مجوز رسمی مجلس برای رونق امضاهای طلایی
شرق نوشت؛ در واپسین ماههای عمر مجلس نهم، از پیشنهاد طرح پرفرازونشیب دونرخیکردن بنزین رونمایی شد و نمایندگان در پرده اول، همان ابتدا آن را تصویب کردند و بلافاصله چند ساعت بعد به آن معترض شدند. گرچه دولتمردان از همان ابتدا درباره فسادآوربودن این طرح هشدار دادند، اما گویا گوشی بدهکار نبود و در نهایت طرح با تغییراتی به تصویب نهایی رسید و برای تأیید روانه شورای نگهبان شد. نگاهی به تجربههای گذشته در بحث چندنرخی، نشان میدهد چندنرخیبودن همیشه باعث شده است برخی افراد به امضاهای طلایی دسترسی پیدا کنند و در مُلک تحت امر خود، به هرکه بخواهند مرحمتهایی رانتگونه و غیرقانونی داشته باشند.
شرق نوشت؛
در واپسین ماههای عمر مجلس نهم، از پیشنهاد طرح پرفرازونشیب دونرخیکردن بنزین رونمایی شد و نمایندگان در پرده اول، همان ابتدا آن را تصویب کردند و بلافاصله چند ساعت بعد به آن معترض شدند. گرچه دولتمردان از همان ابتدا درباره فسادآوربودن این طرح هشدار دادند، اما گویا گوشی بدهکار نبود و در نهایت طرح با تغییراتی به تصویب نهایی رسید و برای تأیید روانه شورای نگهبان شد. نگاهی به تجربههای گذشته در بحث چندنرخی، نشان میدهد چندنرخیبودن همیشه باعث شده است برخی افراد به امضاهای طلایی دسترسی پیدا کنند و در مُلک تحت امر خود، به هرکه بخواهند مرحمتهایی رانتگونه و غیرقانونی داشته باشند. رواج امضاهای طلایی، از دستاوردهای آتی دونرخیشدن بنزین است که حمیدرضا صالحی، نایبرئیس کمیسیون انرژی اتاق تهران نیز در گفتوگو با «شرق» بر آن تأکید میکند و به عنوان نماینده بخش خصوصی میگوید بعد از این همه تجارب مختلف، نمایندگان مجلس نباید دچار این خطای بزرگ و نپذیرفتنی از سوی مردم، میشدند و مسیری را که منتهی به غیرشفافشدن اقتصاد است میپیمودند.
ارزیابی شما از طرح دونرخیکردن بنزین که در دستورکار مجلس نهم قرار گرفت، چیست؟
ما در گذشته تجربههای زیادی در بحث چندنرخیبودن داشتهایم و در این تجربیات، همیشه چندنرخیبودن باعث شده است عدهای به امضاهای طلایی دست پیدا کنند و با گرفتن امتیازات ویژه بتوانند از این اختلاف قیمت، درآمدهای کاذب ایجاد کنند. این فساد به مرور زمان عرصههای بزرگی را تحتتأثیر قرار میدهد. به نظر میرسد بعد از اینهمه تجارب مختلف، نمایندگان مجلس نباید دچار این خطای بزرگ و ناپذیرفتنی از سوی مردم، میشدند. اگر قیمت بنزین پایین است، دولت و مجلس میتوانند در یک برنامه بلندمدت، با توجه به نرخ تورم، درصدی افزایش قیمت را اعمال کنند. برای اقتصاد انرژی ایران اگر بنزین را ١٠ درصد گران کنند، بسیار مناسبتر از این است که آن را دونرخی کنند. متأسفانه این یک اشتباه بزرگ و تاریخی است که مجلس نهم مرتکب میشود؛ درحالیکه نمایندگان فعلی مجلس در روزهای انتهایی مسئولیت، باید با احتیاط کار کنند که هزینههای سنگین برای کشور ایجاد نشود. با توجه به اینکه این مجلس تجربه تکنرخیشدن بنزین را داشته است و محسنات آن، ازجمله رفع فساد را شاهد بوده است، پیشنهاد ما بهعنوان نمایندگان بخش خصوصی این است که از دونرخیکردن دوباره بنزین، پرهیز شود؛ چراکه آثار بسیار ناگواری خواهد داشت که زمینهساز خسارتها و هزینههای بیشماری در آینده خواهد بود. اجرای اولیه این طرح هزینه دارد؛ اما مطمئن باشید در سالهای بعد بهمراتب هزینههای بالاتری به کشور تحمیل خواهد کرد.
مشخصا منظور شما چه هزینههایی است؟
وقتی توزیع بنزین دوباره دونرخی شود، دوباره در این سازوکار، کارت سوخت و خریدوفروش آن اهمیت پیدا میکند و این یک جریان اقتصادی کاذب و نادرست در اقتصاد کشور درست میکند؛ یعنی درحالیکه دولتمردان و حاکمیت تلاش میکنند اقتصاد از مشکلات فعلی فارغ شود، دوباره یک مشکل جدید درست میشود. مسئله بعدی این است که عدهای با امضای طلایی، رانت پیدا میکنند و فسادی که در این فرایند به وجود میآید، بهمرور به مسئولان و مأموران دیگر نیز تسری پیدا میکند. جدای از اینها، دونرخیشدن بنزین، مانع توجه واقعی به اقتصاد انرژی میشود. باید بنزین به بهای واقعی خود برسد؛ اغلب دولتها هزینههای زیادی را روی بنزین دریافت میکنند و عوارض و مالیات بالایی هم بر آن میبندند تا حدی که قیمت بنزین به چند برابر قیمت خرید آن میرسد. ما به این سمت حرکت نکردهایم و میتوانیم به مرور زمان با شیب مناسب، برای حصول این هدف تلاش کنیم؛ اما دونرخیکردن بنزین، میتواند سنگ بزرگی در این مسیر باشد.
گفتید دونرخیکردن بنزین باعث دستیابی برخی از افراد به امضای طلایی میشود. با توجه به اینکه ما پیشازاین نیز سابقه دونرخی و چندنرخیبودن بنزین را داشتهایم، این امضاهای طلایی برای چه کسانی و در چه مناصبی به وجود میآید؟
نمود امضاهای طلایی را میتوان در بحث ارز مبادلهای دید. بارها تجربه شده که برخی از افراد با دسترسی به این امضاهای طلایی و مجوزهای وارداتی، توانستهاند با ارز مبادلهای کالا وارد کنند و بهراحتی در بازار آزاد بفروشند؛ اما صنعتگر و تولیدکننده ما که عمر و روان خود را صرف حرفه خود کرده، مجبور بوده است مواد اولیه را با ارز آزاد وارد کند. در بحث بنزین دونرخی هم، همین اتفاق بهراحتی میافتد. در فرایند دونرخیشدن بنزین، نظام تصمیمگیری میزانی را برای بنزین سهمیهای در نظر میگیرد و میزانی را نیز بهعنوان بنزین گرانتر تعیین میکند. در نظام سهمیهبندی، جدای از سهمیه خودروهای شخصی، سهمیههای بالاتری هم به تاکسیرانی، بیمارستانها، برخی ادارات و نهادها و... داده میشود. در این شرایط نیازمند شبکهای منسجم، دقیق و هوشمند هستیم که بتواند مصارف و تخصیصها را تفکیک کند تا حرکت اشتباهی اتفاق نیفتد. ما در توزیع کوپن و در سهمیهبندی قبلی بنزین، سختیهای زیادی را تجربه کردیم. علاوهبر اینها وقتی کالایی دونرخی میشود، قیمت آن به سمت نرخ بالایی حرکت میکند. هر امتیازی که ایجاد شود، برخی را برای سوءاستفاده از آن ترغیب میکند. کوپن فروشی و کارتسوختفروشی یا تلاشهای غیرقانونی برای گرفتن کوپن اضافی یا تلاش برای هککردن و سوءاستفاده از کارت سوخت، بر کسی پوشیده نیست. ما باید تلاش کنیم مردم به سمت کار واقعی و مولد حرکت کنند؛ اما با این کارها، کار و بیزینس کاذب درست میکنیم. باید به سمت شفافسازی اقتصاد حرکت کنیم؛ نه اینکه از اقتصاد آزاد مبتنی بر شفافیت به سمت پنهانسازی برویم و فضا را برای افرادی مهیا کنیم که میخواهند کارهای غیرمتعارف در اقتصاد انجام دهند. این میتواند یک خیانت تلقی شود. نظام اقتصادی کشور باید در مسیر درست قرار بگیرد؛ اما حالا که بینظمیهای سالهای گذشته به انضباطی نسبی نزدیک میشود، این دونرخیکردن به مسئولان آدرس غلطی میدهد که آنها را از هدف واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی دور میکند.
روزهای اول که طرح افزایش پلکانی قیمت بنزین ارائه شد، همگان از این طرح به عنوان جریمه پرمصرفها یاد میکردند که باید برای مصرف بیش از سهمیه، مبالغی را به عنوان عوارض پرداخت کنند. به نظر شما این دونرخیکردن بنزین میتواند باعث تنبیه و جریمه پرمصرفها شود؟
خیر. اصلا نمیشود. هیچ ملاک و سازوکاری که بتواند شهروند پرمصرف و کمصرف را تشخیص بدهد، طراحی نشده است. پرمصرف، زمانی جریمه میشود که هزینه مصرف خود را بپردازد. حالا که گازوئیل را با یارانه عرضه میکنیم، آیا شهروندی که چهار دستگاه کامیون دارد به اندازه شهروندی که یک دستگاه کامیون دارد، به یک اندازه از یارانه بهرهمند میشود؟ نه اصلا. ما سهمیه را به دستگاه تخصیص میدهیم، نه به شهروند. فرد متمولی و احتمالا پرمصرفی که چند خودرو دارد، بهراحتی میتواند از بنزین سهمیهای ارزان استفاده کند و آن فرد عادی که یک خودرو دارد هرگز نمیتواند بیش از سهمیه تعیینشده، بنزین ارزان بگیرد. ما باید تنبیه پرمصرف را از اینجا شروع کنیم. این کار راهی جز واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی ندارد. ما اگر بخواهیم به اقشار کمبضاعت جامعه کمک کنیم، نباید سازوکارهای اقتصادی را به هم بریزیم، بلکه مشخصا باید به همان طبقهای که نیازمند حمایت است، در قالب برنامههای حمایتی مشخص رسیدگی کنیم. خلاف این هم اگر قصد تنبیه و جریمه قشری از جامعه را داریم نمیتوانیم همه را در یک چارچوب بگنجانیم و بگوییم هر که خارج از این چارچوب باشد جریمه میشود. تصمیمات اشتباه و تعریف برنامههای غلط، سازوکارهای اقتصاد انرژی کشور را به هم میریزد.
شما در طول صحبت، غیرشفافشدن اقتصاد، ایجاد شغلهای کاذب، نشر فساد و تحمیل هزینه به کشور را از تبعات دونرخیکردن بنزین برشمردید که به صلاح کشور نیست. با توجه به اینکه در اسناد بالادستی کشور، سند چشمانداز ٢٠ساله را داریم که تبدیلشدن ایران به کشور طرازاول منطقه در افق ١٤٠٤ از عالیترین اهداف آن است، آیا با سیاستگذاریهایی مانند دونرخیکردن بنزین، ایران میتواند به اهداف بلندمدت خود برسد یا چنین طرحهایی میتواند دستیابی به این هدف و دیگر اهداف سند چشمانداز را تحتتأثیر قرار دهد؟
اگر ما بخواهیم در راستای اهداف سند بالادستی چشمانداز ١٤٠٤ عمل کنیم، باید به سمت واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی برویم. باید نشان بدهیم کشور ما میتواند به جایگاهی برسد که هر که تلاش بیشتری دارد، به درآمد بیشتری میرسد و هرکس شغل کاذب دارد یا در پی رانتخواری و فعالیتهای نامولد است، درآمد کمتری خواهد داشت. کشوری مانند ایران در صورتی به اهداف بلندمدت توسعهای میرسد که مردم پرتولید و کممصرفی داشته باشد. مصرف سرانه انرژی ما نسبت به میانگین دنیا سه برابر است. ما هر بشکه نفتی را که در ایران میسوزانیم به ٢٧٠ دلار جیدیپی تبدیل میکنیم، اما در ترکیه همین بشکه نفت به ٨٧٠ دلار جیدیپی تبدیل میشود. ما در سالیان طولانی اینطور توجیه شدهایم که به دلیل نفتخیزبودن، میتوانیم انرژی ارزان مصرف کنیم. زمانی میتوانیم به رتبه مطلوب در منطقه برسیم که از داشتههای خود بهدرستی استفاده کنیم. وقتی مقام معظم رهبری میفرمایند اقتصاد درونزای برونگرا، یعنی اقتصاد مبتنی بر تولید؛ یعنی تبدیل داشتهها به ارزش افزوده. با این طرحهایی که برای مردم اجرا میکنیم، با فرهنگ اعانهپروری و یارانهدادن، مردم را از عرصه تولید دور میکنیم. وقتی مردم از تولید دور بمانند و حاکمیت هم برای بیشتر دورشدن مردم از تولید کمک کند؛ عملا این مردم، این جامعه و این دولت هیچوقت نمیتوانند برنامههایی نظیر ١٤٠٤ را عملی کنند. از دیگر اصول سند چشمانداز ٢٠ساله، کمک به شفافیت اقتصاد است؛ همانقدر که ارز تکنرخی میتواند به شفافیت اقتصاد کمک کند، دونرخیکردن در دیگر حوزهها میتواند باعث نبود شفافیت شود.
