سیاست خارجی ترامپ چگونه خواهد بود؟
شرق نوشت؛
دونالد ترامپ در مسیر پیروزی سرگیجهآورش در انتخابات روز سهشنبه، ادعا کرد آمریکا را در اولویت قرار خواهد داد. برندهشدن؛ این پیام بسیاری از پایتختهای خارجی را تکان داد؛ پایتختهایی که رهبرانشان از این میترسند که ترامپ، پایههای سیاست خارجی ایالات متحده را تغییر دهد؛ سیاست خارجیای که پیشبینی آن با توجه به بیتجربگی او، مشکل است. محتملترین وضع، این است که ترامپ بهعنوان رئیسجمهوری به دنبال همان چیزی باشد که در مدت مبارزات انتخاباتی خود وعده داد؛ یعنی فاصلهگرفتن از رویکردهای جاری ایالات متحده درباره روسیه، خاورمیانه، اروپا و آسیا. سیاست خارجی ترامپ، براساس اظهاراتش، سیاستی است که بهشدت بر منابع ملی ایالات متحده تمرکز دارد و از درگیریهای پرهزینه در خارج از ایالات متحده، پرهیز میکند. سیاست خارجی ترامپ احتمالا در مسیر بهبود روابط با روسیهای رقیب که بر حقوق خود اصرار دارد، حرکت میکند. او در مبارزات انتخاباتی، به تکرار تأکید کرده بود با مقداری هزینه سیاسی، با ولادیمیر پوتین کار خواهد کرد و فکر میکند قادر خواهد بود با او کنار بیاید. ترامپ در نشستی تلویزیونی در سپتامبر، گفته بود: «اگر او (پوتین) درباره من چیزهای خوب بگوید، من هم درباره او چیزهای خوبی خواهم گفت... . منظورم این است که این آدم کنترل زیادی بر کشورش دارد». ترامپ همچنین در مناظره ١٩ اکتبر، وقتی درباره بیانیه جیمز. آر. کلاپر، مدیر ضد اطلاعات ملی که در آن مقامات ارشد روسیه به هککردن وبسایتهای حزب دموکرات متهم شده بودند، محل سؤال قرار گرفت، این اتهامات را رد کرد و گفت: «من شک دارم، شک دارم». انکار ترامپ برخی از دموکراتها را بهاینسو سوق داده که استدلال کنند انتخاب ترامپ، هدف واقعی روسیه بوده است. تلاش نظامی مشترک از سوی ایالات متحده، روسیه و بشار اسد نیز احتمال دیگری است. ترامپ در یک مناظره با هیلاری، گفته بود: «هیلاری هنگامی که او را متهم به تحتالشعاعقراردادن تعهدات ایالات متحده مبنی بر دفاع از متحدان متشکل از ناتو و شرکای سیاسی مانند ژاپن و کرهجنوبی کرده، تنها یک دروغ دیگر گفته است و هرگز از سخنرانی ٢٧ آوریل خود که در آن گفته بود «ایالات متحده باید آماده باشد به این کشورها اجازه دهد تا از خود دفاع کنند»، عقبنشینی نکرده است». پیروزی ترامپ، در اروپا نیز به احتمال زیاد باعث تقویت دیدگاههای مشابه دستهراستی ناسیونالیست و ملیگرایانه میشود. یک مورد از شکلگیری این نئوناسیونالیسم (نوملیگرایی)، پیروزی تعجببرانگیز حامیان «برگزیت» در رفراندوم ماه ژوئن در بریتانیا بوده است و در فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا نیز جنبشهایی وجود دارند که میتوان با آن مقایسه کرد. ترامپ، بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده، باید تصمیم بگیرد آیا از این جنبشها دفاع میکند یا نه؟ جنبشهایی که میتواند اتحادیه اروپا را بیثبات کنند، تلاش و اقدام برای تغییر شرایط تجارت با آسیا از طریق مذاکره دوباره پیرامون توافقنامههای تجاری و مجبورکردن چین به دوباره ارزشدادن به پولش. پیشبینی اینکه چگونه این رویکرد اجرائی میشود، مشکل و سخت است. گفتمان افراطی و تهدیدات ترامپ علیه شرکای تجاری، تاکتیکهای مشهوری است که در آنچه او بهعنوان «هنر معامله» تشریح کرده، دیده میشود. چین که پیش از این، اقتصاد حبابگونه را تجربه کرده، مستعد است با وارد آمدن فشار اقتصادی از سوی آمریکا، صدمه ببیند. بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند ممکن است خروجی گفتار حفاظتگرایانه ترامپ، کاهش رشد اقتصاد جهانی باشد. در همین حال، بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند اولویتدادن به منافع ایالات متحده به این عریانی که ترامپ انجام میدهد، ممکن است بسیاری از متحدان ایالات متحده را در اروپا و آسیا به سوی معامله با روسیه تازهبهمیدانآمده و چین درحالقدرتگیری، براند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.