تهران -ریاض؛مماشات یا رویارویی؟
موضوع روابط ایران و عربستان از یک تیرگی روابط به معمایی بس بزرگ در خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل شده است. رویارویی ها و رقابت های سیاسی میان دو کشور گرچه موضوع تازه یی نیست و دیرینه اختلافات دو کشور به سالهای دهه ۵۰ تا ۷۰میلادی باز می گردد،اما حجم اتهامات و حملات کنونی دو طرف و نبود چشم اندازی روشن در کاهش تنش های جاری در کنار نگرانی های روز افزون از ثبات و امنیت منطقه ،موجب تعجب بسیاری از تحلیل گران امور منطقه شده است. به گزارش ایرنا درحالی که انتظار می رفت همزمان با روی کار آمدن رئیس جمهورحسن روحانی در ایران در سال ۲۰۱۳به عنوان یک سیاستمدار نو گرا و پراگماتیست ،فصل جدیدی از مناسبات خارجی ایران آغاز شود،اما این شانس بر خلاف دیگر اعضا و کلونی های جامعه بین المللی مانند اروپا و ایالات متحده ،در منطقه عربی در اختیار ایران قرار نگرفت.
موضوع روابط ایران و عربستان از یک تیرگی روابط به معمایی بس بزرگ در خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل شده است. رویارویی ها و رقابت های سیاسی میان دو کشور گرچه موضوع تازه یی نیست و دیرینه اختلافات دو کشور به سالهای دهه ۵۰ تا ۷۰میلادی باز می گردد،اما حجم اتهامات و حملات کنونی دو طرف و نبود چشم اندازی روشن در کاهش تنش های جاری در کنار نگرانی های روز افزون از ثبات و امنیت منطقه ،موجب تعجب بسیاری از تحلیل گران امور منطقه شده است.
به گزارش ایرنا درحالی که انتظار می رفت همزمان با روی کار آمدن رئیس جمهورحسن روحانی در ایران در سال ۲۰۱۳به عنوان یک سیاستمدار نو گرا و پراگماتیست ،فصل جدیدی از مناسبات خارجی ایران آغاز شود،اما این شانس بر خلاف دیگر اعضا و کلونی های جامعه بین المللی مانند اروپا و ایالات متحده ،در منطقه عربی در اختیار ایران قرار نگرفت. اکنون متاثراز شدت آتش توپخانه های طرفین ، ویرانه یی از دیپلماسی در منطقه مشاهده می شود و این نگران کننده است.
متذکر شدم کشمکش میان تهران و ریاض چندان ربطی به شرایط کنونی ندارد. اسناد وزارت خانه های خارجه بریتانیا وایالات متحده ونیز در موردی کوچک تر خاطرات اسدالله علم نزدیک ترین مشاور محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران به وضوح نشان میدهد ازبستر اختلاف بر سر حدود فلات امنیتی خلیج فارس گرفته تا امنیت منطقه عمومی خاورمیانه ونیز مسائلی مانند انرژی ،کشتیرانی تجاری و نظامی ویا عمق آبهای مرزی و... همواره موضوعاتی منافشه انگیزمیان تهران و طرف های عرب بوده اند. نقطه اوج این رویارویی ها از جنبه منافع امنیتی در موضوع خروج بریتانیا از خلیج فارس و استقلال بحرین در سال ۱۹۷۱و بحث جزایر ایران در خلیج فارس و از جنبه افتصادی و انرژی در بحران تحریم نفتی ۱۹۷۳شکل گرفت که مطالعه اسناد وزارتخارجه بریتانیا به خوبی بحران و کشمکش جدی و غیر قابل حل میان پایتخت های عربی خصوصا میان ریاض و تهران رانشان میدهد.هرچند رویه های حاکم و نیزمنافع قدرت های بین المللی و به ویژه ایالات متحده در منطقه، آنها را به سوی نوعی مماشات و تحمل یکدیگر سوق داد اما مسائل فی مابین آنها هرگز حل نشد. نمی دانم آیا اکنون مدل تحمل و مماشات می تواند با یک بازنگری مجددا مورد توجه طرفین قرار گیرد؟.شاید ؛اما نه به آن سادگی که تصور می شود.نه ایران و نه اعراب در شرایط ۴۰سال پیش خود قرار ندارند. ولی زمینه های آن با حمایت جامعه و نیز قدرت های بین المللی کمابیش مشاهده می شود.
به باور من در هرگونه واکاوی و بررسی روابط تهران و پایتخت های عربی توجه به پیشینه مناسبات طرفین از اهمیت راهبردی فوق العاده یی برخوردار است و به صرف دوره هایی از حسن نیت مشروط و محتاطانه نمی توان به احساس "ما همواره دوست و برادر بوده و خواهیم بود" جنبه یی دائمی،رسمی و ساختاری داد. چون مبنای آن عاطفه است که در واقعیات دنیای دیپلماسی جا و ارزشی ندارد .تجربه نشان داده صرف همسایه بودن یا پررنگ کردن مولفه های ایدئولوژیک به دلیل تضاد منافع و درک امنیتی متفاوت الزاما به شکل گیری علائق مشترک منجر نخواهند شد و هیچیک نتوانسته اند به متدی دائمی و قابل اتکا دستکم درخاورمیانه و خلیج فارس برای کشورها تبدیل شوند. خاورمیانه را مشاهده کنید!، تجربه دهها قرارداد و توافق مشترک میان خود اعراب را ببینید!.صحنه منطقه مملو از توافق در علائق وحتی تشکیل کشور واحد عربی ست. اما هیچ نتیجه یی حاصل نشد!.مانند تلاش های پر سر و صدا اما بی فرجام اعضای جبهه امتناع عربی؛ ایران که جای خود دارد.
آنچه که باید با آن روبروشد پذیرش واقعیات وتحمیل اصل دفاع ازمنافع در دیپلماسی و دیگر هیچ است. فکر میکنم زمان آن رسیده تهران به این موضوع بیاندیشد که نمی تواند باهمسایگان عرب خود به یک همکاری راهبردی و استراتژیک معنا دار دست یابد ولازم است چارچوبی متفاوت از آنچه در منطقه و دیپلماسی خود تا کنون خواستار آن بوده دنبال کند.نه به این معنا که با اعراب و همسایگان خود رویاروشود ،بلکه دقیقا به این اعتبار که حد متعارف و قابل درکی از روابط واقعی را رصد ودنبال کند. تهران بپذیرد یانه؟جامعه عرب ساختاری متوازن که بتوان در فضایی غیراز تعیین های سیاسی رسمی و دیپلماتیک به آن اتکا و اعتماد کرد ندارد.آزار دهنده و مشکل ساز، اما این یک واقعیت است که دیر یا زود ایران باید آن را بپذیرد.تهران می تواند همانگونه که پرزیدنت روحانی تاکید کرده و می توان صداقت را در آن یافت، حسن نیت خود را نشان دهد،اما وقتی چنین نشانی حداقل در سطح مورد انتظار ایران در طرف مقابل دیده نمی شود راهی جز بازتعریف دیپلماسی بر اساس واقعیات منطقه ونه احساسات آنهم بر مبنای اصل مماشات،تحمل و کشاندن موضوعات به روی میز مذاکرات دیده نمی شود.در این چارچوب بی شک ارزیابی روابط متقابل ایران و اعراب و مشخصا عربستان سعودی واقعی تر خواهد بود و احتمالا راحتر می توان راهکاری برای خروج از بن بست کنونی پیدا کرد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.