خندوانه رقت‌بار انتخابات آمریکا

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۲۱۷۱۱ سایت-خوان

این روزها کشورهایی که خواسته یا ناخواسته در یوغ آمریکا قرار دارند، چشم به کارزار انتخاباتی آن دوخته‌اند و با سرافکندگی، خندوانه‌ای رقت‌بار را تماشا می‌کنند. هر چه اولی می‌گوید، دومی دروغ محض می‌شمارد و هر آنچه دومی می‌گوید، اولی کذب مطلق می‌نامد.

به گزارش فارس ـ رحیم فردین (نویسنده و پژوهشگر ساکن سوئیس): این روزها تمام کشورهای غربی و شرقی که خواسته یا ناخواسته در یوغ آمریکا، بیش از نیم قرن پس از جنگ جهانی دوم، مورد هزاران تجاوز و باج‌خواهی و دیگر سوءاستفاده‌های فریبکارانه قرار دارند، چشم به کارزار انتخاباتی آمریکا -به عنوان نمونه استاندارد اعلام‌شده از سوی کدخدا- دوخته‌اند و با سرافکندگی، خندوانه رقت‌باری را تماشا می‌کنند که صد البته در این فضای رسوایی، مجبور به سکوت هستند و حتی نمی‌توانند انتقاد یا اعلام برائت کنند.


این همه انسان تحصیل‌کرده، این همه فیلسوف و علامه دهر، این همه آزادی‌خواه سینه چاک و الگو مآب، این همه روزنامه‌نگار و نویسنده زرین‌قلم، این همه هنرمندان جهانشمول و صدرنشین، این همه شبکه‌های اطلاع‌رسانی وسیع و رفیع که مدعی اداره جهان هستند، چگونه در شکل‌یابی چنین نخبه‌هایی که اداره جامعه‌شان را در دست دارند و خواهان تصاحب آن در آینده نزدیک نیز هستند، به چنین وضعیتی رضایت داده‌اند و می‌دهند.

بطالت و جهالتی که جامعه آمریکا دچار آن گشته، با نگاهی حتی سطحی در دو سه دهه اخیر، بروز افرادی مثل ترامپ و هیلاری را به عنوان سردمداران آن کشور و مردمانش نه تنها توجیه می‌کند، بلکه اجتناب‌ناپذیر می‌دارد. چرا که کل حکومت و شریان‌های آن در دست عده معدوی تمامیت‌خواه و فاسد قرار دارد که برای ادامه استیلای مطلق خود از هیچ امری حتی به قیمت فنا شدن جهان هستی (با فشار روی کلید بمب اتمی) هم ابائی ندارند!

کجای دنیا کسی چنین رفتارهای پائین‌تر از حد انسان‌های بدوی را سراغ دارد که دو نفر به عنوان تنها نامزدهای ریاست‌جمهوری برای اداره بیش از ۲۵۰ میلیون نفر جمعیت خودی و بیش از یک میلیارد جمعیت‌های فرمانبردار، اینچنین نسبت به یکدیگر روا می‌دارند؟ هر چه اولی می‌گوید، دومی آن را دروغ محض می‌شمارد و هرآنچه دومی می‌گوید، اولی آن را کذب مطلق می‌نامد و بیچاره شهروند در استیلا -چه از نوع سیاه و سفید داخلی و چه از نوع زرد و قهوه‌ای خارجی- که همچون طاعون‌زده‌ای در مقابل آنها نشسته و شاهد دروغگویی و غلو این دو به ظاهر طبیب است، طبیبانی که برای درمان مرض فعلی و آتی بیمار، خود را مستحق دریافت حق ویزیت‌های عجیب و غریب از دسترنج فعلی و آتی‌اش معرفی می‌کنند.

بدبختی چنین شهروندی وقتی به درستی درک می‌شود که بدانیم اولا تا خرخره بدهکار این دو طبیب است، ثانیاً به هر صورت باید یکی از آن دو برای ادامه دریافت حق حساب انتخاب شود، ثالثاً راه فراری برایش وجود ندارد و آخرا اینکه اگر هم با هزاران خطر راه گریزی باشد، یا باید تمام عمرش را در زیرزمین یکی از سفارت‌های نادر مثل اکوادور سر کند (اشاره به جولین آسانژ، مؤسس سایت افشاگر ویکی‌لیکس) و یا اینکه مثل مسیح صلیب اعدامش را بدوش گرفته و بیرون آید!

توصیف وضعیت اسفناک و صد البته عبرت‌آموز فعلی نزد کدخدای همچنان بعضی افراد حقیقی و حقوقی برای آگاهانیدن، به تفکر واداشتن و هشدار دادن به فرهیختگان است که عاقبت ناپرهیزی در توصل محض به زر و زور چه بلایی بر سر جامعه می‌آورد و چگونه فهم و شعور فردی و جمعی در مسیر سقوطی وحشت‌بار می‌افتد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن