تلاش عارف برای مذاکره با اصولگرایان

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۳۵۹۰۵ سایت-خوان

آرمان نوشت؛

«درشرایط کنونی اتاق‌های فکر خردورز و معتدل جریان اصولگرا دو راه بیشتر پیش روی خود نمی‌بینند. نخست اینکه جریان اصولگرا به سمت آقای قالیباف گرایش پیدا کند و به صورت تمام‌قد از تمام ظرفیت‌های خود برای کاستن نقاط ضعف انتخاباتی ایشان استفاده کند. اصولگرایان اما با راه دومی نیز مواجه هستند. این راه این است که این جریان در انتخابات۹۶ تنها در اندیشه به چالش کشیدن آقای روحانی در افکار عمومی باشد و برای فرستادن فرد جدیدی به پاستور برنامه‌ریزی نکند. در چنین شرایطی اصولگرایان از یک چهره جوان و شاداب استفاده خواهند کرد که آقای روحانی را با وضعیت‌های جدیدی روبه رو کند که عبور از آنها برای آقای روحانی دشوار باشد». جملات بالا سخنان حسن رسولی استاندار اسبق خراسان در دولت اصلاحات وفعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با «آرمان امروز» است. رسولی همچنین معتقد است: «آقای عارف از چنان مقبولیتی در فضای سیاسی کشور برخوردار است که می‌تواند با مراجع و هسته‌های اصلی جریان اصولگرایی وارد مذاکره شود. آقای عارف تلاش می‌کند نقطه اتصالی بین دو جریان سیاسی کشور باشد و شرایط مذاکره سازنده ومثبت انتخاباتی را با اصولگرایان فراهم کند. بدون شک آقای عارف دارای چنین ظرفیتی است که بتواند بزرگان دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب را سر میز مذاکره بنشاند». در ادامه گفت‌وگوی «آرمان امروز» را با حسن رسولی می‌خوانید.

اصلاح‌طلبان چگونه دیدگاه‌های متفاوت درون گروهی خود را به یک استراتژی مدون و دقیق در انتخابات ریاست‌جمهوری تبدیل خواهند کرد؟چرا«اتاق فکر» جریان اصلاحات به نوعی دچار «خودسانسوری» در بیان مواضع انتخاباتی خود شده است؟

پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای سیاست ورزی جریان اصلاحات بوده است. بدون شک جریان اصلاحات در این زمینه نهایت هوش و منطق سیاسی خود را به کار برده است. در شرایط کنونی اصلاح‌طلبان تنها دو رویکرد برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ پیش‌روی خود می‌بینند. نخست اینکه رویکرد سال۹۲ در حمایت از آقای روحانی را ادامه بدهند و همچنان به صورت تمام قد از ایشان حمایت کنند. رویکرد دوم اصلاح‌طلبان اما این است که در استراتژی راهبردی گذشته خود نسبت به آقای روحانی تجدید نظر کنند و با مشی جدیدی وارد مبارزات انتخابات ریاست‌جمهوری آینده شوند. رویکرد دوم می‌تواند شرایطی را به وجود بیاورد که جریان اصلاحات با گزینه جدیدی جز آقای روحانی در عرصه انتخابات حضور پیدا کند. به نظر من اتخاذ هر کدام از رویکردهای ذکر شده نیازمند مطالعه دقیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از دو منظر تئوری و عملی است. بدون شک آقای روحانی در تحقق بخشی از مطالبات اصلاح‌طلبان که پایگاه رای اصلی ایشان تلقی می‌شود ناموفق بوده و نتوانسته بخش‌هایی از پایگاه رای خود را با سیاست‌های دولت همراه کند. با این وجود تحقق بخش‌هایی از وعده‌های انتخاباتی آقای روحانی به اندازه‌ای مهم و برجسته بوده که قاطبه اصلی پایگاه رای ایشان همچنان به دنبال ادامه رویکرد مدیریتی ایشان بر کشور هستند. ما باید این نکته را در نظر داشته باشیم که آقای روحانی از اختیارات نامحدودی در زمینه‌های مختلف برخوردار نبوده و در بسیاری از زمینه‌ها با اختیارات محدودی مواجه بوده است. با این وجود و با وجود اختیارات محدود موفق شده کارنامه موفقی از خود برجای بگذارد. همه این عوامل دست به دست هم می‌دهد که جریان اصلاحات به تداوم حمایت خود از آقای روحانی در سال۹۲ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ نیز ادامه بدهد و رویکرد گذشته خود را در راستای منافع ملی و مطالبات مردم دنبال کند. البته این رویکرد حمایتی به معنای «استیصال»، «درماندگی» و دادن «چک سفید امضا» نیست. رویکرد جریان اصلاحات در انتخابات۹۶ رویکرد حمایتی«مطالبه محور» و با حفظ فاصله انتقادی خود نسبت به دولت آینده آقای روحانی خواهد بود.

برخی از اصلاح‌طلبان بر این باورند که «عقل سیاسی» حکم می‌کند جریان اصلاحات برای مسائل پیش‌بینی ناپذیر انتخابات یک «آلترناتیو» داشته باشد تا در لحظات سخت از وی استفاده کند. شما با چنین رویکردی موافق هستید؟ آیا ذخیره یک آلترناتیو برای روزهای سخت تمرکز جریان اصلاحات را برای انتخابات به هم نمی‌زند و باعث دو دستگی نمی‌شود؟

طرح آلترناتیوی در «عرض» آقای روحانی به هیچ عنوان به مصلحت نیست و وجود آن باعث مبهم شدن شرایط انتخابات و در نهایت استفاده جریان رقیب از این وضعیت خواهد شد. طرح یک آلترناتیو در عرض آقای روحانی دو پیامد منفی به همراه خواهد داشت. نخست اینکه سازمان رای جریان اصلاحات که با یک پیام ویدئویی رهبر اصلاحات به انسجام کامل می‌رسد را دچار تردید و ابهام جدی خواهد کرد. در مرحله دوم برای جریان رقیب که به شکل‌های مختلف به دنبال کاهش موقعیت سیاسی و اجتماعی آقای روحانی است و به انواع و اقسام شیوه‌ها برای هدف خود متوسل می‌شود یک نقطه امید ایجاد خواهد شد. به همین دلیل «عقل سیاسی» حکم می‌کند که کاندیدای نخست جریان اصلاحات آقای روحانی باشد. در پاسخ به دوستانی که عنوان می‌کنند جریان اصلاحات باید برای «روزمبادا» یک آلترناتیو در اختیار داشته باشد نیز عنوان می‌کنم جریان اصلاحات بیش از یک دهه است که به دلایل مختلف خارج از «حاکمیت رسمی» سیاسی کشور در حال «سیاست‌ورزی» است و به همین دلیل به درجه‌ای از تجربه و پختگی سیاسی دست پیدا کرده که بداند و بتواند در لحظات سخت تصمیمات درست و آینده نگرانه اتخاذ کند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ کمتر کسی گمان می‌کرد شورای نگهبان صلاحیت آیت‌ا...‌ هاشمی را تایید نکند. با این وجود جریان اصلاحات به خوبی شرایط را مدیریت کرد و موفق شد در کوتاه‌مدت بهترین گزینه را با بهترین شرایط به ریاست‌جمهوری برساند. از سوی دیگر زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که ممکن است صلاحیت آقای روحانی در انتخابات۹۶ مورد تایید شورای نگهبان قرار نگیرد. به نظر من طرح این مساله در گمانه زنی‌ها و تحلیل‌های ژورنالیستی شاید ساده به نظر برسد اما در عالم واقع هزینه‌های زیادی برای نظام جمهوری اسلامی در پی خواهد داشت و به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اجازه چنین کاری را نخواهند داد.

