کاش این گردوغبار برخی را بیمار کند!

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۶۹۴۹۹ سایت-خوان

اصل، گرد و غباری است که همچنان هموطنانمان به جای اکسیژن به ریه فرو می‌برند و خدا می‌داند امروز و آینده چه اثرات شومی بر ایشان گذاشته و خواهد گذاشت.

به گزارش تابناک گرد و غباری که سال هاست برای ایرانیان نام آشنا شده و همه درباره چگونگی شکل گیری آن، کم و بیش آگاهی داریم، بار دیگر بازگشته تا موعد بازخوانی وعده های مسئولان در خصوص مقابله با آن آغاز شود؛ چرخه ای که ظاهرا هیچ گونه اثر بخشی به همراه ندارد.

با هجوم همه جانبه ریزگردها به استان های غربی و نفوذشان به برخی مناطق مرکزی کشورمان، نفس بسیاری از هموطنانمان به شماره افتاده و زندگی برای ایشان سخت شده است. اتفاقی که اگر برای نخستین بار رخ می‌داد و یا فقط چند ماه از آغازش گذشته بود، شاید می‌شد با آن کنار آمد اما افسوس که دردی قدیمی است که بارها برایش نسخه پیچیده و سپس رهایش کرده‌اند.

سالهاست که گرد و غبار به جز لاینفک زندگی بخشی از ایرانیان تبدیل شده و همراه با اکسیژن، به ریه های هموطنانمان فرو می‌رود و در این مدت، انواع و اقسام وعده ها برای مقابله با آن هم داده شده و حتی برخی طرح ها در این راستا نیز از محل بیت المال به اجرا درآمده؛ اما نه تنها از شدت گرد و غبار کاسته نشده، که مقدمات مقابله با این آسیب نیز طی نشده است.

این را می‌شود از طرح های فراوان کلید خورده و رها شده با هدف مقابله با این گرد و غبار و دست کم کاهش بلایای ناشی از آن دریافت که یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده شده اند و رویشان را خروارها خاک فراگرفته است؛ امثال طرح ته نشین کردن ذرات معلق که با هزینه فراوان پیرامون یکی از شهرهای تاریک شده با غبار به اجرا درآمد و به باور برخی، جز آثار مخرب، اثری به همراه نداشت.

این در حالی است که اگر هزینه نشست های مسئولان پیرامون بررسی این مشکل و چاره جویی آن را هم مد نظر قرار دهیم، درخواهیم یافت که نه تنها در سال های گذشته برای کاهش و از بین بردن گرد و غبار کاری صورت نگرفته، که بخشی از بیت المال با همین بهانه حیف و میل شده است؛ مثل هزینه هایی که صرف نشست های مختلف در این خصوص شده و به هیچ اقدام عملی منجر نشده است.

البته همه اینها فرعِ ماجراست و اصل، گرد و غباری است که همچنان هموطنانمان به جای اکسیژن به ریه فرو می‌برند و خدا می‌داند امروز و آینده چه اثرات شومی بر ایشان گذاشته و خواهد گذاشت. اتفاقی تلخ که برخی کارشناسان معتقدند به سونامی بیماری های تنفسی در مناطق اغلب غبار آلود کشور منجر خواهد شد و آینده ای نه چندان روشن برای ایشان ترسیم می‌کنند. اتفاقی که امیدواریم هرگز رخ ندهد؛ اما مگر می‌شود دست روی دست گذاشت و خاک خوردن مردم را تماشا کرد و انتظار داشت به ایشان آسیبی وارد نشود؟

تعمق در چنین سؤالی مجابمان می‌کند که تاوان واکنش نشان ندادن مسئولان در مقابله با گرد و غبار مخلوط شده با اکسیژن را به ناچار مردم خواهند پرداخت. مردمی که کاری از دستشان برنمی آید و حتی برای حضور یا عدم حضور در محل کار و خروج خانه در روزهای اوج گرفتن گرد و غبار هم خودشان تصمیم گیرنده نیستند، بلکه مسئولان هستند که باید در این باره اعلام نظر کنند؛ همان مسئولانی که درنتیجه کوتاهی های ایشان است که گرد و غبار مهار نشده و از غلظتش نیز کم نمی‌شود.

مسئولانی که سالهاست وعده می‌دهند و از مذاکره با دولتمردان کشور همسایه برای انجام تعهداتشان و ازسرگیری مالچ پاشی گرفته تا تلاش برای احیای تالاب ها، آبگیرها و دریاچه های داخلی و انواع و اقسام وعده را به زبان می‌آورند اما نه اقدامی صورت می‌دهند و نه در این روزها که حال هموطنانمان ناخوش تر از قبل می‌شود، درباره چرایی محقق نشدن وعده هایشان سخن می‌گویند.

روندی که ظاهرا قرار نیست شکسته شود، مگر آنکه اوضاع بیخ پیدا کند و گرد و غبار به فاجعه ای ختم شود؛ فاجعه ای از جنس بیماری شمار قابل توجهی از آنهایی که ساکن دیارهای گرد و غبار دار کشورمان هستند. فراگیر شدن بیماری که برخی بر این باورند اگر خطر ابتلای به آن مسئولان را تهدید می‌کرد، حتما به سکوت خود در این باره پایان می‌دادند و دست به کار می‌شدند!

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن