فرانسه هنوز ساز مخالف میزند
حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات و سفیر ایران در فرانسه در دولت سازندگی میگوید: عملکرد فرانسه هنوز منطبق با انتظار ایران نیست.
روزنامۀ اعتماد در گفتگو با حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات و سفیر ایران در فرانسه در دولت سازندگی ابعاد و زوایای سفر ظریف به پاریس را تشریح کرده است. مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:
لهستان، سوئد، لتونی، فنلاند، نروژ، آلمان و امروز نوبت به فرانسه و هلند رسیده است. قاره سبز با بهار ٩٥ به طور مداوم میزبان محمدجواد ظریف، سکاندار وزارت امور خارجه دولت یازدهم بوده است. ماموریت های پسابرجام وزیر امور خارجه در سال جدید و در شش ماهه نخست اجرای توافق هسته ای بر جلب اعتماد سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی متمرکز شده است. توسعه مناسبات دوجانبه و تحولات منطقه ای و تشریح فضای ایران در پسابرجام اصلی ترین دستور کارهای وزیر امور خارجه ایران در سفر دو روزه جدید به اروپا است. توافق هسته ای ایران با ١+٥ مادر فضای جدید اقتصادی و سیاسی برای ایران شده است اما به دلیل سال های طولانی تحریم و قرار گرفتن ایران در فاصله نامناسب با جامعه جهانی هنوز تمام ظرفیت های ناشی از توافق به فعلیت درنیامده است.
ظریف در سفر به فرانسه که به دعوت رسمی «ژان مارک آیرو» همتای فرانسوی اش انجام می شود با فرانسوا اولاند، رییس جمهور فرانسه و وزیر امور خارجه این کشور دیدار خواهد کرد. دیدار و گفت وگو با روسای پارلمان و سنای فرانسه و سخنرانی در مرکز تحقیقات بین الملل فرانسه نیز از دیگر برنامه های ظریف در مدت حضورش در پاریس است.
در خصوص فرصت ها و چالش های رابطه دوجانبه ایران و فرانسه با حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات و سفیر ایران در فرانسه در دولت سازندگی گفت وگویی داشتیم که به شرح زیر است:
فرانسه از نخستین کشورهایی بود که برخلاف رویکرد سختگیرانه اش در مذاکرات، پس از دستیابی به برجام، هیاتی عالیرتبه را به تهران اعزام کرد. پس از آن هم در پی دعوت فرانسوی ها، رییس جمهور ایران به پاریس کرد. فرصت های سیاسی رابطه تهران و پاریس در فضای پسابرجام چه تغییراتی کرده است؟
اگر بخواهیم وضعیت فعلی روابط تهران و پاریس را مورد بررسی قرار دهیم، این کار بدون توجه به مناسبات پیشین دو کشور شدنی نیست. فرانسه در دهه های گذشته از شرکای سنتی و قابل اعتماد برای جمهوری اسلامی ایران بوده است که از سطح همکاری ها و مبادلات خوبی هم با کشورمان برخوردار بود. امام خمینی هم پیش از انقلاب اسلامی برای مدت کوتاهی در این کشور بودند و همین مساله موجب شده بود تا فضا برای آنکه فرانسه بتواند مهم ترین شریک تجاری ایران در غیبت امریکا شود، مهیا شده بود. با این حال، آنها با بی سلیقگی خود را در چنبره سیاست های امریکا گرفتار کردند و نتوانستند از فضای به وجود آمده و همچنین توانمندی های ایران استفاده کنند. در دوره کنونی و با دستیابی به برجام میان ایران و گروه ١+٥، فرانسه با توجه به سوابق و نیازمندی هایشان در ابعاد سیاسی و اقتصادی این احساس را کردند تا نسبت به دیگر کشورها، سریعتر حرکت کنند تا از سویی خاطره منفی ایرانیان درباره نوع کنشگری شان در مذاکرات هسته ای را پاک کنند و هم از کشورها دیگر و هیات تجاری شان برای برقراری مناسبات و گسترش همکاری با ایران عقب نیفتند.
به عبارت دیگر، فرانسوی ها در دوره پسابرجام به تکاپو افتادند تا جبران مافات کنند. به همین دلیل، آنها از نخستین کشورهایی بودند که هیات عالیرتبه سیاسی و تجاری شان را به تهران اعزام کردند و همچنین از آقای روحانی دعوت کردند تا به این کشور سفر کنند و پذیرای حضور آقای رییس جمهور بودند. در مجموع، آنها اینک به این فهم و درک رسیده اند که ایران برای فرانسه شریک صرف تجاری و اقتصادی نیست بلکه ایران می تواند برای آنها یک همکار سیاسی و فرهنگی بلندمدت باشد.
مقامات فرانسوی در سفر رییس جمهور به فرانسه بیان کردند که این کشور از جمله کشورهایی بوده که بیشترین ضرر را از تحریم ایران متحمل شده است و گفتند که بر توسعه مناسبات با ایران مصمم هستند. این اراده تا به امروز تا چه اندازه بر مناسبات ایران و فرانسه نمود داشته است؟
فرانسه قربانی سیاست های غلط خود است. اگر آنها از تحریم ها علیه ایران ضرر کردند، این مساله به خاطر پیروی کورکورانه شان از امریکا و اسراییل بود. فرانسه به عنوان یک شریک قدرتمند هسته ای که عضو شورای امنیت سازمان ملل است باید شرایط ایران را درک می کرد و در کنار ایران قرار می گرفت و استقلالش را به رخ دیگران می کشید. آنها این کار را نکردند و علیه ما رای منفی دادند پس نمی توانند بگویند ما قربانی شده ایم. با این حال، به نظر می رسد که آنها اکنون می خواهند جبران مافات کنند و باید دید این کار را تا چه اندازه انجام خواهند داد. در سفر آقای روحانی به پاریس، ٢٠ سند همکاری میان دو کشور به امضا رسید. این عمل، فی النفسه مثبت است ولی هنوز این اراده به منصه ظهور نرسیده و تحرک خاصی از سوی آنها دیده نشده است. باید صبر کرد و دید فرانسوی ها تا چه اندازه تهور و شجاعت از خود نشان می دهند.
به عدم تحرک فرانسوی ها در مسائل اقتصادی اشاره کردید که به نظر می رسد به دلیل هراس شرکت های اروپایی برای سرمایه گذاری در ایران است. چرا رفع تحریم ها نتوانسته است این هراس را برای فرانسوی ها از بین ببرد؟
من تصور می کنم به این خاطر است که آنها محافظه کاری و احتیاط بیش از حدی از خود نشان می دهند و منتظر نتایج انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا هستند. تا حدودی این مساله هم تحت تاثیر لابی های سعودی و صهیونیست ها است. فضای هراس و جریمه مجدد هم از سوی آنها وجود دارد. با این حال، آن مسائل بهانه خوبی برای فرانسوی ها نیست. عملکردها منطبق با انتظار نیست و مشکلاتی را هنوز در عرصه بانکی، بیمه، انتقال سرمایه و تکنولوژی شاهد هستیم. گه گاه صحبت از فاینانس می شود ولی هنوز عملی صورت نگرفته است.
فرانسوی ها همیشه تلاش داشته اند تا ژست مستقل بودن در برابر امریکا در خصوص مسائل بین المللی ایفا کنند. آیا این رویکرد در خصوص ایران از سوی فرانسوی ها دوره جدید دنبال خواهد شد؟
در حرف این صحبت ها زده می شود ولی در عمل هنوز چیزی را ندیده ایم. ما امیدوار هستیم که فرانسه نسبت به شرایط جدید و فرصت های به وجود آمده آگاه باشد و نخواهد این بار مانند دفعات قبل عمل کند.
برجام و رفع تحریم ها می تواند سنگینی سایه امریکا را بر سر فرانسه نسبت به ایران کمتر کند؟
برجام تا اندازه ای این کار را خواهد کرد ولی باید توجه کرد برجام یک توافق حداقلی است که در ماهیت خود محدودیت هایی برای هر دو طرف به همراه دارد. از سوی دیگر، برجام حلال همه مشکلات کشور نیست بلکه بخشی از نیازهای کشور توسط برجام حل می شود. اگر ما بخواهیم علامت درستی را به طرف مقابل بدهیم این است که اروپایی ها و فرانسوی ها باید متوجه شوند و بفهمند ایران می تواند بدون کمک آنها روی پای خود بایستد. البته باید متوجه باشیم که هراس اروپایی ها از امریکا با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در این کشور و شعارهای نامربوط هر دو کاندیدا، حداقل تا آبان ماه ادامه خواهد داشت. ما باید با توجه به چنین وضعیتی حرکت کنیم هرچند شاید گشایش های نسبی هم در این مدت حاصل شود.
تا چه اندازه محمدجواد ظریف در سفر به فرانسه می تواند آنها را برای حضور در کشور و سرمایه گذاری در ایران تحریک کند؟ آیا این سفر می تواند به مثابه اتمام حجتی از سوی ایران با فرانسوی ها برای حضور در ایران باشد؟
در سفر آقای ظریف به فرانسه همه ابعاد روابط مورد توجه قرار خواهد گرفت. حتما وزیر امور خارجه در این سفر رایزنی هایی انجام خواهند داد و حتما در این سفر از فرانسوی ها خواسته خواهد شد تا به امریکایی ها فشار بیشتری بیاورند، ولی باید توجه داشت آنچه موجب می شود تا فرانسه مجبور به همکاری با ایران شود، قدرت و توانمندی ایران است. آنچه فرانسوی ها را مجبور می کند تا به ایران بیایند و با ایران مناسبات شان را افزایش دهند، احساس نیازشان به ایران است. نباید نسبت به این احساس نیاز آنها غفلت شود و باید به آنها یادآور شد که برای حل مشکلات شان نیاز به ایران دارند. دیپلماسی می تواند تمام کننده و ابزاری برای معرفی آن نیازهای شان باشد. می خواهم بگویم پشتوانه دیپلماسی ما توانمندی های مان است و زمانی دیپلماسی ما جواب می دهد که آنها احساس کنند که به این توانمندی نیاز دارند.
این نیازمندی های آنها از سوی فرانسو ی ها چیست؟
هم اقتصادی است و هم سیاسی. به هر حال آن تجربه حضور در بازار پرسود و خوب ایران را دارند و می دانند که منافع شان در همکاری با ایران بیشتر عدم همکاری است. البته فرانسه فقط به ایران از ابعاد اقتصادی نگاه نمی کند بلکه آنها در نوع روابط خودشان مسائل سیاسی را هم مدنظر قرار می دهند. آنها سال ها در خاورمیانه بوده اند و می دانند که ایران در خاورمیانه حرف اول را می زند و نه امریکا یا هر کشور دیگری. فرانسه می داند که بدون جلب نظر ایران و همکاری با کشورمان نمی توانند کاری بکنند کماآنکه در افغانستان، عراق و سوریه نتوانستند کاری را انجام دهند. باید به این مسائل توجه کرد. باید حواس مان باشد که چرا در مذاکرات اولیه سوریه در ژنو حاضر به دعوت ایران نشدند اما سپس از ایران برای حضور در این اجلاس دعوت کنند.
فرانسه و عربستان از روابط سیاسی و تجاری بسیار نزدیکی با یکدیگر برخوردار هستند. تا چه اندازه این مساله می تواند بر نوع همکاری های تهران و پاریس سایه بیندازد؟
فرانسه روابط خوبی را با عربستان دارد چون این کشور به بازار خوبی برای فروش اجناس شان تبدیل شده است. عربستان هم متاسفانه وارد رقابت بدی شده است. کورکورانه و بدون هیچ منطقی مدام سلاح می خرد و کشور خود را به انبار و زرادخانه سلاح های گوناگون تبدیل کرده است. در این شرایط، فرانسه سلاح می شود و از این طریق برای خود در خاورمیانه پایگاه نظامی ایجاد می کند و برای حضور نظامی خود توجیه می تراشد که این برای همگرایی منطقه ای مضر است. البته در این شرایط، آن رابطه دو تاثیر را بر فرانسه خواهد داشت: نخست اینکه موجب می شود تا فرانسه تحت تاثیر لابی عربستان سعودی و رژیم اسراییل نتواند از تمام ظرفیت های خود برای توسعه روابط با ایران استفاده کند. دوم اینکه فضای ناامن در منطقه بازتولید شده و در نهایت فرانسه از این فضا متضرر شود که این روزها زیان های آن را چشیده است.
ایران و فرانسه از جمله بازیگران موثر در پرونده سوریه هستند. نظر فرانسوی ها نسبت به نقش آفرینی ایران در پرونده سوریه چگونه است؟
فرانسه در تحولات سوریه نقش اولیه را ندارد و نقش این کشور در منطقه نسبت به گذشته تنزل پیدا کرده است. امریکا از سوی غربی ها و در طرف مقابل روسیه و ایران حرف اول را در حل این بحران ایفا می کنند. نقش عربستان و ترکیه هم بیشتر تخریبی است. با این حال، فرانسه به دلیل روابط و نقش سنتی خود دوست دارد نقش آفرینی کند. این شرایط موجب می شود تا بگوییم این فرانسه نیست که باید درباره نقش ما در سوریه نظر بدهد بلکه این ایران است که باید درباره نقش آنها نظر بدهد. البته فرانسوی ها دوست دارند تا از تجربیات، توانمندی ها و امکانات ایران در سوریه برای حل بحران استفاده کنند و بهره مند شوند. البته آنها در ابتدای بحران ناپختگی کردند و حمله به سوریه را در دستورکار قرار دادند در حالی که امریکا و بریتانیا نسبت به این مساله پرهیز کردند و می دانستند که حمله مستقیم چقدر برای آنها هزینه در پی خواهد داشت.
این تصمیم برای فرانسوا اولاند سنگین تمام شد ولی موجب شد تا به تدریج به دنبال اصلاح مواضع شان بروند. قربانی شدن فرانسه و شهروندانش در حملات تروریستی داعش هم زنگ خطر برای آنها به صدا درآمد. آنها باید متوجه شوند که وقتی داعش شکست بخورد، داعش نیروهایش را به اروپا خواهد فرستاد و اروپا عرصه تاخت و تازشان می شود. پس اگر فرانسه بلندمدت نگاه کند و منافع کوتاه مدتش را در نظر نگیرد، باید به دنبال حمایت از دولت سوریه و همچنین همکاری با ایران برای مبارزه با گروه های تروریستی از هر نوع که هستند و بدون دسته بندی باشد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.