زمزمه‌هایی مبنی بر تمایل آقای عارف برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری به گوش می‌رسد؟آیا این مساله صحت دارد؟

بنده از نزدیک با مواضع آقای عارف آشنایی دارم و تاکنون چنین تمایلی را در ایشان مشاهده نکرده‌ام. آقای عارف همواره مشی حمایتی نسبت به دولت و شخص آقای روحانی داشته و به هیچ عنوان به دنبال رقابت انتخاباتی با ایشان نیست. در شرایط کنونی آقای روحانی در مسیری حرکت می‌کند که مورد دلخواه جریان اصلاحات است. مخالفت‌ها و کارشکنی‌های گسترده‌ای که جریان رقیب در مسیر حرکت آقای روحانی به وجود می‌آورد نیز گواهی بر حرکت صحیح آقای روحانی در مسیر اصلاح‌طلبی وتحقق منافع ملی است. ما مشاهده می‌کنیم که در برخی مواقع فشارها و کارشکنی‌هایی که در مقابل آقای روحانی صورت می‌گیرد از دولت اصلاحات نیز بیشتر است و دولت را با چالش‌های جدی‌تری مواجه می‌کند. با این وجود آقای روحانی بدون کمترین تردیدی در مسیر صحیح خود حرکت می‌کند و اجازه نمی‌دهد مخالفت‌های جریانی و جناحی دولت وی را در تحقق منافع ملی و مطالبات مردم ناکام بگذارد.

آقای عارف به مرور زمان از انفعال روزهای ابتدایی مجلس به دلیل شکست در انتخابات هیات رئیسه خارج شده و حضور جدی‌تری در فضای مجلس و رسانه‌های کشور پیدا کرده است. استراتژی آقای عارف برای ادامه مسیر خود در سپهر سیاسی کشور چیست؟

مهم‌ترین دستاورد اصلاح‌طلبان در سال‌های اخیر ورود به حوزه اصولگرایان بوده است. هنگامی که آقای حسن روحانی به عنوان یک چهره اصولگرا و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در مسیر اصلاحات گام بر می‌دارد و رفتار اصلاح‌طلبانه از خود نشان می‌دهد یا هنگامی که آقای علی مطهری که در مجلس هشتم با حضور در لیست جبهه پایداری وارد مجلس شده و امروز یک گام از برخی اصلاح‌طلبان در دفاع از «مردم سالاری» جلوتر حرکت می‌کند نشان‌دهنده این مساله است که گستره جریان اصلاحات در سطح جامعه در حال افزایش است و کار به جایی رسیده که به حوزه اصولگرایی نیز ورود پیدا کرده است. حتی افرادی مانند احمد‌‌توکلی و ناطق نوری که زمانی در جریان رقیب تعریف می‌شدند نیز امروز در بیان و موضعگیری‌های سیاسی خود از گفتمان و ادبیات اصلاح‌طلبی استفاده می‌کنند. همه این مسائل نشان می‌دهد که گفتمان اصلاحات روز به روز در حال نهادینه‌تر شدن در ریزبافت‌های جامعه و فرهنگ سیاسی کشور است. نهادینه شدن گفتمان اصلاحات در شرایط کنونی حتی نسبت به دوران دولت اصلاحات نیز عمیق‌تر شده است. از سوی دیگر ظرفیت سیاسی آیت ا...‌هاشمی تا سال۸۴ در گستره اصلاح‌طلبی تعریف نمی‌شد اما در شرایط کنونی ایشان بخشی از ظرفیت جریان اصلاحات را تشکیل می‌دهند. بدون شک آقای عارف نیز دارای یک ظرفیتی است که در راستای اهداف جریان اصلاحات گام برمی‌دارد. با این وجود ما نباید انتظار داشته باشیم که همه ظرفیت‌های جریان اصلاحات مانند یکدیگر عمل کنند و همگی رفتار و مواضعی یکسان از خود بروز بدهند. نمی‌توان از آقای عارف انتظار داشت رفتاری مانند آقای علی مطهری یا حسن روحانی یا ناطق نوری از خود بروز بدهد. ما باید رفتار هر کدام از ظرفیت‌های جریان اصلاحات را با توجه به موقعیت و توانایی‌های آن ظرفیت تحلیل و بررسی کنیم. در شرایط کنونی آقای عارف به عنوان رئیس فراکسیون امید بعد از رئیس دولت اصلاحات مسئولیت راهبری ظرفیت اصلاحات و اعتدال را در مجلس دهم برعهده دارد. در شرایط کنونی آقای عارف از چنان مقبولیتی در فضای سیاسی کشور برخوردار است که می‌تواند با مراجع و هسته‌های اصلی جریان اصولگرایی وارد مذاکره شود. آقای عارف تلاش می‌کند نقطه اتصالی بین دو جریان سیاسی کشور باشد و شرایط مذاکره سازنده و مثبت انتخاباتی را با اصولگرایان فراهم کند. بدون شک آقای عارف دارای چنین ظرفیتی است که بتواند بزرگان دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب را سر میز مذاکره بنشاند. این در حالی است که در وضعیت کنونی این پتانسیل در کمتر سیاستمداری در فضای سیاسی ایران وجود دارد. نباید از آقای عارف انتظار «تیترسازی» رسانه داشت و حضور وی را تنها در فضای رسانه‌ای کشور خلاصه کرد.

