توافقهستهایباایران،هیچچیزدربرابرهمهچیز
روزنامه صهیونیستی جروزالم پست در شماره چهارشنبه خود، به بررسی دستاوردهای یکساله توافق هسته ای با ایران پرداخته است و به این جمع بندی رسیده است که هیچ یک از دستاوردهای و وعده های مقامات آمریکایی محقق نشده است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از جروزالم پست در این مقاله که به قلم إلیوت آبرامز، نومحافظه کار مشهور و تندروی آمریکایی نگاشته شده، آمده است:
اکثر منتقدین توافق هسته ای با ایران یا برجام اعتقاد داشتند که هزینه های این توافق بیش از فایده های آن است. موافقین برجام هم ادعا می کردند فایده های این توافق بر هزینه هایش توفق دارد. با این حال، امروز و بعد از یکسال تجربه، مشخص شده است که هر دو گروه اشتباه می کرده اند: چراکه برجام کوچکترین فایده ای نداشته است.
اجازه بدهید این توافق را براساس استدلالاتی که در خلال توافق مطرح شدند، بررسی کنیم. در تمامی این موارد- به جز یک موضوع که به آن خواهیم پرداخت- نادرستی استدلالات مطروحه ثابت شده اند.
اول، شفافیت:
در ١٤ ژوئن ٢٠١٥، آقای اوباما گفت:" به یمن این توافق، ما برای اولین بار در موقعیتی خواهیم بود که بتوانیم تمامی تعهدات [ایران] را راستی آزمایی کنیم. معنی این موضوع این است که این توافق بر اساس راستی آزمایی، و نه اعتماد بِنَا نهاده شده است. " روز بعد هم وی گفت که این توافق، " نظارت بی سابقه و لحظه ای بر تاسیسات هسته ای کلیدی ایران برقرار کرده و جامع ترین نظام بازرسی های جامع و سرزده" را در تاریخ فراهم خواهد کرد.
یا این وجود، دو گزارش فصلی أمسال آژانس بین المللی انرژی اتمی شامل کمترین میزاناطلاعات از برنامه هسته ای ایران بود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ یوکیا آمانو، رییس آژانس در مارس گذشته به این سوال پاسخ می دهد: " مبنای تهیه گزارش های قبلی آژانس، قطعنامه های شورای امنیت بودند، ولی اکنون این قطعنامه ها پایان یافته اند. به عبارت دیگر، چنین قطعنامه هایی دیگر وجود ندارند. " و لذا، دسترسی ما هم به اطلاعات قبلی خاتمه یافته است.
دوم، دسترسی به پارچین، سایت هسته ای نظامی ایران
یکسال قبل آقای اوباما به همگی ما اطمینان داد که آژانس " به توافقی بر ایران دست یافته است که بر اساس آن به آنچه برای تکمیل تحقیقاتش درباره ابعاد احتمالی نظامی تحقیقات هسته ای گذشته ایران نیاز دارد، دسترسی یابد. "
این موضوع کاملا غلط از آب در آمد، و توافق با آژانس به ایران اجازه داد تا "بازرسی های (ایران) از خود" را نیز پیوسته نقض شود و به یک جوک کثیف تبدیل شود.
در حقیقت برخی ذرات اورانیوم که در جریان یکی از بازرسی های آژانس در پارچین پیدا شده بود، نیاز جدی به این داشت که با بازدیدهای تکمیلی دیگری منشا این ذرات- که ممکن بود به یک برنامه قبلی تولید سلاح های هسته ای مربوط باشد- بررسی شود. با این حال توافق آژانس با ایران اجازه هیچ بازدیدهای را از پارچین نداد. پرونده بسته شد و ایران برنده آن شد.
سوم، موشک های بالستیک
جان کری، وزیر امور خارجه، یکسال قبل (در کنگره) شهادت داد که توافق جدید "دقیقا با همان" زبان و روال قبلی ایران را از توسعه موشک های هسته ای بازخواهد داشت. این گفته نیز چرند از آب درآمد. توافق، و همینطور قطعنامه ٢٢٣١ شورای امنیت، به جای ممنوعیت، از ایران "درخواست نموده است که" موشک های بالستیک خود را توسعه ندهد. یا کری نمی دانسته که راجع به چه چیزی مذاکره می کرده است و یا این که به سادگی توسط ایرانیان فریب خورده است.
چهارم، تحریم ها و اقتصاد ایران
به تمامی ما گفته شده بود که تحریم های غیرهسته ای ایران باقی خواهند ماند و حتی تشدید خواهند شد. ولی امسال، کری به کشورهای جهان سفر می کند و خواستار سرمایه گذاری در ایران می شود! در واقع وی تبدیل به یکی از اعضای اتاق بازرگانی جمهوری اسلامی شده است. و دولت اوباما با هر تلاشی از سوی کنگره برای افزایش تحریم های حقوق بشری و حمایت از تروریسم ایران مقابله می کند.
پنجم، برجام یک پیروزی برای "میانه روها" بود.
به ما این موضوع گفته شد و همچنین این که رفتار واقعی ایران تغییر خواهد کرد.
بله، رفتار ایران تغییر کرده است، ولی کاملا در جهت منفی. در ماه مه گذشته، شورای نگهبان ایران یک افزایش نود درصدی برای هزینه تری نظامی ایران در سال آینده را تایید کرد. این در حالی بود که امسال دولت آمریکا ١.٧ میلیارد دلار برای حل و فصل یک دعوای حقوقی در رابطه با توقیف أموال ایران در سال ١٩٧٩ پرداخت کرد، و تهران بلافاصله تمام این مبلغ را به بخش نظامی اش اختصاص داد.
در همین ارتباط بد نیست نگاهی به رفتارواقعی ایران در یکسال گذشته بعد از این "پیروزی میانه روها" بیاندازیم:
- به تهدید آمریکا و اسراییل به نابودی ادامه داده است، لذا لفاظی های خشن به هیچ عنوان تغییری نکرده است.
- حملات سایبری را به آمریکا آغاز کرده است.
- آمریکایی ها را به گروگان گرفته و از آنها برای ضمانت آزادی یا بخشش ناقضان تحریم ها بهره برداری کرده است؛ و هنوز چندین آمریکا را در زندان نگه داشته است.
- تفنگداران آمریکایی را در خلیج (فارس) دستگیر و با آنها بد رفتاری کرده است، و بعد از آن با نقض قوانین حقوق بین الملل از تصاویر آنها بهره برداری تبلیغاتی نموده است.
- حمایت ها از گروههایی نظیر حماس، جهاد اسلامی فلسطین و حزب الله را افزایش داده است، و همینطور به حمایت از حکومت بشار أسد در سوریه و حوثی ها در یمن ادامه داده است. بعلاوه گزارش ها حاکی از افزایش اقدامات خرابکارانه ایران در بحرین هستند.
بنابراین توافق هسته ای همه چیز را از جهات گوناگون بدتر کرده است: با توانمند سازی ایران و بدون این که کوچکترین رفتار ایران را تعدیل کند؛ با دسترسی کمتر به اطلاعات برنامه هسته ای ایران به جای افزایش دسترسی به این اطلاعات؛ و بدتر از همه، با مشروعیت بخشیدن به برنامه هسته ای ایران.
این قصه که برجام به "میانه روها" در تهران کمک می کند تا یک ایران جدید را بسازند، نه تنها غلط بود، بلکه یک دروغ عمدی بود و کسانی که این دروغ را به ما فروختند، ازنادرستی آن خبر داشتند. کافی است مصاحبه پنجم ماه مه دیوید ساموئلز از نیویورک تایمز با بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا را در نظر بگیرید.
ساموئلز در جریان این مصاحبه نتیجه می گیرد که طرح شکاف عمیق بین میانه روها و تندروها در تهران توسط تیم رسانه ای دولت اوباما برای فروختن این توافق در آمریکا ساخته و اختراع شده است. ساموئلز می نویسد:" این ادعا که در ایران یک واقعیت جدید به وجود آمده است از نظر سیاسی برای دولت اوباما قابل استفاده بود. با جلب نظر طیف وسیعی از عموم مردم به این ایده که شکاف عظیمی در حکومت ایران وجود دارد، و این که مخاطب دولت آمریکا، ایرانیان میانه رویی هستند که خواهان روابط صلح آمیز با همسایگانشان و با آمریکا هستند، اوباما قادر شد از بحث های مناقشه آمیز و تعیین کننده درباره تبعات واقعی انتخاب های دولتش در این موضوع دوری نماید. "
بطور دقیق تر: دولت آمریکا با این اقدام حکومت ایران را تقویت کرد، و دقیقا می دانست چه کاری دارد انجام می دهد. این بخشی از سیاست اوباما بود تا قدرت رو به افزایش ایران را قبول کند و به آن مشروعیت بخشد، که این موضوع در مصاحبه مشهور اوباما در آوریل گذشته با جفری گلدبرگ از مجله آتلانتیک این گونه بیان شد: "به دوستانمان و همینطور به ایرانیان می گویم که به یافتن راهی موثر برای شراکت در جوار هم نیاز دارند. "
در واقع اوباما به جای مقابله و خنثی سازی قدرت ایران، در حال قبولاندن آن است، و توافق هسته ای بخشی از این سیاست است.
بنابراین آیا هیچ نکته مثبتی در توافق هسته ای با ایران وجود ندارد؟ استثنائی که من در ابتدای مقاله بعنوان تنها فایده این توافق به آن اشاره کردم کدام است؟ در پاسخ، توافق هسته ای دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای را به تاخیر انداخت، ولی در عِوَض به آن مشروعیت بخشید. این تاخیر دهساله، می تواند بعنوان یک "دستاورد" مورد توجه قرار گیرد.
این دستاورد به همه ما تعلق خواهد داشت، در صورتی که ایران توافق را رعایت کند و بطور واقعی برنامه اش را کند نموده و از "حد آستانه گریز هسته ای" تجاوز نکند.
ولی زمان گریز هسته ای ایران چقدر است؟ سال گذشته به ما گفته شد که این زمان یکسال است. موسسه علوم و امنیت بین المللی به ما می گوید که زمان واقعی این گریز هسته ای ممکن است فقط هفت ماه باشد.
با توجه به اطلاعات محدودی که گزارشات فعلی آژانس ارایه می دهند، ما اطلاعات بسیار کمتری از اطلاعات قبلی در دسترس داریم. أولی هاینونن، معاون سابق مدیر کل آژانس در این رابطه می کوید که گزارش فصلی آژانس " حاوی اطلاعاتی راجع به تعداد و نوع روتورها و بالشتک های سانتریفیوژ های موجود در أنبارهای ایران نیست. این قطعات در تخمین زمان گریز بسیار مهم هستند، و نصب مجدد آنها در سانتریفیوژهای پیشرفته جمع آوری شده و یا نصب آنها در سانتریفیوژهای جدید، می تواند مستقیما بر زمان یکساله گریز هسته ای که برجام بر حفظ آن تاکید می کند، اثر بگذارد. "
بنابراین چیزی که شما امروز بعد از گذشت یکسال از توافق هسته ای در دست دارید، عبارتند از: زمان گریز هسته ای واقعی ایران را نمی دانیم؛ به این برنامه هسته ای مشروعیت بخشیده ایم، حکومت ایران را با پول و یک پیروزی تبلیغاتی تقویت کرده ایم؛ و شاهد افزایش حمایت ایران از ترور و تهدید هستیم.
در حال حاضر، ابعاد این توافق بعنوان یک فاجعه - چنانچه مخالفانش آن را خوانده اند- هر روز بیشتر از پیش روشن می شود. بیایید امیدوار باشیم قبل از این بسیار دیر شود، همگی از خواب بیدار شویم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.