اگر روحانی نیامد چه میشود؟
شرق نوشت؛
مرتضی حاجی در گفتوگوی نسبتا مفصلی که با خبرآنلاین داشته، درباره موضوعات مختلفی از جمله انتخابات ریاستجمهوری و گزینههای پیشروی اصلاحطلبان در این انتخابات صحبت کرده که اهم آن در پی میآید.
ما بعد از دوره اصلاحات، در بهترین شرایط ممکن برای حضور در عرصههای گوناگون هستیم.
اجماع بر سر انتخاب آقای روحانی از روی ناگزیری نیست، به اعتقاد من و بسیاری از اصلاحطلبان با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم، آقای روحانی مناسبترین چهره برای انتخابات سال ٩٦ است. افرادی که با آنها صحبت کردهام، در شرایط فعلی آقای روحانی را مناسبترین گزینه میدانند. من به این موضوع که مجموع اصلاحطلبان به این جمعبندی رسیدهاند که برای (نامزدی روحانی) شروط تعیین کنند، باور ندارم.
بیان خواستهها و دیدگاهها برای توجه بیشتر رئیسجمهور و اعضای دولت به کمبودهای موجود امری غیرمعمول نیست و من این کار را شرطگذاشتن نمیدانم.
بنده گمان میکنم بسیاری از نظرات اصلاحطلبان در حوزههای مختلف، از سوی آقای روحانی امکان تأمینشدن دارد؛ هیچ ضرورتی ندارد که آقای رئیسجمهور اعلام کند من اصلاحطلبم. اصلاحطلبان هم باید با توجه به این واقعیت که آقای روحانی متعلق به جریان اصولگراست اما به مواضع آنها نزدیک، با او همکاری و تعامل کنند.
اگر آقای روحانی قصد حضور در انتخابات نداشته باشند که این امر را بعید میدانم، زمین خداوند بیحجت نمیماند. ما اشخاصی مانند {رئیس دولت اصلاحات}، ظریف، عارف و ... را برای این امر داریم. الحمدلله دست اصلاحطلبان در این خصوص بسیار باز است. امکان تأیید صلاحیت این افراد، بحثهایی است که بعدا و در آن زمان جای بحث و بررسی دارد.
تجربه شورایعالی اصلاحطلبان در انتخابات مجلس دهم موفق بود؛ بعید میدانم فردی در جریان اصلاحات این دستاورد را نادیده بگیرد؛ ممکن است نظرات اصلاحی برای رفع نواقص مطرح شود.
همانطور که انتخابات پیشروی ریاستجمهوری و شوراها با انتخابات قبلی متفاوت خواهد بود؛ بنابراین تغییراتی در ترکیب و نحوه تصمیمگیری در شورای سیاستگذاری ضروری است که به نظرم چنین تغییراتی انجام خواهد شد.
آقای قالیباف قطعا از دوره قبل رأی کمتری میگیرد. اصولگرایان به دو بخش میانهرو و تندرو تقسیم میشوند. اصولگرایان میانهرو یا معتدل بهتر از آقای روحانی کسی را برای کاندیداتوری ندارند، تنها گزینه تندروها نیز آقای احمدینژاد است که او هم نشان داده کارنامه بسیار بدی در اداره کشور داشته است.
احمدینژاد از طریق این سفرها و سخنرانیها تا حدی میخواهد نگاههای منفی نسبت به خود را کاهش و خود را حاضر در صحنه نشان دهد. احمدینژاد تلاش میکند خود را از انزوا بیرون آورد. کارهای او اهدافی به غیر از ریاستجمهوری دارد و من شانس رئیسجمهورشدن او را نزدیک به صفر میدانم. تندروها نیز با استفاده از آن جمله «بگم بگم» معروف او میکوشند کاندیدای مقبول جریان اصلاحطلب و اصولگرایان میانه را تضعیف کنند.
من فکر میکنم بهترین سازوکار همان تجربه موفق انتخابات مجلس است که با اصلاح ترکیب شورا به طوری که فراگیری پوشش اصلاحطلبان را افزایش دهد، میتواند موفق عمل کند.
چهرههایی مانند آیتالله موسویخویینیها و عبدالله نوری بزرگانی هستند که نظراتشان قطعا کمککننده خواهد بود اما اینکه در ترکیب شورای هماهنگی حضور داشته باشند، هنوز بحثی به میان نیامده است اما در هر صورت بنده بعید میدانم که در حوزه اجرائی ورود پیدا کنند.
من از جلسات خانگی آقایان عبدالله نوری و موسویخویینیها بیخبرم. اما میتوانم بگویم نظرات این چهرهها با جریان کلی حرکت اصلاحطلبان هماهنگ است و از آن رضایت دارند و بهعنوان پشتوانههای جریان اصلاحطلبان مطرح هستند اما اینکه اسمشان وارد فهرستی شود یا از اعضای حقیقی باشند، چنین صحبتی مطرح نیست. اما نظرات ایشان در جهت انسجامبخشی به اصلاحطلبان نظرات مفیدی بوده و هست و جایی ندیدیم که آقای موسویخویینیها یا آقای نوری نظراتی مغایر آنچه در انتخابات اخیر اتخاذ شد، ابراز کرده باشند. استنباط این افراد بسیار به یکدیگر نزدیک است و چیزی است که نیاز چندانی به کنکاش ندارد.
آقای عارف در متن جریان اصلاحطلبی حضور دارد. اینکه گفته میشود او سکوت کرده، درست نیست. خبرنگاران به سراغش میروند و سؤالهایی میپرسند از قبیل اینکه تکلیف شورایعالی چه شد. آقای عارف چنین مسائلی را به جمعی از کارشناسان واگذار کرده است که آنها بررسی کنند تا به سرانجام برسد و تا قبل از اینکه این تصمیمات گرفته شود، وی سخنی در مورباره این قضایا نمیگوید.
شورای سیاستگذاری باید فعالیتهایش را برای هر دو انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای شهر و روستا شروع کند؛ تصمیمات قابل اجرا بگیرد تا بتوان درباره آن حرف زد. هنوز شورایعالی برای این منظور کارش را آغاز نکرده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.