با توجه به اینکه قبلا با کمشدن میزان سهمیه بنزین خودروها، سازوکار تکنرخیشدن آن فراهم شد، برخی از مردم معتقدند طرح دونرخیکردن بنزین هم به آن سرنوشت دچار میشود. به نظر شما این اعتقاد مردم میتواند خللی در مسیر دولت ایجاد کند که برای تکنرخیکردن در سایر حوزهها، بهویژه نرخ ارز، با مشکل مواجه شود؟
هر زمانی که ما به مردم آدرس غلط میدهیم، باید منتظر باشیم مردم هم در آینده تفسیرهای مورد نظر خود را داشته باشند. اگر بهفرض ما گازوئیل را ٣٥٠ تومان به مردم میدهیم و هزار تومان روی آن یارانه میدهیم، چرا نباید با مردم صادقانه صحبت کنیم و مثلا بگوییم این یارانه میتواند به هزینه آموزش و بهداشت شما تخصیص یابد. چرا به جای برخورد صادقانه بیاییم گامبهگام با طرحهای مقطعی گازوئیل را دونرخی کنیم و قیمتها را به سمت نرخ بالاتر که مرجع قیمتها میشود، ببریم و نرخ پایین را حذف کنیم. مجلس و دولت بگویند ما قصد داریم بنزین یا دیگر حاملهای انرژی را تا فلان زمان به قیمت واقعی برسانیم و روی آنها عوارض و مالیات هم بگیریم. محل هزینه درآمدهای ناشی از آن را هم مشخص کنیم و جوابگوی آن باشیم. مردم متوجه میشوند که دولت و مجلس برنامه دارند. اگر خلاف این باشد و بخواهیم با طرحهایی مانند دونرخیکردن بنزین، اهدافی تعیین کنیم که مدتزمان و امکان راستیآزمایی تحقق آنها هم مشخص نباشد، مردم میرنجند و از همراهی با دولت و مجلس منصرف میشوند. ما با این کارها مردم را بدگمان و از همراهی با حاکمیت دور میکنیم و این توهم ایجاد میشود که همیشه ترفند جدیدی در کار است.
یعنی گرچه طرح بنزین دونرخی، در ظاهر قیمت را افزایش نداده است؛ اما مردم فکر میکنند این ترفندی است که عاقبت به کاهش سهمیه و افزایش قیمت ختم میشود؟
به دلیل تجارب گذشته عملا برای مردم این تصور ایجاد شده است که وقتی یک نرخ جدید مبنا قرار میگیرد، دیگر قیمتها هم به سمت آن میروند؛ یعنی مردم فکر میکنند قیمتی که برای بنزین آزاد تعیین میشود، به مرور زمان، قیمت بنزین سهمیهای را هم به سمت خود میکشد و هدف از این کار، فقط افزایش قیمت است. با مردم باید روراست بود. به نظر من مردم، فهیم و دانا هستند و طالب حرکتهای پوپولیستی و عوامفریبانه نیستند و نمیخواهند کسی آنها را فریب بدهد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.