حذف شهریه دانشآموزان افغان مهم است؟
دانشآموزان مهاجر افغانستان در سالهای اخیر در ایران با چند چالش بزرگ روبهرو بودند؛ یکی محرومیت از تحصیل برای دانشآموزان بیمدرک و دیگری پرداخت شهریه از سوی دانشآموزان مدرکدار؛ اکنون گویا هر دو تنگنا برداشته شده است.
به گزارش فارس، «محمدکاظم کاظمی» نویسنده، پژوهشگر و فعال فرهنگی مهاجران افغانستانی در ایران، طی یادداشتی اختصاصی به موضوع اهمیت حذف شهریه و ادامه تحصیل دانشآموزان مهاجر افغانستانی در ایران پرداخت.
در این یادداشت آمده است: دانشآموزان مهاجر افغانستان در سالهای اخیر در ایران با چند تنگنای بزرگ روبهرو بودند، یکی محرومیت از تحصیل برای دانشآموزان بیمدرک بود و دیگری پرداخت شهریه از سوی دانشآموزان مدرکدار؛ اکنون گویا هر دو تنگنا برداشته شده است.
من میدانم که اهمیت این خبر برای بسیاری از مخاطبان ایرانی این نوشته چندان ملموس نیست. شاید بسیاری با خود بگویند «پرداخت پول در مدارس که اکنون تقریباً یک رسم عمومی است و اختصاص به مهاجرین ندارد» و شاید بسیاری دیگر بگویند «این مبلغ شهریه به راستی آن قدر سنگین بوده است که تأثیری بر خانواده مهاجر بگذارد؟»
بگذارید قضیه را با روایتی ملموس بسازم. چند سال پیش با مدیر یکی از مدارس خودگردان مهاجرین صحبت میکردم. این مدارس غالباً برای تحصیل دانشآموزان بیمدرک ایجاد شدهاند، کسانی که به مدارس ایرانی راه ندارند.
وی میگفت: «ما در اینجا دانشآموزان مدرکدار هم داریم» من با تعجب گفتم «خوب این دانشآموز چرا به مدرسه ایرانی نمیرود و میآید به مدرسه خودگردان، در حالی که در نهایت نه مدرک تحصیلی شما اعتبار دارد و نه بچه از اینجا به دانشگاه راه پیدا میکند» گفت: چون مدارس ایرانی شهریه میگیرند و برای اینها سخت است.
گفتم: «خوب شهریه را شما هم که میگیرید.» گفت: ما به صورت قسطبندی شده میگیریم و به این صورت خانوادهها میتوانند بپردازند.
این است حقیقتی که به صورتی دردناک خود را نشان میدهد. خانواده مهاجر آنقدر استطاعت ندارد که همان شهریه را به صورت یکجا بپردازد و ناچار میشود از مدرسه ایرانی با این همه تفاوت امکانات و امتیازهای قانونی چشم بپوشد و کودکش را به مدرسه خودگردان بفرستد، تا آن شهریه را قسطی بپردازد.
گواه من فقط سخنان آن مدیر مدرسه نیست. من بارها وقتی برای مجوز ثبت نام فرزندانم به اداره آموزش و پرورش رفتهام، صفی طولانی از مردمی را دیدهام که برای مجوز تخفیف شهریه یا پرداخت اقساطی آن (که برای بعضی موارد خاص اعلام شده بود) میآمدند.
اما چرا بسیاری از مهاجران حتی پول این شهریه را ندارند؟ چون مهاجر ما یارانه ندارد؛ مهاجر ما بیمه عمومی ندارد؛ آزادی اشتغال ندارد؛ غالباً اجارهنشین است چون حق خرید ملک ندارد؛ حق بازنشستگی ندارد و ملک و دارایی پدری در این سرزمین ندارد.
و مهاجر ما در مقابل هزینههای مختلفی دارد، هزینه تمدید مدارک اقامتی، هزینه کارت کار، اضافه هزینه بهداشت و درمان که گاهی برای وی چند برابر محاسبه میشود.
وقتی به مجموعه این نداریها و تنگناها و هزینههای دیگر، شهریه مدارس هم افزوده میشود، دیگر کار واقعاً سخت میشود، به ویژه که وی نمیتواند باقی مخارج زندگی را بپردازد. پس تنها راه چاره برای تداوم زندگی، حذف هزینه شهریه و در نهایت حذف کودک از مدرسه است.
با این وصف، شما خود را به جای پدر و مادری بگذارید که در اول مهر، میبیند همه کودکان همجوار و همسایه با شور و اشتیاق راهی مدرسه میشوند و فرزند وی باید در خانه بنشیند یا بر سر کار برود و از آن بدتر، خود را به جای آن کودک و دانشآموز بگذارید، حتی تصورش هم سخت است.
باری، چنین است که حذف شهریه تحصیلی از دانشآموزان مهاجر، این قدر مهم و کارگشا میشود و این قدر جای تحسین و سپاس دارد و در ضمن، جای گله و اندوه، که چرا این قدر دیر؟
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.