سمت آنها بروید
آبیار: ممکن است دو تا طرح هم برای کتابهایم است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.