اصولگرایان به تازگی به سمت محمد باقر قالیباف شهرداری تهران برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری تمایل پیدا کرده‌اند. به نظر شما اصولگرایان با مراجعه به قالیباف چه هدفی را دنبال می‌کنند؟آیا قالیباف می‌تواند حسن روحانی را با چالش جدی مواجه کند؟

شهرداری تهران هم به لحاظ در اختیار داشتن فرصت‌های سیاسی و هم از نظر تاثیرگذاری بر زندگی روزمره پایتخت نشینان دارای جایگاه ممتازی در فضای سیاسی کشور است. به همین دلیل در شرایط کنونی شهردار تهران نسبت به سایر گزینه‌های اصولگر از موقعیت بهتری برای حضور در انتخابات و اقبال افکاری عمومی برخوردار است. نکته دیگر اینکه آقای قالیباف از نظر شهرت اسمی و تصویری یک چهره شناخته شده برای مردم ایران است و این مساله نیز می‌تواند در تمایل اصولگرایان به سمت ایشان تاثیرگذار باشد. نکته دیگر اینکه آقای قالیباف در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ بیشترین رای را بعد از آقای روحانی به دست آورده است. از سوی دیگر هیچ کدام از اصولگرایان نمی‌توانند به آقای قالیباف برچسب رادیکال بزنند و ایشان معمولا از یک وجهه منطقی و موجهی در بین جریان اصولگرا و حتی جریان‌های دیگر برخوردار بوده است. همه این عوامل باعث می‌شود که اصولگرایان بر آقای قالیباف تمرکز کنند و سعی کنند طیف‌های مختلف اصولگرایی را حول محور ایشان سازماندهی انتخاباتی کنند. با این وجود حضور آقای قالیباف در انتخابات با نکات منفی نیز برای اصولگرایان همراه خواهد بود. نخست اینکه ایشان تاکنون دو بار شانس خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری امتحان کرده و هر دوبار ناکام مانده است. در نتیجه حافظه تاریخی ملت ایران ایشان را بیشتر به عنوان نفر دوم انتخابات می‌شناسد تا نفر اول. در شرایط کنونی گفتمان اصولگرایی سهم ناچیزی از گفتمان اصلی فکری جامعه را برعهده گرفته و گفتمان اصلاحات شکل غالب‌تری نسبت به گفتمان اصولگرایی پیدا کرده است. امروز گفتمان اصولگرایی توانایی پاسخگویی به مطالبات افکار عمومی جامعه را ندارد و به همین دلیل روز به روز در حال عقبگرد گفتمانی است. در نتیجه گفتمانی که توانایی پاسخگویی به مطالبات افکار عمومی جامعه را ندارد به صورت طبیعی توانایی زایش گزینه مناسب برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری را نیز ندارد.

به نظر شما آقای قالیباف ریسک حضور در انتخابات و رقابت مجدد با آقای روحانی را خواهد پذیرفت؟

به نظر من با شرایط به وجود آمده احتمال حضور قالیباف در انتخابات بیشتر از عدم حضور ایشان است. در شرایط کنونی اتاق‌های فکر خردورز و معتدل جریان اصولگرا دو راه بیشتر پیش روی خود نمی‌بینند. نخست اینکه جریان اصولگرا به سمت آقای قالیباف گرایش پیدا کند و به صورت تمام قد از تمام ظرفیت‌های خود برای کاستن نقاط ضعف انتخاباتی ایشان استفاده کند. اصولگرایان به خوبی به این نکته آگاهی دارند که هرچه یک نفر محبوبیت بیشتری داشته باشد به همان اندازه با عملکرد سوال برانگیز در حوزه مدیریتی خود بیشتر با آرای منفی مواجه خواهد شد. در شرایط کنونی نیز این اتفاق برای آقای قالیباف رخ داده است. با این وجود به نظر می‌رسد اصولگرایان به دلیل وجود طیف‌های مختلف فکری فاقد قدرت تجمیع‌سازی خود در پشت سر محمد باقر قالیباف هستند. نمونه بارز این طیف‌های فکری طیف منتسب به آقای احمدی‌نژاد است که به راحتی به اصولگرایان پیغام داده است حاضر نیست از ظرفیت سیاسی خود برای گرم کردن تنور انتخاباتی اصولگرایان استفاده کند. در شرایط کنونی همین مناسبات حذفی«قالیباف- احمدی‌نژاد» نیز برای اصولگرایان یک چالش جدی است که عبور از آن با هزینه‌های زیادی همراه خواهد شد و تعیین‌کننده خواهد بود. اصولگرایان اما با راه دومی نیز مواجه هستند. این راه این است که این جریان در انتخابات۹۶ تنها در اندیشه به چالش کشیدن آقای روحانی در افکار عمومی باشد و برای فرستادن فرد جدیدی به پاستور برنامه‌ریزی نکند. در چنین شرایطی اصولگرایان از یک چهره جوان و شاداب استفاده خواهند کرد که آقای روحانی را با وضعیت‌های جدیدی روبه‌رو کند که عبور از آنها برای آقای روحانی دشوار باشد. در نتیجه اگر اصولگرایان به دنبال استراتژی «نتیجه محور» باشند از آقای قالیباف استفاده خواهند کرد که رقابتی سخت و نفسگیر با آقای روحانی خواهد داشت. اما اگر اصولگرایان به دنبال استراتژی«چالش محور» باشند به سمت معرفی یک چهره جوان و جدید حرکت خواهند کرد که زمینه‌های بروز گفتمانی اصولگرایان را برای انتخابات۱۴۰۰از هم‌اکنون مهیا کند. نکته دیگر که در این زمینه حائز اهمیت است «کیش شخصیتی» آقای قالیباف است. روانشناسی آقای قالیباف نشان می‌دهد که اگر ایشان مورد اقبال نسبی اصولگرایان قرار بگیرد در مقابل اصولگرایان «گرانفروشی» نخواهد کرد.

چرا احمدی‌نژاد با توجه به اینکه می‌تواند از ظرفیت سیاسی خود برای جذب آرای اصولگرایان استفاده کند عنوان می‌کند دست به چنین اقدامی نخواهد زد؟

احمدی‌نژاد به دنبال این است که اهمیت خود را برای جریان اصولگرایی مشخص کند. وی با بیان اینکه حاضر نیست از ظرفیت سیاسی خود برای اصولگرایان استفاده کند به دنبال این است که به اصولگرایان گوشزد کند و تنها کسی که می‌توانست اصولگرایان را در انتخابات۹۶ به «مراد دلشان» برساند وی بوده و به جز او هیچ کسی توانایی چنین کاری را نداشته و نخواهد داشت. از سوی دیگر احمدی‌نژاد قصد دارد با در پیش گرفتن چنین رویکردی فاصله و شکاف در بین طیف‌های مختلف اصولگرایی را به جریان اصولگرایی بکشاند. احمدی‌نژاد همواره نشان داده که بیش از آنکه به دنبال رویکردهای جریانی و جناحی باشد به دنبال رویکرد‌های فردی و دغدغه‌های شخصی خود است.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن