اروپا بازنده انتخابات امریکا شده است؟
حسین راغفر کارشناس اقتصادی در روزنامه اعتماد نوشت؛
بر خلاف آنچه در این مدت علیه دونالد ترامپ گفته میشد، حضور او به عنوان رییسجمهوری برای ایران هزینهای به مراتب کمتر از هیلاری کلینتون خواهد داشت. کلینتون یک چهره سنتی در سیاست امریکا است حال آنکه ترامپ به عنوان یک چهره بدعت شکن وارد شده و اعلام کرده بدعتهای پیشین را قبول ندارد و با چنین تبلیغاتی توانست راهی کاخ سفید شود.
دو سال پیش که دونالد ترامپ به عنوان یک کاندیدای نامتعارف در حزب جمهوریخواه مطرح شد، کمتر کسی تصور میکرد او به قدرت برسد. هر چند من همان زمان گفتم او میتواند رییسجمهوری آینده ایالات متحده باشد ولی بیشتر کارشناسان او را به هیچ عنوان جدی تلقی نمیکردند. او در حالی اپوزیسیون سیاستهای تاکنونی دولت امریکا شد که در حزب رقیب، فردی با بینش روشنتر قد علم کرد. برنی سندرز با بینش اجتماعی و رویکردی به کلی متفاوت با همه کاندیداها نتوانست به دور اصلی انتخابات وارد شود تا میلیونری با روشی نامرسوم یکهتاز عرصه رقابت انتخاباتی شود و سرانجام هم موفق شد سکان امور را به دست گیرد.
پیش از هر چیز باید این نکته را در نظر گرفت که مواضع کاندیداها در طول دوره مبارزات تبلیغاتی، همان مواضعی نیست که پس از سر کار آمدن اتخاذ میشود. در دوره کاندیداتوری، حرفهایی میزنند و وعدههایی میدهند اما بارها دیده شده خلاف آن را اجرا میکنند. این مساله در مورد تمام روسای جمهور امریکا صدق میکند و مثلا میتوان به موضع جمهوریخواهان در رقابت میان بوش و الگور اشاره کرد. آن زمان جمهوریخواهان ادعا میکردند که نسبت به بازار ایران بیتفاوت بودند و همین امر سبب شده نتوانند به این بازار دسترسی داشته باشند. البته پس از آنکه جورج دبلیو بوش قدرت را گرفت مواضع متفاوتی اتخاذ کرد که همگان به یاد دارند. بنابراین بسیاری از مسائل مطرح شده در کارزار انتخاباتی ترامپ، در عمل جایی پیدا نمیکنند. نباید فراموش کرد سیاستهای کاخ سفید تا حد زیادی تحت تاثیر منافع سرمایههای بزرگ ایالات متحده است و بخشی از ذی نفعان آن، صاحبان کارخانههای اسلحهسازی هستند. آنها برای تامین منافع خود وابسته به جنگافروزی هستند؛ ضمن اینکه یکی از دلایل برتری دلار در مناسبات جهانی به همین سیاست بازمیگردد. مواردی از این دست سبب میشود آنچه وی در
مناظرههای انتخاباتی بیان کرد، آن چیزی نباشد که پس از روی کار آمدن دنبال شود اما بر اساس آنچه تاکنون از سوی ترامپ بیان شده، شاهد نگرانی جدی در میان قدرتهای جهانی هستیم. سران اتحادیه اروپا در واکنش به گفتههای وی چندین بار واکنش نشان دادند که شاخصترین آنها موضع اولاند و مرکل به عنوان رهبران فرانسه و آلمان بود. اقتصادهای دیگری مانند ژاپن هم که بهشدت وابسته به سرمایههای امریکایی هستند نگرانی جدی از دوره آینده دارند. چین نیز که بزرگترین کشور صادرکننده به امریکا است، دغدغههای ویژه خود را دارد. به هر روی میتوان انتظار داشت چنانچه سیاستهای ترامپ در ایالات متحده عملی شود، یک رویارویی بزرگ میان چین، ژاپن و اتحادیه اروپا با امریکا آغاز شود.
هر چند چین به دلیل ویژگیهای اقتصادی که دارد میتواند بازار هدف کالاهای خود را تغییر دهد و آسیبهای کمتری ببیند اما اتحادیه اروپا وضعیت دیگری خواهد داشت. این میان نباید فراموش کرد که وی در دوران تبلیغات انتخاباتی بهشدت علیه سیاستهای جنگافروزانه امریکا موضع گرفت. اگر وی در این موضعگیری خود استوار بماند احتمالا سایه جنگ تا حد زیادی از سر خاورمیانه کوتاه شود که این سیاست نقطه مقابل سیاستهای کلینتون است. کلینتون اگر سکان امور را به دست میگرفت کار برای کشوری مانند ایران به مراتب سختتر میشد؛ همگان به یاد دارند کلینتون یکی از طراحان اصلی حضور نظامی امریکا در عراق، سوریه، لیبی و یمن بوده است و از قضا یکی از اصلیترین مهرههای شکلدهنده داعش است. در صورتیکه خانم کلینتون کارزار انتخاباتی را با موفقیت طی میکرد، ایران و خاورمیانه دوره سختتری میداشت ولی با توجه به روحیه و شخصیت تجاری ترامپ، باید انتظار داشت که او حداقل از موضعگیریهای افراطی بانوی اول سابق امریکا فاصله بگیرد که این خود فرصتی را برای منطقه فراهم خواهد کرد. نتیجه این رویکرد برای ایران، علاوه بر امکان دستیابی به صلح پایدار در کشورهای همسایه، این است که با درگیر شدن امریکا به رقابت اقتصادی با کشورهای صنعتی دیگر، مسائلی مانند جنگ افروزی و آنچه مطلوب سیاستمداران سنتی در امریکا است، دیگر تکرار نخواهد شد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.