فراکسیون امید دچار حفره شده است؟
احمد حکیمیپور رئیس فراکسیون اصلاحطلبان شورای شهر تهران، عضو شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی و دبیرکل حزب اراده ملت ایران است.
به گزارش آرمان، وی سابقه نمایندگی زنجان در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی را دارد و عضو شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات برای انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی بود. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی جزئیات مهمترین تصمیمگیری اصلاحطلبان برای مجلس دهم با وی گفتوگو کردیم. حکیمیپور در گفتوگو با «آرمان» با بیان برخی پشت پردههای تصمیمگیری شورای عالی سیاستگذاری عنوان میکند: «با قراین و شواهدی که وجود داشت این پیشبینی را میکردیم که برخی از طیفهای حاضر در لیست اصلاحطلبان ممکن است در انتخاب رئیس مجلس دهم راه دیگری در پیش بگیرند و ساز مخالف بزنند. به همین دلیل برخی از اعضا و از جمله رئیس دولت اصلاحات معتقد بودند که فراکسیون امید پیش از موعد و خیلی زود اعلام موجودیت نکند تا امکان پیشگیری از عواقب برخی رفتارها وجود داشته باشد. رئیس دولت اصلاحات همچنین اعتقاد داشتند نباید موضوع انتخاب رئیس مجلس به یک جنگ قدرت و حیثیتی تبدیل شود تا عواقب شکست یا پیروزی در آن به کمترین حد خود برسد و رقابت عارف و لاریجانی در منظر افکار عمومی به یک رقابت درون گروهی تعبیر شود». در ادامه گفتوگوی «آرمان» با احمد حکیمیپور
را میخوانید:
آیا اعضای شورای سیاستگذاری جریان اصلاحات در روزهای منتهی به انتخاب رئیس مجلس احساس نکردند برخی از طیفهای سیاسی نسبت به آقای لاریجانی تمایل پیدا کردهاند؟
اصلاحطلبان در انتخابات هفتم اسفند با توجه به شرایط انتخابات و امکانات و ابزاری که در اختیار داشتند به صورت استراتژیک با برخی از اصولگرایان معتدل ائتلاف کردند. به همین دلیل لیست امید تنها مختص به اصلاحطلبان نبود وحامیان دولت آقای روحانی واصولگرایان معتدل را نیز در خود جای داده بود. با این وجود ما با توجه به قرائن و شواهدی که وجود داشت این پیش بینی را میکردیم که برخی از طیفهای حاضر در لیست اصلاحطلبان ممکن است در انتخاب رئیس مجلس دهم راه دیگری در پیش بگیرند وسازمخالف بزنند. به همین دلیل برخی از اعضا و از جمله رئیس دولت اصلاحات معتقد بودند که فراکسیون امید پیش از موعد و خیلی زود اعلام موجودیت نکند تا امکان پیشگیری از عواقب برخی رفتارها وجود داشته باشد. رئیس دولت اصلاحات همچنین اعتقاد داشتند نباید موضوع انتخاب رئیس مجلس به یک جنگ قدرت و حیثیتی تبدیل شود تا عواقب شکست یا پیروزی در آن به کمترین حد خود برسد و رقابت عارف و لاریجانی در منظر افکار عمومی به یک رقابت درون گروهی تعبیر شود. با این وجود مطالبه جدی بدنه جریان اصلاحات حضور آقای عارف در رقابت ریاست مجلس بود و به همین دلیل نیز ایشان کاندید ریاست مجلس
شدند.
