«علی ربیعی» استعفا بدهد
چگونه است که سازمانها و موسسات تابعه وزارت کار دائما از زیانده بودن آنها سخن میگویند اما در پاداشهای پایان سال اعداد درشت و خارج از تصور یک کارمند یا کارگزار در فیشهای حقوقیشان مشاهده میکنیم.
به گزارش فارس محمد نیشابوری در سرمقاله روزنامه «تجارت» با عنوان «علی ربیعی استعفا بدهد» نوشت:
«آنچه منتشرشده بازمانده حساب مالی مدیرعامل بانک رفاه بوده که گردش مالیاش را گرفتهاند. علاوه بر این وزیر با این پرداخت موافقت نکرده بود.» این چکیده جملات وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی در صحن علنی مجلس در واکنش به افشای فیش حقوقی مدیر عامل بانک رفاه بود.
ربیعی روز سهشنبه با حضور در مجلس شورای اسلامی گزارشی از عملکرد خود و مدیرانش را در حوزه کار و اشتغال به سمع و نظر نمایندگان ملت رساند اما در خلال آن گریزی هم به موضوع فیشهای نجومی حقوق مدیران و اعضای هیات مدیرههای شرکتها و موسسات تابعه وزارت متبوع زد. ربیعی مدعی است این حقوقها اصلا وجود خارجی ندارند در عین حال فیش منتشرشده مدیرعامل بانک رفاه ساختگی و گزارش کلی از میزان گردش مالی حساب وی بوده است.در همین چند جمله فوق تناقضات عجیبی وجود دارد.
اول آن که آنچه منتشرشده است فیش حقوقی است نه گزارش عملکرد از حساب وی. دوم آن که مدیرعامل بانک مورد نظر در مهرماه ۹۴ حدود ۱۵۰ میلیون تومان، آبان ماه ۲۴ میلیون، آذرماه ۳۶ میلیون، دی ماه ۶۳ میلیون،بهمن ماه ۲۴ میلیون و در اسفند ماه ۲۳۰ میلیون تومان دریافتی داشته است که جمع تمامی ارقام فوق معادل ۵۲۰ میلیون تومان میشود.اگر همین عدد را که در طول ۶ ماه در قالب فیش حقوقی به نامبرده پرداخت شده را در حقوق پایه یک کارگر شرکتهای تولیدی و خدماتی تقسیم کنیم و ببینیم حقوق ۶ ماهه علیصدقی معادل چند ماه حقوق یک کارگر میشود عدد دهشتناکی به دست میآید.حقوق پایه یک کارگر در سال گذشته ۷۱۳ هزار تومان بوده است در نتیجه دریافتی ۶ ماه علی صدقی معادل ۷۲۹ ماه تلاش و سخت کوشی یک کارگر کارگاه تولیدی و خدماتی است.
در حقیقت اگر کارگری ۶۰ سال کار کند معادل ۶ ماه حقوق و دریافتی مدیرعامل بانک رفاه میتواند درآمد داشته باشد.در صورتی که یک کارگر با ۳۰ سال کار بازنشسته میشود به عبارت دیگر حقوق دریافتی علی صدقی در ۶ ماه معادل میزان حقوق دریافتی ۲ کارگر تولیدی در طول ۳۰ سال اشتغال خواهد بود. این درحالی است که تمام این بده بستانهای حقوقی و مالی در وزارتخانهای در حال انجام است که متولی سامان دادن به وضعیت میلیونها بازنشسته و مستمری بگیر از یک سو و ۵/۶ میلیون بیکار از سوی دیگر است.
شگفت آنکه این همه فقط در بانک رفاه کارگران نیست که در حال به وقوع پیوستن است. در بسیاری از شرکتها،موسسات و بنگاههای اقتصادی و صنعتی وابسته به وزارت مربوطه هم این رویه جاری است.اگر وزیری تا این حد از واحدها و موسسات زیرمجموعه خود ناآگاه و بیاطلاع است که عذر بدتر از گناه خواهد بو د ادامه حضورش در منصب وزارت و اگر میدانسته چنین حقوقها و مزایایی در حال پرداخت است که باید اکنون شرمنده باشد و خود میز وزارت را رها کند و از چرخه مدیریت حداقل در این وزارتخانه خارج شود. در حقیقت وزارتخانهای با این همه ارباب رجوع که امیدی برای رسیدن به پایان ماه با دستمزدها و حقوقهای اندک ندارند واقعا جای خدمت خاصه خرجان و مدیران سایهنشین رفاه زده نیست.
اما در این میان نکته دیگری هم از نظر کارشناسان و منتقدان فیشهای نجومی مغفول مانده است. چگونه است که سازمانها و موسسات تابعه وزارت کار دائما از زیانده بودن آنها سخن میگویند اما در پاداشهای پایان سال اعداد درشت و خارج از تصور یک کارمند یا کارگزار در فیشهای حقوقیشان مشاهده میکنیم. یعنی مدیران ارشد اینگونه موسسات از ضرر هم پاداش میگیرند؟بغرنجتر از همه این نکته است که اکنون با افشای این اعداد و ارقام نجومی چرا آقایان همچنان بر مسند امور نشستهاند. روز گذشته فرماندار توکیو به دلیل استفاده از اموال دولتی در مصارف شخصی از سمت خود استعفا داد. خوب میدانیم در کشور ژاپن وقتی از فساد مالی مدیران ارشد دولتی صحبت میشود ارقام در حدود چند میلیون ین است چیزی شبیه فساد و رشوه گیری یک کارمند ساده در نظام اداری ایران اما مدیران ارشد ایران در حالی که کشور در بن بست اقتصادی بسر میبرد و هر روز دهها خانواده جدید ایرانی درگیر اعتیاد، طلاق، خودکشی و بیماریهای روحی و روانی میشوند یا به دلیل نداشتن توان مالی در بیمارستانها فوت میکنند حقوقهای چند صد میلیونی میگیرند و در همان حال مردم را به قناعت و پرهیز از مالاندوزی توصیه میکنند.
یک بازنشسته سازمان تامین اجتماعی در صورت بحران اقتصادی فقط میتواند معادل ۲ میلیون تومان وام ضروری بگیرد به عبارت دیگر یک دویست و پنجاهم حقوق ۶ ماهه علی صدقی. این معادله را هر جور که حل کنیم به ضرر طبقه فقیر و مستضعف جامعه و نماد بارز ظلم و تبعیض اجتماعی و اقتصادی است.اگر نگارنده جای وزیرخوشپوش وزارت تعاون بودم امروز آخرین روز حضورم در پشت میز وزارت مربوطه بود. از علی ربیعی که خود فرزند کار و کارگری است این کمترین توقعی است که میتوان داشت.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.