چرا حضور ایران در لوزان مهم بود؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۱۳۸۰۱ سایت-خوان

یک کارشناس مسائل منطقه نکات مهم پیرامون نشست لوزان را برای خبرآنلاین بررسی کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روز چهارشنبه شبکه الجزیره در خبری فوری از حضور ایران در اجلاس لوزان خبر داد . در روز جمعه حسین جابری انصاری معاون عربی افریقایی وزیر خارجه کشورمان در کانال تلگرامی خود خبر از شرکت ایران در اجلاس لوزان را داد معاون ظریف در حالی این خبر را اعلام کرد که برخی خبرگزاری های برون مرزی خبر داده بودند که جمهوری اسلامی ایران در نشست لوزان پیرامون بحران سوریه شرکت نخواهد کرد، با این حال پس از اعلام خبر از سوی جابری انصاری و تایید آن از سوی بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان صبح امروز دکتر محمد جواد ظریف راهی به منظور شرکت در این اجلاس تهران را به مقصد لوزان ترک کرد.

علیرضا اکبری کارشناس نظامی و مسائل خاورمیانه در این باره برای خبرآنلاین نوشت: پس از چند دوره اٌفت و خیر در پهنه جنگ و دیپلماسی، و هنگامی که طرف های قدرتمندتر بحران، رسما ختم فرصت های دیپلماتیک را اعلام کردند، ناگهان دور جدیدی از مذاکرات را با دستور کار " تامین اتش بس و یافتن راه های برقراری صلح و ثبات" اعلام کرده و همه را غافلگیر کردند.
بویژه انکه، در اعلام نام طرف های مدعو در نشست روز شنبه لوزان، نوعی وزن کشی و حذف و اضافه را نیز اعمال کردند.
تا شامگاه جمعه چهاردم اکتبر، چند ساعت قبل از موعد اجلاس، بجز روسیه و امریکا، بعنوان دو طرف اصلی مذاکره، حضور ترکیه و سعودی نیز پر رنگ، و حضور قطر کمی کم رنگ تَر ، مطرح بود.


گفتگوی زاخارووا سخنگوی وزارت خارجه روسیه در شب قبل از ان، اٌفق دیگری را در خصوص مشارکین و مدعوین به اجلاس لوزان، پدیدار میکرد. خانم سخنگو، در مصاحبه خود، عبارات مبهم و چند پهلو دایر بر شرکت مقامات بعض کشورهای مهم و مؤثر منطقه در نشست شنبه ، بکار برد.
علیرغم اینکه همه طرف ها بخوبی میدانند، بدون توافق ایران، هیچ نوع موازنه ای بر روی زمین شکل نخواهد گرفت، با این حال، تا شامگاه جمعه، نه از طرف ایران، و نه سایر طرفهای ذیربط، خبری واضح نسبت به دعوت یا حضور ایران، مطرح نشده بود. همین امر بر شک و شبهه نسبت به أهداف و نیز سرنوشت این نشست، افزوده بود.»

صفحه شخصی دکتر جابری انصاری، معاون عربی افریقایی وزارت خارجه ایران، (در یک فضای مجازی) در شامگاه جمعه، خبری را درج کرد، که همه گمانه زنی ها را متحول کرد. شرکت ایران، عراق و مصر، در سطح وزیران امور خارجه، در کنار نماینده سازمان ملل، و وزرای امریکا، روسیه، ترکیه ، سعودی و قطر، صورت و محتوای قابل انتظار دیگری، به اجلاس شنبه بخشید.
تا پبش از تأیید این خبر، شمایل این نشست، بیشتر از جنگ و صلح، حاکی از تبانی بر سر منابع مادی ، چیزی شبیه به تقسیم سهم ثروت (مثلا حل معادله بزرگ انرژی)، بود، و انتظار ویژه ای از لوزان، حداکثر بیش از توافق ژنو در سپتامبر، نمیرفت.
در ان معادله، هدف محوری امریکا، میتوانست صرفا خرید زمان و عبور از کانال یکماه اینده - ماه تعیین سرنوشت انتخابات- باشد،
و اینکه هدف محوری روسها، بردن حداکثر استفاده از اضطراب و استرس زمانی امریکا در همین مقطع و چهار ماه اینده، (تا استقرار دولت جدید امریکا) جهت حفظ برتری نبرد هوایی ارزیابی میشد.

اینک اما، با حضور جمهوری اسلامی ایران در اجلاس، با هر عنوانی، و همچنین همراهی دولت عراق و مصر، این انتظار ایجاد شده است که، تکلیف چند موضوع محوری، دستکم برای حصول توافق در نشستهای بعدی همین جمع، معین شود.»

مهمترین مساله فوری، جلوگیری و ختم معضل گروگانگیری تروریست ها و داعش، از مردم و ساکنان شهرهای اشغالی، و در راس انها، حلب است.
موضوع فوری بعدی، برقراری اتش بس ، ولو موقت ، جهت حصول توافق در امر کمک رسانی به ساکنان غیر نظامی مناطق اشغالی، خاصه شهر حلب است.
این دو مساله مهم، قاعدتا منوط به دستیابی همه طرفها به معادله ای است که بتواند مرزهای ادغام داعش و النصره و دیگر تروریستهای وابسته به داعش و القاعده را از سایر تروریستها و گروه های مسلح معارض، منفک و جدا نماید.
هرچند که اکثر گروه های مسلح حاضر در نبرد سوریه، مبادرت به جنایات ضد بشری کرده اند، و ادعای "معارضین میانه رو" بسیار مشابه با عبارت "تروریست میانه رو" میباشد (و طبعا بی معنا است) ، اما، اگر این جدا سازی صورت پذیرد، اولین انتظاری که ایجاد میشود، توافق جدی بر سر سرنوشت تروریستهای بدتر ، در مقابل تروریست های میانه رو ! خواهد بود.
در اینصورت مسئولیت اقدامات هر کدام از دیگر گروه های مسلح، مثلا ارتش ازاد، راحت تَر شناسایی خواهد شد.
چنین وضعیتی ، به فرض وقوع، میتواند بهانه حمایت و پشتیبانی برخی از طرفها از داعش و النصره را تا حدودی خلع نماید.
اینها سه عنوان از فوری ترین ضرورتهای مذاکراتى است که میتواند در دستور اجلاس شنبه لوزان قرار گیرد.
اما، انچه که همه طرفهای مؤثر در بحران سوریه، بدنبال ان هستند، ایجاد موازنه نظامی و امنیتی در صحنه عملیاتی، به نفع و با غلبه خودشان است.


طبیعی است که، هر کس دست بالاتر را در صحنه جنگ و نظامی داشته باشد، امکان بیشتری در اعمال صلاحیت و نفوذ ، در پشت میز مذاکرات خواهد داشت.
همین واقعیت موجب شده که هر کدام از طرفها، بویژه در طَی روزهای اخیر، تا انجا که ممکن است بر پتانسیل و ظرفیتهای نظامی خود در صحنه، بیافزاید. این امر، خود میتواند بر شکنندگی مسیر دیپلماتیک بیافزاید.
البته نمیتوان از اکنون، انتظار داشت که اجلاس لوزان، بتواند قوام و دوام بیشتر از اجلاس ژنو در ماه گذشته داشته باشد.

اما، به فرض انکه شانسی برای تداوم روند دیپلماتیک و غلبه ان بر تعارضات عملیاتی، قائل باشیم، انگاه، میتوان انتظار داشت که محورهای زیر در دستور اجلاس های بعدی قرار گیرد.

  • - تعیین اصول و سازوکار مذاکره پیرامون حل بحران سوریه و خاتمه جنگ،
  • - تعیین مدل بررسی نقش و وضع معارضان و دولت قانونی سوریه در اینده این کشور
  • - تصمیم گیری در خصوص فرایند تعیین و استقرار "وضعیت انتقالی"
  • - تصمیم گیری در خصوص نحوه تعیین نظام حکومتی اتی در سوریه
  • - بحث بر سر وضعیت و اینده دولت قانونی کنونی و شخص بشار أسد
  • - بررسی کیفیت "حکم " در خصوص افراد و سازمانهای تروریست پس از ثبات و امکان اعمال عدالت
  • - بررسی وضعیت جنایات ضد بشری علیه ملت سوریه و تعقیب عوامل ان جنایات، أعم از دولتهای حامی تروریستها یا أشخاص مرتکب جرایم
  • - بررسی نقش و مسئولیت ساختارهای بین المللی و دولتها، در فرایند بازسازی سوریه،

از سوی دیگر، تلاش دو طرف قدرتمند این جنگ، ایالات متحده و روسیه، برای داشتن سهم بیشتر از منابع قدرت و امنیت در سوریه و منطقه، ورای فرایند حل و فصل بحران، بر پیچیدگی شرایط می افزاید.
روسیه به چیزی کمتر از تثبیت حضور بخشی از قوای مؤثر نظامی خود در دریا و خشکی سوریه، و داشتن اطمینان از استقرار یک نظام همراه، رضایت نمی دهد،روسها همچنین کنترل کم و کیف خطوط انرژی و منابع گازی منطقه را از أهداف استراتژیک خود می دانند.

  • بعلاوه، مسکو مترصد است تا، هر عاملی که بتواند در موازنه سازی سیاسی امنیتی، با رقیبان اروپایی شان، در خارج نزدیک روسیه بکار اید را، در بحران سوریه برای خود محفوظ دارند.
  • ایالات متحده نیز تداوم حجم معینی از پتانسیل و ظرفیت بحران در منطقه را ( از قبیل حفظ مهار شده داعش) از ضروریات أهداف سیاسی امنیتی میان مدت خود میداند.

هدف غایی واشنگتن، پیشبرد ایده بزرگ خاورمیانه جدید است. سوریه و بحران ان، و کیفیت مدیریت ان، برای امریکا، حکم شاه کلید این ایده بزرگ را دارد. در این ماتریس گسترده و پیچیده، همزمان بایستی نقش و وضع اینده اکثر دوستان، شرکا، رقیبان و تهدید های امریکا در منطقه، معین گردد.


موضوع مهار و کنترل نقش افرینی روسیه در خاورمیانه، و در حیات خلوت سنتی غرب، از مهمترین أهداف واشنگتن در این مرحله از روند تقابل منطقه ای ایشان است. البته ایالات متحده و رژیم صهیونیستی ، مساله محور مقاومت، و توسعه نفوذ امنیتی نظامی ایران در قلب خاورمیانه را نیز از مهمترین تهدیدات خود تلقی میکنند. هر روند مذاکراتی یا عملیاتی ، از منظر امریکا و اسرائیل ، باید متضمن رفع این تهدید مهم نیز باشد.

  • از سوی دیگر، یکی از دلایلی که امریکا از ابتدا بر حضور سعودی و ترکیه و قطر در اجلاس لوزان تاکید داشت، حضور ایشان در فرایند تصمیم گیری برای تسهیم منافع و تقسیم مسئولیت های اینده است.

اما، سهم ترکیه و سعودی، (و البته قطر گازی!) چه خواهد بود و از کدام کیسه و توسط کدام طرف تضمین خواهد شد، خود بخشی از معمای موجود میباشد. بویژه انکه اردوغان تلاش دارد تا محل استقرار نماینده خود در مذاکرات را، میان لاوروف و کری تعیین کند.


دیگر اینکه، منافع مردم سوریه و تحلیل طرفها از نقش و رویکرد ایران و محور مقاومت و دولت قانونی سوریه ، در ورای هر گونه توافقی بین قدرتهای برتر، چگونه ارزیابی و در نظر گرفته شده، سوْال بزرگ این داستان است.
در مورد وضعیت رژیم صهیونیستی نیز، ایجاد تعادل میان تضمین امنیت در ورای توافق احتمالی بر سر سرنوشت جنگ، و تامین سهم ان رژیم از منابع گازی مدیترانه و بازار اروپا، محتمل ترین فرضیه است.


ترکیب شرکت کنندگان در اجلاس امروز لوزان اما، چندان به نفع جمهوری اسلامی ایران، متوازن نیست. از روسیه فقط تا حدود معینی میتوان أنتظار گسترش قاعده مطالبات را داشت، هر چند که اصل حضور ایران در کنار روسیه، یک منفعت مشترک است. عراق و مصر اما، انچنانکه ترکیه و سعودی وزن معارضه را سنگین میکنند، موازنه را به نفع ایران و أسد، سنگین نخواهند کرد. اما در مجموع، شاید بتوان ترکیب دمیستورا، روسیه، مصر و عراق را در حد فاصل ایران با امریکا، سعودی و ترکیه، نوعی فرصت برای خودمان تلقی نمود.


در انتها، مجددا خاطر نشان میشود که، نقطه مهم و محوری، نقش و سرنوشت گروههای تروریستی، از داعش تا "تروریست های موسوم به میانه رو"، است که از غامض ترین ابعاد این معمّا است.
شاید معنای جمله محوری که بشار أسد، روز پنجشنبه در مصاحبه با پراودا بیان داشت را، اینجا بهتر بتوان درک کرد، هنگامی که گفت؛
"هیچ راه سومی پیش روی تروریست ها نیست، یا باید معبری باز شود که همه به ترکیه بازگردند، و یا باید همانجا که هستند، کشته شوند"
فرض بشار در ان گفتگو، نابودی بدون چون و چرا ی داعش بود.
تا اینجا و بدون وقوع تحولی أساسی در رویکردهای راهبردی طرفهای درگیر، نمیتوان انتظار داشت که سرنوشت این معمای تودرتو ، در نشست لوزان رقم بخورد.
سرنوشت بحران و جنگ در سوریه، در صورت عدم تغییر راهبردی و أهداف متضاد و متعارض طرفهای درگیر، نه در پشت میز مذاکره، که بر روی زمین، و در عرصه نبرد با تروریسم هدایت شده ، تعیین خواهد شد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن