در ماجرای مشهد هم آمریکا مقصر بود؟
عادت کرده ایم که همیشه «همۀ» مشکلات را گردن عامل سومی بیاندازیم تا خیال مان راحت شود. مشکلی رخ داده ، لااقل بعد از بروزِ مشکل باید "اطرافِ مشکل" (طرفینِ مشکل) بتوانند با هم صحبت کنند. آیینِ با هم سخن گفتن و با هم کار کردن را نگاهی دوباره لازم است.
محمدرضا اسلامی در خبرآنلاین نوشت، مروری بر آنچه در ماجرای اخیر مشهد رخ داد ما را به نتایج تلخی رهنمون می سازد. چند موردش را با هم ببینیم:
یک- همه از هم گلایمندند: اینکه فرزند یکی از مهمترین تئوریسین های انقلاب(که سِمت رسمی در قوه مقننه نیز دارد) نتوانسته در مراسمِ با مجوز [آنهم در زمانِ اربعین که صدها و هزاران مراسم در حال برگزاری است] سخنرانی کند را به یک سو نهیم؛ و "بعد از آن" را با هم، مروری کنیم. علی مطهری در شکایت از این رویداد به رئیس جمهور و رئیس مجلس نامه می نویسد. رئیس جمهور موضع گیری می کند. رئیس مجلس نیز هم. رئیس قوه قضائیه که برادرِ رئیسِ مجلس است، هم از رئیس جمهور و هم از رئیس مجلس [برادرش] گلایه می کند که چرا از این ماجرا گلایه می کنید! احتمالا کمی بگذرد نباید متعجب شویم که دادستان مشهد هم از همه ی اینها با هم گلایه کند و... .
سوالی که به ذهن می رسد اینکه آیا اینجا هم مقصر آمریکا یا احمدی نژاد است که ما همه، از هم گلایمندیم؟ اینجا هم می شود همه تقصیرها را سر یکی شان خراب کنیم و خیالمان راحت شود؟ این یک واقعیت است که ما دو چیز را بلد نیستیم. بلد نشده ایم. ما روش با هم کار کردن و با هم سخن گفتن را یاد نگرفته ایم. و در این وادی عادت کرده ایم که همیشه «همۀ» مشکلات را گردن عامل سومی بیاندازیم تا خیال مان راحت شود. مشکلی رخ داده ، لااقل بعد از بروزِ مشکل باید "اطرافِ مشکل" (طرفینِ مشکل) بتوانند با هم صحبت کنند. نه اینکه در رسانه با هم باب مرافعه و گلایمندی باز کنند. حتی برادر از برادر.
دو- دادستان مشهد: فعلاً تا اینجا آنچه از اخبار بر می آید اینکه ظاهراً، همه ی این قائله، حول تصمیم شخصی دادستان محترم مشهد برمی گردد. اما نکته در اینجاست که باز یک خطای استراتژیک خواهد بود اگر که ما فقط شخص دادستان را محل این ایراد بدانیم؛ اینکه یک فرد به خودش اجازه دهد بجای تصمیم شورایِ تامینِ استان، یک تصمیم «جمعی» را «فردی» بگیرد ریشه در مشکلات فرهنگی دارد. هنوز وزنِ "تصمیمات جمعی" و جایگاه جمع و خردجمعی برای ما نیک روشن نشده است. این حرفی تکراری است اما در ایران از دوران کودکی ما کار گروهی را یاد نمی گیریم و باورِ ما به فهم و «درکِ شخصی» مان و اعتماد به نفس مان، مبتنی بر ساختارهای ناصحیح تربیتی است. ما یا از هم گلایه می کنیم یا که از جمع کناره می گیریم و در گوشه ای خلوت، سر به کار خود و معاش خود فرو می بریم. آیین با هم سخن گفتن و با هم کار کردن نیازمند بلوغ است .
سه - دوران احمدی نژاد برخی تصمیمات راهبردی اشتباه در اداره ی کشور اتخاذ شد. در تخاصم آمریکا نسبت به کشورمان هم صحبتی نیست. اما چرا اینقدر زیاد در این باب سخن می گوییم؟ چقدر از مشکلات کشور را معطوف به اینها می دانیم؟ در باب موضوعِ با هم سخن گفتن و با هم کار کردنمان چقدر سخن می گوییم؟ جمع گرا تر شدن و گروهی حرکت کردن چقدر در میان دغدغه های ما جای دارد؟ آنچه ما را از هم متلاشی می کند و هویت جمعی و رویای تعالی ملت را بر باد می دهد نزاع های با یکدیگر است. آیینِ با هم سخن گفتن و با هم کار کردن را نگاهی دوباره لازم است ورنه آیندۀ پیش رو زیبا نخواهد بود.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت: بخشی از متن صحبت آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس محترم قوه قضائیه دیروز (چهارشنبه ۳آذر) در سومین گردهمایی سراسری فرماندههان بسیج قوه قضائیه که در مجتمع قضایی شهید بهشتی برگزار شد:
«من گلایه از رییس مجلس دارم دیروز در سخنرانی اظهار تأسف کردند ولی گفته قضاوت نمی کنم، من به رئیس مجلس میگویم که در محضر نمایندگان به رئیس قوه تهمت زدند شما اظهار تأسف نکردید البته شنیدم که در مجلس نبوده ولی بعدش که بوده؟ من به حول قوه الهی راهم را ادامه می دهم و به شماها هیچ نیازی ندارم»
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.