بندبازان سیاسی دلیل ناکامی عارف
دیروز بود که یک نماینده مجلس خبر داد علی لاریجانی برای دلجویی از عارف به منزل او رفت. این دیدار پیام های زیادی در خود دارد و کلیدیترین نکته آن پایان رقابت و آغاز رفاقت است. شاید نگاه سیاسی و جناحی به ریاست مجلس بود که اجازه نداد عارف در هیات رئیسه خود قرار گیرد.
به گزارش آرمان، باید در نظر داشت قهر در ادبیات سیاسی کشور نقشی ندارد و آنچه برای مردان این عرصه از اهمیت برخوردار است قدرت پذیرش اشتباه و گام نهادن در مسیر جبران آن است. همگان آگاه هستند که عارف در انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ پس از درخواست بزرگان اصلاحطلب و میانهرو، از عرصه رقابت کنار رفت و روحانی با حمایت این دو طیف برکرسی ریاست جمهوری نشست. در انتخابات مجلس دهم با تصمیم بزرگان اصلاحطلب و میانه رو، عارف در سر لیست امید قرار گرفت تا به عنوان منتخب اول تهران به بهارستان برود که این موضوع پاسخی به انصراف او در سال ۹۲ بود اما در موضوع رای نیاوردن عارف برای ریاست مجلس نباید گروهی را مقصر دانست چرا که پیش از نامنویسی عارف برای ریاست از سوی شخصیتهایی که میدانستند در این عرصه منافع ملی و نه تمایلات سیاسی باید در اولویت قرار گیرد، به او توصیه شده بود که شرایط کنونی طالب تداوم لاریجانی است و او نباید خود را کاندیدا کند اما برخی القائات سیاسی به او مبنی بر داشتن آرای فراوان سبب کاندیداتوری و ناکامی او شد. اکنون که بسیاری از موضوعات مشخص و روشن شده است باید اصلیترین عامل ناکامی عارف را بندبازانی دانست که
منافع شخصی را در اولویت قرار دادند و امروز هم برای مقصر جلوه ندادن خود هجمه به دلسوزانی را در دستور کار قرار دادهاند که بارها به عارف توصیه کرده بودند برای ریاست مجلس به تامل بیشتری نیاز است.
چه کسی پیروزی را به عارف القا کرد؟
سیاست غیر قابل پیش بینی است اما آنگاه که حوزه منافع ملی تعریف میشود باید یک رنگ بود و تنها یکرنگ! به ویژه آنکه در مجلس شورای اسلامی تغییر چهره بسیار مشهود و البته منفور است. انتخابات مجلس دهم بسیاری از پنهانها را آشکار و بسیاری از رفتارهای در زیر نقاب را آشکار کرد و نشان داد هر طیف و فردی به چه نیتی وارد عرصه شده است. آنهایی که روزی بر طبل حمایت از عارف میکوبیدند و میانه روها که ریاست لاریجانی را به صلاح پارلمان در این مقطع میدانستند، پس از مسجل شدن عدم ریاست عارف بر مجلس دهم رویکرد خود را به شکل واضحی تغییر دادند و در مدح لاریجانی نوشتند که البته رئیس مجلس هم آنها را به خوبی میشناسد. شاید پر بیراه نباشد اگر نام این مشی سیاسی را نان به نرخ روز خوردن یا عافیت طلبی سیاسی گذاشت. البته این مشی مختص دوره کنونی نیست و از گذشته وجود داشته است. چنانکه همین چند روز قبل بود که آیتا... سید حسن خمینی گفت: «من بودم و دیدم که چه کسانی بودند و چه کسانی نبودند؟ چه کسانی بعد سر سفره نشستند و چه کسانی از اول زجر کشیدند. من در متن مبارزه بودم و میدانم چه کسانی برای انقلاب چوب خوردند و چه کسانی وقتی پلو را آوردند سر
سفره آمدند. البته سفره انقلاب متعلق به همه است. همه بنشینند؛ اما جای بقیه را تنگ نکنند.»
گعده اصلاحطلبنماها
اکنون ترکیب مجلس به ثبات رسیده و اعضای هیات رئیسه مشخص شدند و رئیس و نواب آن از طیف میانهرو هستند. برای مشخص شدن چهره اصلاحطلب نماها لازم است مروری کوتاه بر مواضع آنان پیش از انتخاب اعضای هیات رئیسه داشت. مثلا درباره علی لاریجانی عنوان کردند که او یک اصولگراست و رای دادن اعضای لیست امید به او برای جلوس بر کرسی ریاست شایسته نیست. نکته قابل تامل در اینجا بود که فراموش کردند لاریجانی در لیست امید قم حضور داشت و نه لیست اصولگرایان این شهر. بنابراین تبلیغ به رای ندادن به لاریجانی نوعی خودزنی سیاسی بود که در نهایت نتیجه یا عایدی برای این بند بازان سیاسی نداشت. آن زمان که از آنان علت مخالفت شان با لاریجانی سوال میشد اینگونه پاسخ میدادند که ریاست مجلس دهم باید به یک اصلاحطلب برسد! اما به این سوال پاسخ ندادند مگر تعهد ندارند که منافع ملی را بر منافع حزبی و جناحی ارجح بدانند؟ پس اینک چه شده که اقلیتی اصلاحطلبنما در پی فضاسازی هستند و بهانه به دست دلواپسان دادند که اختلاف در اردوگاه اصلاحطلبی را جار بزنند؟ یا درباره مسعود پزشکیان که نایبرئیس اول مجلس شد برخی از مدعیان اصلاحطلبی با دلواپسان همنوا شدند و
عنوان داشتند که رای بالای پزشکیان حاصل آرای اصلاحطلبان مجلس نیست بلکه او از آرای قومیتی و چند اصلاحطلب برای حضور بر کرسی ریاست بهره برده و یک روزنامه مدعی اصلاحطلبی هم نوشته بود که «۵۰ رای مسعود پزشکیان که منجر به آن شده او به هیات رئیسه برسد دلایل غیرسیاسی دارد و بیشتر بازمیگردد به اعتقادات قومی» که ادعای مضحکی بود و نشانه محبوبیت پزشکیان و محبوبیت او در میان تمام اقشار سیاسی مجلس در روز دوشنبه نمایان شد که پزشکیان در غیبت لاریجانی بر کرسی ریاست نشست و از هر طیفی به او تبریک گفتند. شاید اصلاحطلب نماها هنوز آن گفته پزشکیان را در خاطر دارند که در سال ۹۲ گفته بود: «من به گرایشهای سیاسی افراد کاری ندارم و در زمان اصلاحات هم که وزیر بودم کاری به گروههای سیاسی و اصلاحطلبی نداشتم.» به هر حال نمیتوان منکر آن شد که رای مردم در سال ۹۴ رای به گروههای سیاسی نبود و عقلای اصلاحطلب و میانه روها این موضوع را پیش بینی کرده بودند که لیست ائتلافی به نام امید ارائه کردند و پیروز شدند، اما کاش برخی فرصت طلبان با تخریب آنهایی که اهل باج دادن نبودند، در مسیر پیروزی به تلاش بیحاصل برای اختلاف افکنی نمیپرداختند.
امروز نتیجه اعتماد به بندبازان سیاسی با دلخوری عارف نمایان شد و لاریجانی که خود را وارد گود فرصت طلبان نکرد تا پیروز شود به دیدار او رفته تا وعده مجلسی بدون حاشیه را محقق کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.