چه علائمی مشاهده کردید که این احتمال به نظر رسید ممکن است برخی در انتخاب رئیس مجلسسازمخالف بزنند؟
هنگامی که لابیها شدت گرفت و برخی مسائل در پشت پرده تعیین تکلیف شد ما این احتمال را میدادیم که ممکن است اتفاقاتی رخ بدهد که در نهایت به سود جریان اصلاحات نباشد. این در حالی است که برای ما مشخص شده بود که برخی یارکشیها و تماسها با نمایندگان منتخب مجلس خارج از فضای فراکسیون صورت میگیرد. این مساله سبب شده بود که جریان اصلاحات عملا نتواند به صورت شفاف و منطقی تصمیم بگیرد. به نظر من هنگامی که فراکسیون امید تشکیل شد یک گسست ناخواسته بین بدنه کارشناسی و اجرایی جریان اصلاحات و منتخبان مردم به وجود آمد. در نتیجه این شکاف بزرگترین اشتباه استراتژیک اصلاحطلبان بود. با این وجود ما زمانی متوجه این شکاف و انقطاع شدیم که خیلی دیر شده بود. ما زمانی احساس خطر کردیم که برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری نسبت به این مساله موضعگیری کردند و به صورت علنی آن را مطرح کردند. دلیل اصلی مواضع دوگانه درباره انتخاب رئیس مجلس این بود که برخی تمایل داشتند پیش از اینکه از یک نفر حمایت کنند از سهم خود از ترکیب هیات رئیسه اطلاع پیدا کنند و سپس از وی حمایت کنند. در نتیجه آنها به دنبال این بودند که به چه میزان در تصمیمگیریهای مجلس
آینده سهم و نقش خواهند داشت. به نظر من در چنین شرایطی که لیستهای ائتلافی شکل میگیرد باید همهچیز به صورت شفاف و روشن جلو برود تا نتیجه مطلوب به بار بیاورد. متاسفانه از زمانی که لابیها و دستهای پشت پرده در زمینه انتخاب رئیس مجلس دخالت کرد فضا به سمتی رفت که نتیجه انتخاب هیات رئیسه روز به روز مبهم وغیرقابل پیش بینی شد.
آیا این مساله صحیح است که برخی حامیان دولت در جلسات کارگروه و شورای عالی سیاستگذاری خواستار حمایت جریان اصلاحات از آقای لاریجانی بودند؟
نه. با این وجود ممکن است این سخنان در جلسات کارگروه مشترک جریان اصلاحات و حامیان دولت مطرح شده باشد.
در چنین شرایطی شورای عالی سیاستگذاری احساس نکرد که ممکن است آقای عارف بازنده رقابت انتخاب رئیس مجلس شود؟
شورای سیاستگذاری در زمینه کاندیدا شدن آقای عارف برای ریاست مجلس هیچ گونه شک و تردیدی نداشت. تصمیم شورای عالی سیاستگذاری این بود که آقای عارف به هر شکل ممکن برای به دست آوردن ریاست مجلس دهم تلاش کند. بدون شک اگر آقای عارف در رقابت انتخاب هیات رئیسه مجلس شرکت نمیکرد به ضرر جریان اصلاحات تمام میشد و اصلاحطلبان پاسخ مناسبی برای افکار عمومی و جوانان و طرفداران خود نداشتند. به نظر من در چنین شرایطی احزاب باید بازیگر اصلی میدان باشند که متاسفانه در کشور ما احزاب نقش موثری در تصمیمگیریهای سیاسی مهم ندارند و کنترل بازی از دست تصمیمگیران خارج میشود.
چرا در حالی که۱۵۸ نفر از منتخبان مجلس دهم میثاق نامه جریان اصلاحات را امضا کرده بودند فراکسیون امید با ۱۰۵ عضو تشکیل شد؟
جلسات سیاسی در ایران معمولا با حضور همه اعضا برگزار نمیشود و در اغلب جلسات سیاسی افراد به دلایل مختلف و ازجمله مسائل شخصی حضور پیدا نمیکنند. در جلسه منجر به تشکیل فراکسیون امید نیز وضعیت به همین صورت بود و برخی از افراد به دلایل شخصی موفق نشدند در جلسه حضور پیدا کنند و در نتیجه فراکسیون امید از۱۰۵ عضو که در جلسه حضور داشتند تشکیل شد.
به نظر میرسد اصلاحطلبان تنها برای به دست آوردن ریاست مجلس برنامهریزی کردند و برای به دست آوردن بقیه کرسیهای مجلس هیچ گونه برنامهریزی مدون نداشتند. دلیل این مساله چیست؟
فراکسیون امید در رقابتهای درون مجلس و به دست آوردن کرسیهای مهم مجلس عملکرد قابل قبولی نداشت و فرصتهای زیادی را از دست داد که ممکن است در آینده موجب پشیمانی شود. به نظر من اصلاحطلبان باید این مساله را مورد آسیبشناسی جدی قرار بدهند که چرا کرسیهای مهم مجلس یکی پس از دیگری به دست جریان رقیب افتاد. به نظر میرسد در ساختار فراکسیون امید حفرههایی به وجود آمده است که این حفرهها مانع از رسیدن اصلاحطلبان به نتیجه مطلوب در انتخاب رئیس مجلس و روسای کمیسیونها شد. نکته دیگر اینکه دست جریان اصلاحات از نیروهای با تجربه و امتحان پس داده در انتخاب روسای کمیسیونها خالی بود وبه همین دلیل نیروهای جوان از قدرت مانور مناسبی در فضای مجلس برخودار نبودند. به نظر میرسد فراکسیون امید به یک لابیگر قوی و قهار نیاز دارد که بتواند در بزنگاههای مهم با سایر نمایندگان مجلس چانهزنی و مذاکره کند. در مجالس هشتم و نهم آقای باهنر این وظیفه را در بین اصولگرایان انجام میداد و در موضوعات مختلف به چانی زنی و مذاکره با نمایندگان طیفهای مختلف سیاسی میپرداخت. در مجلس ششم نیز آقای بهزاد نبوی این وظیفه را برای جریان اصلاحات انجام میداد
و در بسیاری از مواقع لابیهای ایشان به نتیجه میرسید و اصلاحطلبان به اهداف خود دست پیدا میکردند.
آقای عارف نمیتوانستند این وظیفه را انجام دهند؟
کسی که وظیفه لابیگری با طیفهای مختلف فکری در صحن علنی را برعهده میگیرد باید با حضور در صندلیهای نمایندگان با آنها از نزدیک چانهزنی و گفتوگو کند. این در حالی است که آقای عارف ریاست فراکسیون امید را برعهده دارند و در شان ایشان نیست که به صورت فردی با نمایندگان وارد مذاکر شوند. این کار باید توسط شخص دیگری صورت بگیرد که از قدرت میدانداری و لابیگری برخوردار باشد. ریاست فراکسیون امید به صورت بالقوه مانند ریاست مجلس است، در نتیجه باید شانیت خود و فراکسیون متبوع خود را حفظ کند و از وارد شدن به مسائل روزمره مجلس خودداری کند. با این وجود به نظر من افراد باتجربه و متعهدی در فراکسیون امید وجود داشتند که از تجربه چندین دوره حضور در مجلس برخوردار هستند، اما به نظر میرسد در این زمینه کوتاهی کردهاند و از تمام ظرفیت و قدرت خود استفاده نکردند. برخی از افراد هستند که در این مقطع مهمسازمخالف زدند و همین مساله بسیاری از برنامههای اصلاحطلبان را با مشکل مواجه کرد. با این وجود ما همچنان به دنبال ایجاد وحدت با طیفهای مختلف سیاسی در آینده هستیم و اعتقاد داریم در شرایط کنونی نباید خط کشیها را پررنگ کرد و به اختلافات
دامن زد.
خط کشی با چه افراد یا گروهی؟
جریان اصلاحات به دنبال اتحاد استراتژیک خود با حامیان دولت در آینده خواهد بود وبه هیچ عنوان شروعکننده خط کشیها و فاصله نخواهد بود. به نظر من کسانی که به دنبال فاصله و خط کشی هستند باید در شرایط کنونی منافع ملی را برمنافع فردی ترجیح بدهند و در جهت حفظ ائتلاف استراتژیک با اصلاحطلبان تلاش کنند. ما بارها با این افراد اتمام حجت کرده بودیم که ائتلاف جریان اصلاحات با شما تا درِ بهارستان است یا اینکه این ائتلاف در داخل بهارستان نیز ادامه خواهد داشت؟در شرایط کنونی اصلاحطلبان از عملکرد خود رضایت دارند و در مقابل طرفداران خود سربلند هستند. دلیل این مساله نیز این است که از تمام توانایی و ظرفیت خود استفاده کردند تا پروژه انتخاباتی اصلاحطلبان به نتیجه مطلوب برسد. به همین دلیل کسانی که بدعهدی کردند و رفتاری دوگانه از خود نشان دادند باید درباره چرایی سیاستهای خود به افکار عمومی پاسخگو باشند.
اصلاحطلبان چه انتظاری در آینده از آقای لاریجانی که در انتخابات مورد حمایت لیست امید بوده خواهند داشت؟ آیا رقابت تنگاتنگ وی با آقای عارف برای به دست آوردن ریاست مجلس سبب فاصله وی از اصلاحطلبان نخواهد شد؟
رقابت آقای عارف و آقای لاریجانی یک رقابت درون ائتلافی بوده که تمام شده و ما باید مسیر صحیح حرکت خود را در آینده انتخاب کنیم. نکته دیگر اینکه آقای لاریجانی یک سرمایه ملی است و در گذشته نشان دادهاند که از مدیریت بالایی در اداره مجلس برخوردار هستند. نمونه بارز حسن تدبیر ایشان در مساله برجام بروز پیدا کرد که گام مهمی در تحقق منافع ملی و همراهی با دولت تدبیر وامید بود. با این وجود این مساله که ایشان در آینده از جریان اصلاحات فاصله بگیرند یا اینکه به جریان اصلاحات نزدیکتر شوند بستگی به تصمیم فردی خود ایشان دارد و کسی نمیتواند در این زمینه دخالت کند. در شرایط کنونی دایره جریان اصلاحات در حال وسیعتر شدن است و بسیاری از افراد معتدل در جریان رقیب به سمت جریان اصلاحات تمایل پیدا کردهاند. پتانسیل جریان اصلاحات به اندازهای نسبت به گذشته قویتر و فربهتر شده که در فضای جریان رقیب مانور میدهد و از بین جریان رقیب یارگیری میکند. جریان اصلاحات هیچگاه دچار دگماتیسم و فضای پادگانی نشده و در آینده نیز نخواهد شد. این جریان همواره از انعطاف و ظرفیت بالای مدنی و سیاسی برخودار بوده و با توجه به مقضیات زمان عمل کرده
است.
هواداران دولت در انتخاب رئیس مجلس سیاستی ناهمسو با جریان اصلاحات در پیش گرفتند. آیا جریان اصلاحات حاضر خواهد بود در انتخابات ریاستجمهوری۹۶ دوباره روی کمک هواداران دولت سرمایهگذاری کند یا اینکه تصمیم دیگری در این زمینه خواهد گرفت؟
بدون شک در انتخابات ریاستجمهوری آینده جریان اصلاحات کیفیت، سازوکارو محتوای مذاکرات را مشخص خواهد کرد. نکته دیگر که تاکنون به صورت قطعی در بین اصلاحطلبان مطرح شده این است که آقای روحانی تنها گزینه اصلاحطلبان برای رقابتهای ریاستجمهوری آینده است و اصلاحطلبان به هیچ عنوان در مقابل آقای روحانی گزینه دیگری معرفی نخواهند کرد. با این وجود اصلاحطلبان درباره چگونگی و استراتژی حمایت خود از آقای روحانی بحث و تبادل نظر خواهند کرد و با توجه به شرایط انتخابات و وضعیت رقبا استراتژی مناسب را انتخاب خواهند کرد.
جریان اصلاحات در سال۹۲ به صورت تمام قد از آقای روحانی حمایت کرده و برای پیروزی ایشان در انتخابات هزینه پرداخت کرده است. چرا در زمانی که جریان اصلاحات برای به دست آوردن ریاست قوه مقننه و حمایت از دولت تدبیرو امید نیاز به کمک داشتند از این کار خودداری کردند؟ این مساله چه پیامدهایی برای جریان اصلاحات و هواداران دولت آقای روحانی خواهد داشت؟
طرف مورد مذاکره ما هواداران دولت آقای روحانی هستند که از قرابت مفهومی و استراتژیک با جریان اصلاحات برخودار هستند. به نظر من برخی از تشکل ها بیش از آنکه به حزب شباهت داشته باشند به یک اداره شبیه هستند. نکته دیگر اینکه اتحاد جریان اصلاحات با دولت آقای روحانی یک اتحاد استراتژیک در جهت منافع ملی است و مسائل جریانی و حزبی به هیچ عنوان در آن دخالت ندارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.