چرا کودتا در ترکیه شکست خورد؟
بامداد ۲۶ تیر ترکیه درگیر کودتایی شد که خیلی زود به شکست منجر شد و کنترل اوضاع بهدست نیروهای طرفدار دولت افتاد.
به گزارش خبرآنلاین دلیل نافرجام ماندن کودتا را باید اقدام بموقع رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در مدیریت شرایط و همراهی مردم با او دانست.اردوغان درنظر هوادارانش، یک چهره کاریزماتیک به شمار میرود. او توانسته طی مدتی که قدرت را در دست داشته، از بحرانهای متعدد عبور و برای خود جایگاه خوبی در میان مردم ایجاد کند. فارغ از ویژگیهای فردی اردوغان، حزبی که او رهبریاش را بهعهده دارد نیز حزبی است قدرتمند با هواداران زیاد.
فردی که در حزب رشد میکند و در نهایت به رأس ساختار حزب میرسد، با گذر زمان پختهتر هم میشود. اتفاقات اخیر ترکیه نشان داده اردوغان پختهتر از گذشته عمل میکند. در جریان ساقطکردن جنگنده روسیه، اردوغان در ابتدا تصمیم گرفته بود حتی به قیمت ضربهدیدن اشتغال و گردشگری کشورش، در مقابل روسها بایستد. برخی انتقاد میکنند که چرا او اکنون از موضع اولیه خود کوتاه آمده و در مقابل روسیه عذرخواهی کرده است. این خود نشاندهنده عملگرا بودن اردوغان است.
در ماجرای کودتای اخیر هم شاهد بودیم که اردوغان در گفتوگوی کوتاهی که با شبکه تلویزیونی سیانان ترک داشت و در پیامی که از طریق این شبکه برای مردم ارسال کرد، از آنها خواست برای مقابله با جریان کودتا به خیابانها بریزند؛ درخواستی که با پاسخ مثبت مردم روبهرو شد. در نهایت، حضور مردم در خیابانها مانع به نتیجه رسیدن کودتا شد. این نشاندهنده رهبری کاریزماتیک اردوغان در میان مردم و تأثیرگذار بودن فضای اجتماعی ترکیه بر جریانهای سیاسی این کشور است.
اردوغان را باید یک جریان دانست؛ جریانی به نام حزب عدالت و توسعه. در واقع، جریان حزب عدالت و توسعه است که اردوغان را به چنین جایگاهی در جامعه ترکیه رسانده است. این دو در نگاهی کلانتر، با یکدیگر در تعامل هستند؛ هم رهبر به حزب شخصیت میدهد و هم حزب به رهبر. فضای سیاسی ترکیه طی این سالها دستخوش اتفاقات مختلفی بوده اما خوب یا بد، از وقایع پارک گزی تا به امروز، یعنی کودتای نیروهای ارتش، این اردوغان و حزب عدالت و توسعه بودهاند که موفق شدهاند وضعیت را کنترل کنند و ترکیه را از میانه بحران بیرون بکشند.
نکتهای که در کودتای دیروز مغفول مانده این است که همه این اتفاقات در محدوده شهر استانبول متمرکز بود. فراموش کردهایم که پایتخت سیاسی ترکیه، شهر آنکارا است، نه استانبول. تمرکز نیروهای کودتاکننده در استانبول از نخستین ساعات آغاز کودتا نشان داد که آنها نماینده کل ارتش ترکیه نیستند و تنها بخشی از ارتش دست به این اقدام زده است. در مقابل، مردم ترکیه نهتنها در استانبول، بلکه در دیگر شهرهای این کشور هم به خیابانها ریختند و از دولت حمایت کردند.
حتی حامیان احزاب اپوزیسیون هم با کودتای نیروهای ارتش مخالفت کردند. این کودتا برخلاف کودتاهای قبلی، هم از جانب بخشی از ارتش و نه تمام ارتش انجام شد، هم حمایت مردم ترکیه را نداشت. علاوه بر اینها، مردم ترکیه ابزاری در دست داشتند به نام رسانه. رسانههای جریان اصلی و رسانههای اجتماعی همانطور که برای دولتها در قلمرو حاکمیتیشان مشکل ایجاد میکنند، در جای دیگر میتوانند برای عبور از بحران به کمک دولتها بیایند.
فضای فرهنگی کشورهای جهان ازجمله ترکیه، با فضای یک یا ۲دهه قبل متفاوت است. دیگر از آن فضای بسته، متصلب و یکسویه گذشته خبری نیست. ارتشهای جهان هم در گذشته یکسویه و براساس دستور صادره از سوی مافوق خود عمل میکردند. اکنون باز شدن فضای جوامع به بازشدن فضای ارتشها هم منجر شده است. همانطور که جامعه ترکیه، جامعه ۲دهه گذشته نیست، ارتش امروز ترکیه نیز دیگر آن ارتش بسته قبل نیست.
اردوغان در پی شکست کودتا بهطور حتم قدرتمندتر خواهد شد، اما شرایط بهوجود آمده در پی کودتا را نباید شرایطی برای قدرتگیری بدون حد و مرز او دانست. حضور دو عامل حزب و پارلمان مانع آن خواهد شد که اردوغان دست به اقدامات بدون محدودیت بزند. حزب عدالت و توسعه اجازه نخواهد داد اعتماد مردم بهخاطر اقدامات بیمحابای اردوغان از دست برود. همزمان، پارلمان ترکیه که دارای احزاب قوی است و یکی از پیشرفتهترین پارلمانهای منطقه است، بهطور حتم مانع اقدامات بدون چارچوب رئیسجمهور این کشور در فضای پس از کودتا خواهد شد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.