کمک ده میلیون تومانی امام در خانه هاشمی

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۴۳۳۷۹ سایت-خوان

آیت الله هاشمی در خاطره روز ۲۶ فروردین سال ۱۳۶۲می نویسد؛ تمام‌ روز در خانه‌ بودم‌. گزارش ها را خواندم‌. پیش‌ از ظهر احمدآقا آمد. اطلاع‌ داد که‌ ده‌ میلیون‌تومان‌ اهدایی‌ امام‌ به‌ حزب‌ جمهوری‌ [اسلامی‌] را از قم‌ آورده‌اند و آماده‌ تحویل‌ است‌. این‌کمک های‌ امام‌ به‌ حزب‌، اهمیت‌ بسیاری‌ دارد؛ هم‌ از لحاظ سیاسی‌ و هم‌ رفع‌ نیازها. راجع‌ به‌ جنگ‌ و مسائل‌ دیگر مشاوره‌ شد. شکست‌ عملیات‌ والفجر یک‌ بعد از آن‌ همه‌ توفیقات‌ نظامی‌، نگران‌کننده‌ است‌. در مورد اختلاف‌ آقای‌ [محمدرضا]فاکر و فرماندهان‌ سپاه‌ صحبت‌ شد.

آیت الله هاشمی در خاطره روز ۲۶ فروردین سال ۱۳۶۲می نویسد؛

تمام‌ روز در خانه‌ بودم‌. گزارش ها را خواندم‌. پیش‌ از ظهر احمدآقا آمد. اطلاع‌ داد که‌ ده‌ میلیون‌تومان‌ اهدایی‌ امام‌ به‌ حزب‌ جمهوری‌ [اسلامی‌] را از قم‌ آورده‌اند و آماده‌ تحویل‌ است‌. این‌کمک های‌ امام‌ به‌ حزب‌، اهمیت‌ بسیاری‌ دارد؛ هم‌ از لحاظ سیاسی‌ و هم‌ رفع‌ نیازها. راجع‌ به‌ جنگ‌ و مسائل‌ دیگر مشاوره‌ شد. شکست‌ عملیات‌ والفجر یک‌ بعد از آن‌ همه‌ توفیقات‌ نظامی‌، نگران‌کننده‌ است‌.

در مورد اختلاف‌ آقای‌ [محمدرضا]فاکر و فرماندهان‌ سپاه‌ صحبت‌ شد. به‌ نظر می‌رسد بنا دارند، اختیارات‌ ایشان‌ را محدود کنند و با آقای‌ [فضل‌ الله‌]محلاتی‌ تقسیم‌ نمایند. اشاره‌ به‌ ضرر و خطر انجمن‌ حجتیه‌ برای‌ بعضی‌ مقامات‌ داشت‌. نماز جمعه‌ را [آیت‌الله‌]آقای‌ خامنه‌ای‌ اقامه‌کردند. مقداری‌ از وقتم‌ را مهمانها گرفتند. عصر همشیره‌ طاهره‌ با بستگان‌ دیگر آمدند. دو سال‌است‌ که‌ او را ندیده‌ بودم‌. در روستای‌ محل‌ تولدمان‌ بهرمان‌ نوق‌ مثل‌ وضع‌ قبل‌ از انقلاب‌ زندگی‌می‌کنند.

می‌گوید وضع‌ کارگرانمان‌ از آنها بهتر شده‌ است‌ که‌ باعث‌ خوشحالی‌ است‌. دخترش‌ آذرهم‌ که‌ به‌ تازگی‌ ازدواج‌ کرده‌، با شوهرش‌ آمده‌ بودند. خانم‌ دکترمنصوریان‌ که‌ سهام‌ بیمارستانش‌مصادره‌ شده‌ و با شوهرش‌ در کانادا زندگی‌ می‌کنند، برای‌ رفع‌ مشکلات‌ و برگشتن‌ به‌ ایران‌ مراجعه‌کرده‌ بود. به‌ آقای‌ محمدی‌ گیلانی‌[حاکم‌ شرع‌ تهران‌] ارجاع‌ دادم‌.

آخر شب‌، احمدآقا تلفن‌ کرد و گفت‌ از جبهه‌ خبر داده‌اند که‌ بر سردوسه‌ تپه‌ فتح‌ شده‌، درگیری ‌شدید است‌ و تلفات‌ داده‌ایم‌ و عقب‌نشینی‌ کرده‌ایم‌. خیلی‌ متأثر شدم‌. دختر غفوری‌ هم‌ با خانم‌یوسفیان‌ ‌ که‌ پسرش‌ را گرفته‌اند، آمدند و کمک‌ می‌خواستند. آقای‌ رحیمیان‌ هم‌ اصرارداشت‌ که‌ با مجله‌ پاسدار اسلام‌ درباره‌ جنگ‌ مصاحبه‌ کنم‌؛ چون‌ وضع‌ روشنی‌ نداریم‌، گفتم‌ درشماره‌ آینده‌ مصاحبه‌ می‌کنم‌.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن